۱۹ پاسخ

بچه اس دیگه.حالا انقدم فیلم هندیش نکن.عیب نداره یه کم گریه میکنه میخوابه.دور از جون اتفاق بدی که براش نیفتاده ایتحور دست و پاتو گم کردی

کاش میشد به پستونک زنگ زد ببینیم از کجا صداش درمیاد
منم درگیر این موضوع میشم زیاد

برعکس من از نوزادی هرکاری کردم پستونک نگرفتم الان سیرم که باشه تا صبح میخواد که سینم دهنش باشه

الهی بگردم
پیش میاد خواهرجان
اروم شد؟؟؟؟

عزیزم گوشه شال یا روسری تو گره بزن ب نیت پیدا شدن پستونک پیدا شد بازش کن

الهی هنوز کوچولوعه قربون دلت برم مامانه مهربونم🥺🥺🥺

عزیزم به هرچی که خیلی دوس داره سر پستونکو بمال بده بخوره کمکم میگیره

من خودم گرفتم دو شب بیدار می‌شد جیغ جیغ می‌کرد شب سوم گرفت خابید راحت شدم

خداروشکر .خواهرم توهم فکرو خیال نکن .بخواب .امروز هر چی بود تموم شد .بسپار به باد

پروفایل خودتی ؟؟؟؟

توی کیف بچه نیست زیرتخت پشت تخت توی رختخواب زیرمبل پشت وسایل خونه رو نگاه کن
توی کمد جایی که بچه میره پشت میز TV
توی اتاق خواب همرو بگرد

منم گم کردم مث شما باعث شد بگیرمش از پستونک
شما هم فک کن داره ترک میکنه

من معمولا زیر پرده یا زیر تخت میرف گم میشد
بگردید همه جا رو بین اسباب بازیا زیر کابینت تخت همه جا

سعی کن حواسش رو پرت کنی یکم باهاش بازی کن خسته بشه خوابش ببره ،دیگه چاره ای نیست.
بند پستونک هم براش بگیرید بزنید به لباسش که دیگه گم نشه ‌

داروخونه شبانه روزیارو گشتی؟
بیبی لند خیلی زیاده من تو هر داروخونه ای میرم میبینم

تو لباسایی که قبلا تنش بوده رو نگاه کن عزیزم

نیارا یاد کرفته وسایلارو میزاره تو کشو ها
هرچی گم میکنم میرم سراغ کشوها
برو تو کشو و لباساشو بگرد انشالله پیداش میکنی

عزیزم احتمالا تو روزهای سخت تر از این هم داشتی .میگذره خواهر .تا روز قیامت بشین غصه بخوری حل میشه ؟؟؟

دختر منم پستونک میزاشت میخاستم دیگه ترکش بدم چون دندوناش دراومده بود حوصله نق زدنش رو نداشتم‌.یه شب پستونکش گم شد پیدا نمیکردم گفتم ولش کن بدون پستونک میخابونمش همون باعث شد ترک کنه دو سه شبی بهونه گرفت ولی من دیگه بهش ندادم چون هی گاز مزگرفت با دو سه تا دندونی که درآورده بود

یکم‌اروم‌باش..چنتا صلوات بفرس ...ببین اخرین بار کجا بود..زیرمتکایی زیر بالشی بین ظرفا زیر تخت ..شک نکن ی جای خیلی راحتی پیداش میکنی ک شاخ درمیاری

سوال های مرتبط

مامان زندگیم مامان زندگیم ۲ سالگی
خدایا من واقعا نمی دونم چیکار کنم
شوهرم خیلی آزار روحی روانی میده بهم
مثلا امشب بهم می گه فردا می خوام یه کاری رو برم
منم گفتم نمی خواد بری
بعد بلند بلند حرف میزنه نمی گه بچه خوابه خودم هم چشمام خسته بود
دوباره می گه درست بگو برم یت نرم
بعد من می گم نه نمی خواد بری
دوباره می پرسه
بخدا خیلی روحی روانی داغونم کرده
به شدت دارم کم میارم خیلی سخته با همچین مردایی زندگی گردن
اصلا آدم خوبی نیست
بخدا نمی دونم باهاش چیکار کنم
حتی مس خواستم به خانوادم بگم که خیلی اذیتم می کنه تو خونه
اما گفتم خانوادم که اصلا طلاق رو قبول نمی کنن
پسرم هم گفته داره خیلی کوچولوئه تازه پسرم تشنج های بدون تب داره
باید سرساعت دارو بخوره و همه چیش به موقع باشه
باهمه وجود ایم مرد هم به شدت منو اذیت می کنه
هر کاری بهش می گم انجام نمیده
مثلا خودش شام می خوره
پسرم هم دائم گریه می کنه نمیزاره من غذا بخورم
همیشه ناهار و شام من نمی تونم بخورم
چون شوهرم خودش غذاشو می خوره میره
دیگه حتی برای چند دقیقه بچه رو نگه نمی داره
واقعا این حجم از بی رحمتش تو خونه رو نمی دونم چیکار کنم
بدگویی منو خانوادم رو میره به پدرومادر می کنه
منو پیش خانوادش بی نهایت بد می کنه
واقعا من چیکار کنم تو رو خدا بگید😭😭😭😭😭