خدارو شکر دختر من اصلا گریه نمیکرد منم یه جوری استرس داشتم میگفتم نکنه طوریشه گریه نمیکنه نکنه بلد نیست 🤣 دیگه زنگ زدم دوستم گریه که چرا بچم گریه نمیکنه نکنه بلد نیست اون دعوام کرد گفت اوسگلی؟ گریه یه چیز غریزیه مگه میشه بلد نباشه حتی شبو نصف شب برای شیر بیدار میشد فقط نگاه میکرد اگر من ساعت زنگ نمیکردم گشنه میموند بچه همش استرس داشتم خواب بمونم نفهمم بیدار شدهههههه وااااای من مشکل اصلیم اینو بود سینه نمیخورد میک نمیزد شیشه هم میدادم میپرید تو گلوش یه بار تا مرز خفگی رفت دور از جونش شوهرم زد زیر بغلش تو خیابون میدوعید تا بیمارستان چه روزای پر استرسی بود خدااااا
وای دقیقااا الانم که الانه من دارم همین گریه هارو اصلاخوب بشونیستن نمیدونم چرا
منم همینم عزیزم 😢😢
دقیقا منم همینطور بودم
حال نداشتم چند بار منو برده حموم شسته چقدر کیف میده یکی دگه تورو بشوره😂
وای من برا دو تا بچم خیلیییی سخت گذشت ۴۰ روز اول .این یکی دیگه سخت تر چون جای بخیه هام بیشتر درد میکرد دل درد داشتم ،بچمم به شدت نا اروم بود .گاهی تا ۴ بیدار بودیم صبحم ۶ بیدار میشد گریه میکرد .گاهی فقط تو شبانه روز ۲ ساعت میخوابیدم 🥹 شبا اگر شوهرم میگفت من نگه میدارم یک ساعت بخواب انگار دنیا رو بهم میدادن .تو شهر غریب بدون کمکی چقد بهم سخت گذشت ...
من خیلی ماه های اول زایمانم سخت گذشت،از یه طرف خدا لعنتشون کنه درگیری با خانواده شوهر داشتم من بچم توی دستگاه زردی بود ۵ روزه،اونا منو حرص میدادن ،یه طرف دیگه شیر نداشتم بچم همش گرسنه بود منم مقاومت میکردم برای شیرخشک دادن ،کولیک و رفلاکس زیادش ک بماند،۴۰ روزش بود کیسه صفرا جراحی کردم و دوروز دوری از بچم و دیگه شیر منو کامل پس زد
خیلیییی روزا بدی بود
تا سر حد افسردگی رفته بودم😭
آره پسر من که هم رفلاکس و حساسیت و هم کولیک و سنگ کلیه داشت یکبار سرماخورده بودم داروهام همه خواب آور تا ۱۱ ظهر نخوابید دیگه ظهر که شد خودمو میزدم فقط ولی نمیدونم چرا همچنان دوسدارم بچه دوم بیارم😂
عزیزم الان ک بچتون ۴ماهش تموم شده بهتر شده نسبت به قبل؟؟گریه هاش.رفلاکس و کولیکش؟
چه کارهایی انجام میده
وای من الان دو ماهه درگیرشم . خسته م . بریدم . کی تمام میشه تورو خدا.
هی خواهر جان خانواده هم باشه یک روز دو روز بعدش دگه نمیان هر روز برات نگه دارن که من اصلا رختخواب زاجی ندیدم همش بدوبدو بودم برا بچم واقعا دلم ی خواب زیاد بدون استرس میخوام ولی خواب راحت دگه تموم شد😪
اره منم هنو همینجوریع ولی باید صبرداشته باشیم شبا نمیخوابه هنوخوب خونه بازارشامه اشپزخونه چرب شده نمیتونم یه تمیزکاریکنم
من چی بگم یه بجه سه ساله که لج گرده بود همش داد میزد همش گریه میکرد چه روزایی گزروندم ای خداا😔
خسته ام خسته😩😩😩 یا شیرمیدم یا پوشک عوض میکنم
از زندگی هیچی نمیفهمم
بلللللله. قشنگ یادم وسط اسفند بود اوج جنگ پسرم کولیک و رفلاکس شدید داشت ساعت میشد ۱۲ شب شروع به یه جور گریه ای میکرد هیچ جور آروم نمیشد ، ساعت ۳ نصف شب تا ۶ صبح تو خیابون با ماشین میچرخوندیم یعنی سخت ترین قسمت بچه داریم بود یعنی درمونده بودیم خواب فشار میورد ،سرد بود هوا، نصف شب تو خیابون زیر بارون با ماشین میچرخیدیم تازه موشک هم میدیدیم. خدا شوهرم خیر بده پابه پام اومد اون روز هارو
اره منم همینجوری بودم کولیک داشت مدام گریه منم همش گریه از استرس غذا ام بزور میخوردم خیلی بد بود😭😭الانم ک خوب شده ولی بازم گریه و اینا داره وقتی خوابش میاد مثلا امشب انقددگریه کرد تا خوابوندمش کلی گریه کردم خیلی خستم از خانوادمم دورم😭
خسته ترینم ولی غلطیه که کردیم باید پاش وایستیم🥲
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.