۸ پاسخ

سلام فداتشم ابجی خدا نی نی تونو حفظ کنه نیاز ندارین براتون ختم کل قران چله نادعلی . حجرات برای سلامتی جنین زیارت عاشورا حدیث کسا بخونم چهت هر نیتی خواستی میخوم به نیتتون هدیخ به روح اموات هم خواستی نماز روزه قضا هم میخونم خیلی و دست بالم خالیه اجرت با سید فاطمه زهرا مواظب بچت باشه

پماد تتراسایکیلین مهصوص زخم زود جوش میاره و ضد عفونته

ای هانیه 😰مُردم براش،شهریارم دیروز با پشتش افتاد تو استخر کبود شد درجا 😓

الهی بمیرم براش
بالاخره بچه هزار اتفاق میوفته
از مای بی بی گرفتیش ؟؟؟
فک کنم تترا خوب باشه ک عفونت نکنه تافردا ببریش داروخوته

عکسشو بنداز به داروخانه نشون بده بببن چی میگن

بروداروخانه بگو یااینک ببردکتر ببین چی میگ چون میگی زخم بازه

پماد تتراسایکلین

بنظرم برو داروخونه بهتر راهنمایی میکنن جای حساس بچه

سوال های مرتبط

مامان عسل مامان عسل ۳ سالگی
خانوما توقع شما از مهد کودک چیه؟
جدای از آموزش..
من یه مهدی رفتم که با چشم خودم میدیدم مربی کاردستی درست میکنه میده بچه و مادر هم فکر میکنه بچه درست کرده
یا مثلا وقتی مامان میومد دنبال بچه ،،مربی کلا مهربون میشد و با خوشحالی از بچه خداحافظی میکرد..
امروز به مربی گفتم فلان رفتار طبیعیه تو بچه من؟
اومده به من میگه برو کلاسهای فرزندپروی و بگذرون و کلی غر زد...
درحالیکه اگر نگران نبودم غیر طبیعی بود و من کلی دوره فرزندپروی گذروندم..
یه بچه ای مامان باباش دکترن تو مهد بود..بچه اومد پسر من و اذیت کرد و هیچی بهش نگفت منم فقط گفتم عجب بچه شیطونی....آقا این و گفتم مربی سریع اومد یقه من و گرفت که نباید اینجوری بگی..این خانوادش دکترن و بچه افسرده ای بوده اومده مهد و...اصلا از خودم بدم اومد بچه رو بردم اونجا..
بهش میگم چرا بچه ها تو مهد یادنگرفتن اسباب بازی و به هم اشتراک بزارن؟
بچه من میره سمت اسباب بازی ها یکی دیگه از دستش میگیره و طردش میکنه..
میگه اینا بچه هستن نمیفهمن.. نمیدونم ببرمش یا نه..
از طرفی خیلی به خونه ما نزدیکه..
اومده میگه چند روز دیگه بچه خودتم اسباب بازی به بقیه نمیده..
میشه راهنمایی کنید نظرتون و بگید چکار کنم. راستش رفتار مربی خورد تو ذوقم.
مامان زندگی🌱 مامان زندگی🌱 ۲ سالگی
دوستان بنطرم ی کم عذاب وجدان گرفتم بگید رفتارم بد بود چطور باید رفتار میکردم پسرمو بردم پارک یه پسر بچه تقریبا ۴ ساله جلو پله ها رو گرفته بود اجازه نمی‌داد پسرم بره بالا سرسره بازی کنه بهش گفتم خاله برو کنار نی نی رد بشه هیچی نگفت تکون نخورد پاهاشو دراز کرد که می‌خواست پسرمو هول بده یا با پاش بزنه به قفسه سینه پسرم که یعنی از پله ها برو پایین یهو پسرم گفت نی نی نههه نکن برو کنار برم تاب سرسره باز پسره تکون نخورد هیچی نگفت من به سپهر گفتم تو از پله ها برو بالا نی نی هم میره کنار خلاصه با اخم به پسره نگاه کردم گفتم برو کنار دست پسرمو گرفتم از پله ها ردش کردم بعد دیدم پسره رفته دم سرسره وایساده اجازه نمیده پسرم سوار بشه به سپهر گفتم مامان بیا سرسره کنارش سوار شو یهو تا سپهر اومد سوار سرسره کناری بشه پسره خودشو انداخت جلو اون سرسره که سپهر نتونه سوار بشه من پایین بودم دیگه سپهرم بالا بهش گفتم برو کنار میخواد سوار بشه زل میزد تو چشام حرف نمیزد تکونم نمی‌خورد منم کفری شدم داد زدم گفتم مگه نمیگم برو کنار عه بچه میخواد بازی کنه برو کنار ببینم اون پسره هم انگار ترسید رفت یه گوشه نشست چطور رفتار میکردم درست تر بود بعدم من کلا یکی بخواد عمدا لج در بیاره عمدا اذیت کنه خیلی بدم میاد 🤦‍♀️🥴
پوشک انومالی مولفیکس مای بی بی گهواره بچه زایمان سونو دوقلو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس مای بی بی
مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
چه خبرا خوبین ؟
دخترم این موقع خوابیده شبی پدر منو دربیاره
بچه ها ما یه دختر همسایه داریم پنج سالشه
میاد خونه ما با کل وسایل دختر من بازی می‌کنه ولی هیچ کدوم از وسایلش رو دست دختر من نمیده همیشه کارش همینه دفعه پیش اومده بود خونه ما قشنگ یک ساعت بازی کرد موقع رفتنش دخترم خیلی گریه کرد باهاش بره مجبور شدم بفرستم باهاش بره بعد پنج دقیقه خودم دم در بودم دخترمو از خونه انداخت بیرون درم بست
چند روز پیشم بازم یه لحظه دخترم رفت پیشش دیدم جیغش در اومده خیلی گریه کرد بعد که آروم شد گفت منو زده
باز امروز مامانش زنگ دخترم بیادخونتون اومد یه دوساعتی بازی کرد
ولی خودش اصلا اسباب بازی هاشو دست دختر من نمی‌ده به هیج وجه من سر همین موضوع قطع رابطه کردم با مامانش چون مامانش میگه بچه باید هنر نه گفتن بلد باشه
اون موقع که دختر من یک سالش بود یه سه چرخه داشت چند بار دختر من دست زد بهش دخترش جیغ میزد که دست نزن به سه چرخه ام من دخترمو با کالسکه برده بودم تو کوچه دخترش داشت با کالسکه دختر من بازی میکرد دختر منم سوار سه چرخه اش شد تا دید دختر من سوار شده سریع جیغ داد که پیاده شو من هر کاری میکردم دخترم نمیومد پایین مامانشم اصلا نگفت که مامان نی نیه تو هم داری با کالسکه اون بازی خدا شاهده یک کلمه از دهن این زن در نیومدکه بگه بزار یه ذره بازی کنه منم زوری بچمو پیاده کردم آوردمش خونه دیدم دخترش زودتر از ما در حیاط وایستاده که بیاد خونمون 🤦
منم بهش گفتم برو خونتون تو بی ادبی دختر من با تو بازی نمیکنه مامانش تا مدت ها قهر بود که بچمو تو خونه راه نداده
به جاریمم گفته من نمی تونستم به بچم چیزی بگم اعتماد به نفسش میموده پایین
باز دوباره امروز خیلی شیک بچشو فرستاده خونه ما