من یه آدمی بودم که خیلی خیلی روی تربیت بچم حساس بودم هنوزم هستم اجازه نمی‌دادم مثلاً تایم طولانی جایی بمونه
من شاغل بودم مغازه لوازم التحریر داشتم کنار خونمه مغازم اون تایمی هم که میرفتم در مغازه مامانم میومد خونمون پیشش و من مرتب میومدم پیشش
خلاصه خیلی براش وقت میذاشتم
بااینکه خیلی شیطون و خیلی وابستس من هیچ وقت گلایه نکردم فقط از غذا نخوردنش همیشه شاکی بودم
من زبانم می‌خوندم ورزشم‌ میرفتم
کم کم ورزشمو بخاطرش حذف کردم
بعدم درسمو
البته فدای سرش
تا اینکه فهمیدم باردارم ناخواسته نبود من خودم تک فرزندم و نمی‌خواستم دخترم مثل خودم تنهایی بکشه
کل بارداریم‌ استراحتی بودم مجبور شدم مغازمو که کلی براش زحمت کشیده بودم ببندم
و کل بارداریم‌ دخترم کنارم نشسته بود و باهاش همه بازی میکردم
روند پیشرفتش تو یادگاری عالی بود
تا وقتی که زایمان کردم همه چی عوض شد
دخترم یکی دیگه شد که خوب البته حق داره
خیلی نی نی را اذیت می‌کنه
همش میزنتش‌ هیجورم تغییر نکرد رفتارش حتی مشاوره بردمش
به پیشنهاد مادرم الان یه هفته ای هست صبح میاند میبرنش‌خونشون شب میارنش تا یکم از این محیط دور باشه
وقتی میبرمش‌ به شدت اعصابم خرد میشه و عذاب وجدان میگیرم بااینکه می‌دونم کلی بهش اونجا خوش میگذره خیلی مامانمو دوست داره مامانمم خیلی باهاش بازی می‌کنه
ولی همش حس میکنم دارم درحقش ظلم میکنم
نمیدونم یه حس مزخرفی میاد سراغم که تا یک ساعت دلم به کار نمیره 😓

۶ پاسخ

بهتره مامانتون بیاد خونه شما و مواظب کوچیکه باشه و شما با بزرگه بیشتر وقت بگذرونید ،چون اون قبلا مرکز توجه بوده و الان به بچه کوچیکتر حسادت داره بخاطر توجه شما،

بیکاری دختر برو خداروشکر کن یکی هست کمکت کنه که هر دوتا بچه به راحتی بزرگ کنی

این راهکار که از خودتون و محیط خونه جداش کنید چقدر درسته؟؟؟

بچه های پشت سرهم بالاخره این دردسرارو دارن چون کوچیکه و درکی نداره میزنتش حسادتشو اینطوری نشون میده

فاصله سنی بیشتر بازم حسادت هس ولی خب معمولا یه بچه به زبون میاره یا میره توخودش به بچه کوچیکتر اسیب نمیزنه

ما سه چهار مورد اینطوری توفامیل داشتیم ولی ندیدم کسی بچشو جداکنه شما فقط باید صبوری کنه دورش بگذره همین

عزیزم شما مامان خیلی خوبی هستی این اوضاع هم اینطور نمیمونه دخترت هم فعلا داره حسادت میکنه یکم دور بشه بهتره تا عادت کنن به نی نی جدید ، هر چی براش خریدین بذارید کنار نی نی بعد بش بدید بگید نینی برات اورده ، خودتم یه تایم هایی نینی رو بذار پیش مامانت با دخترت بریذ بیرون بگردید بستنی بخورید پارک برید

حس هات طبیعی هستن ولی باهاشون کنار بیا ممکنه عادت هم نکنی ولی خب بهترین تصمیمه.

الان هر کدومشون چند سالشونه؟

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۳ سالگی
مامان عسل مامان عسل ۳ سالگی
پوشک## پوشک #پوشک #پوشک # بچه # پوشک # پوشک## پوشک#سلام به همه ی مامان های عزیز
کسانی که راجب چسپندگی گل دختراشون نگرانن
اصلا نگران نباشید خودش خوب میشه طبق تجربه ای که داشتم و سختی هایی که کشیدم میگم
من دخترمو که تازه متوجه شده بودم 1 سال و نیم بود و خیلی غصه خوردم کلی گریه کردم چون شنیدن بودم که باید عمل شه و واسه بچه خیلی دردناکه
خلاصه اینکه رفتم دکتر و پماد گرفتم و طبق گفته های دکتر استفاده کردم حدود10 روز من از اون پماد استفاده کردم آره نتیجه داد بدنش باز شد اما با کلی سختی با کلی شب بیداری هایی که هم خودم داشتم و هم دخترم چون بدنشو می‌سوزند و اذیت بود و من مجبور بودم بشورم با این همه اگر از اون پماد. استفاده نمی‌کردم باز بدنش بسته میشد
تا اینکه دیگه بریدم گفتم هرچی میخواد بشه دیگه استفاده نمیکنم اما عذاب وجدان منو کشته بود هر روز و هرشب به دخترم فکر میکردم
تا اینکه 1 ماه پیش یکی از دوستام رفته بود پیش ماما
و من ازش خواستم راجب دخترم بپرسه که چیکار کنم
وقتی دوستم پرسیده بود دکتر اعصابش خورد شده بود و گفته بود چیکار دارید به بدن بچه بزارید روند طبیعی خودش رو طی کنه و خودش خود به خود خوب میشه
و همین طوری هم شد حدودا دو هفته هست که خوب شده خداروشکر
خواستم این موضوع رو با مادرایی که مثل من نگران بودند در میان بزارم