۱۲ پاسخ

عزیزم دکترت کی بود؟

و در اخر مشکل بزرگ پسر بزرگترم هست‌که دچار اضطراب و حسادت شدید شده و به بچه و من و وسایل خونه داره اسیب میرسونه.

پارت ششم : خلاصه فوبیا سزارین دوم برام به تجربه زیبایی تبدیل شد . خیلی بدنم بهتر بود. دکترم. بیمارستانم. پرسنل و‌ماماها . همگی باورم نمیشد دومی‌ صد برابر بهتر از اولی باشه. من ضعف عضلات داشتم که با ورزش انلاین خانم ابادی تو بارداری و آموزش هاش قدرت دست و کمر و پاها و ماهیچه هامم بهتر‌شده بود. و فهمیدم نباید زیاد موقع بلند شدن بترسم. خلاصه که خیلی راضیم شکر خدا و خونریزی زیادی هم ندارم. امیدوارم دیگه بخیه گوشت نیاره و چسبندگی هم‌باعث درد شدیدم نشه

پارت پنج: سرشیشه رو به مدل کند تغییر دادم. کلاس اموزش شیردهی رفتم . و در اتاق ساکت بچه حواسش پرت نمیشد و شیر بزور دو روز در میون یبارمیگرفت. هی میدوشیدم یا بیرون میریختم یا تو شیشه ب بچه . بچه شدید اروغ میزد و دلدرد میشد انگار بهش نمیساخت. نافش زخمی و خون میومد . زردی داشت و سه روز زیر دستگاه که خداروشکر ازون مشکلات گذشتم بخیه خودم کشیدم. و الان فقط تمرکزم رو شیر مادر هست. قرص و قطره شیرافزا گرفتم به امید خدا بتونم بچم و با شیر خودم‌ بزرگ کنم فعلا که رپزی چندین بار سینه خالی و مجبورم خشک بدم. از تموم کارهایی که برای شیردهی از بقیه پرسیدم تجربه دوستم کاربردی تر بود گفت گشنش‌کن هی سینه بده سریع نرو سراغ خشک.

پارت ۴: اصلا تو بیمارستان و تا سه روز شیر نداشتم بعدش شیر خوردم و حمام رفتم یهو سینه هام هر کدوم قد بادکنک ورم کرد و دردناک و شیردوش دستم بود و کیسه اب گرم و حمام گرم تا چندین روز این سفتی ها برطرف شد. بچه نمیتونس سینه به این سفتی رو بگیره. و فکش ضعیف بود. شیسه شیر بیبی لند داشتم که متاسفانه روون شیر میومد و باعث تنبلی بچه شد دیگه راحت طلب شده بود و لب به سینه نمیزد

پارت سه: بعد بخیه منو بردن ریکاوری خابالود بودم و حس خوبی بود سبک و بی درد و چرت میزدم. یبار ریکاوری یبار تو بی حسی ماساز شکمی بدون درد انجام شد که خیلی راضی بودم. بعد بردنم بخش و نینی نازم و کمک خانواده و همسر صبورم تا فرداش طی کردم . پمپ درد سه ساعت بعد عمل نصب و ۹ ساعت بعدش با اولین پیاده روی قطع شد گفتن بعد راه رفتن تو شبر ترشح میشه. شکمم اویزون و فشار به بخیه می‌آورد درد خفیف پریودی داشتم ولی خیلییی بهتر از سزارین اولم بود

پارت دو: دکتر بیهوشی روز قبل مجابم‌کرد که بی حسی عوارضش کمتره و پمپ درد برام خوبه. گفت سری قبل که اینقد عوارض داشتی بخاطر ضعف عضلاتت بوده. روز عمل شروع گرد به زدن بی حسی کمی ناخوشایند بود اما همش یک دقیقه هم نشد و خداییش ازش راضیم. کمتر از ده دیقه هم صدای نینی اومد همزمان سبک شدم و نفسم اومد سرجاش. با بیرون اومدن نینی کادری که اطرافم بودن همگی بلند گفتن ماشاالله و صدای نینی که برام غریبه بود. نینی پر ورنیکس بود بدنش نرم و تپلی. صورتش و گذاشتن رو صورتم و بردنش. دکتر گوشت اضافه بخیه قبلیم برداشت . چسبندگی داشتم باز کرد گفت البته باز سرجاش چسبندگی میشه. منتها صداقت دکتر برام ارزش داشت.

تجربه سزارین دوم: هفته ۳۷٫۴ روز از شب قبل بستری شدم . از دو هفته قبل زایمان درد و انقباض داشتم حالتی که انگار رحم فشار میاورد باز بشه بچه بیرون بیاد. بیمارستان دولتی با دکتری که تقریبا تعریفش و شنیده بودم. از شب قبل ان اس تی گرفتن و انقباض نشون میداد. فردا صبح زود سوند وصل کردن اما نمیدونم چرا عملم بجلی ۶ صبح افتاد ۱۱٫۵ ظهر و من از سوند و اینکه همراهم برام خالیش کنه خجالت میکشیدم مخصوصا داداش و مامان و خواهر و بقیه میدیدن معذب بودم. هی احساس دسشویی شماره دو داشتم هی میرفتم سرویس و خبری نبود هر ده دقیقه میرفتم نگو درد زایمان و اینا بود. خلاصه تو اتاق عمل رفتم و دکترم گفت درد. داری گفتم اره گفت اگ راستش نمیگفتی همین الان از اتاق عمل میرفتم چون ان اس تی هات همی درد نشون میده گفتم من همش اشک تو چشام جمع و خشک میشه چاره ندارم اگه چیزی نمیگم

بنویس منم میخوام سزارین دوم بشم

من با یه بچه نمیتونم چ برسه ب دوتا 😑😩
اگه کسی پیشم نباشه دسشویی هم نمیتونم برم

وقت نمیکنم دستشویی برم چه برسه بنویسم 😂😂😂😂😂😂

منم همین طور

سوال های مرتبط

مامان آرکا 🐣 مامان آرکا 🐣 ۴ ماهگی
مامان سورپرایز مامان سورپرایز روزهای ابتدایی تولد