۱۰ پاسخ

میفهمم کامل همین دیشب سر این موضوع بحث داشتیم میاد خونه کله اش میکنه تو تلوزیون فوتبال فوتبال با صدای بلند تخمه هم میخوره دستور هم میده چایی برام بیار میوه برام بیار یعنی دلم میخواست خودم از بالکن پرت کنم پایین پسرمم هعی بهونه منو میگرفت منم زدم به سیم آخر دیگه به خودش اومد 😂 حالا ناراحت نشو همشون همینن

شوهر منم همینطوره دوروزه بوی آشغال میومد تو خونه چون آقا آشغالارو نبرد پایین یعنی میغته رو مبل انگار میخاد تخماش جوجه شه ی وقتایی با جیغ و داد کارمو راه میندازم

عزیرم شوهر تو سر کار میره و کار نمیکنه
شوهر من خونه ست همش خسته ست 😂میگ درس دارم دانشگاه دارم
کارم سخته نمیتونم 😕

ما هم همینیم خواهر اکثر وقتا همینه دیروز میخواستم حموم کنم بچه رو برده تو حموم صد بارم بهش گفتم بچه رو بگیر راه می‌ره سر میخوره سرش میخوره زمین یعنی یک دقیقه از حرفم نگذشته بود صدای جیغ بچه رفت بالا بچم خورده بود زمین جیگرم خون شد فقط 🥲همیشه خدا میگه من خستمممم

شوهر منم همینه.تازه من تو غربتم و هیچکس کمک حالم نیست.شوهرمم از قصد کمکم نمیکنه که من مجبور بشم از مادرش کمک بخوام.منم بمیرم از اونا کمک نمیگیرم.کلا بخاطره این اخلاق شوهرم دیگه قید بچه دومو زدم‌.دنیارو هم بهم بدن دیگه عمرا بچه بیارم

شوهر منم اصلا هیچ کمکی در این مورد نمیکنه
شاید یه ۲دیقه ای نگهش داره؛جانان که شیطونیش میگیره و شلوغ میکنه صدام میکنه که بیا ببرش من خستم و نمیتونم و اخمو اینطور چیزااا
بیخیالش شو دیگه بعد بچه باید مام به این خستگیا عادت کنیم درسته خیییییلی سخته ولی چاره ای مگ هست خواهر من؟🥲

من با شوهرم حرف میزنم میگم که خستم نمیتونم درکم کن

حق داری خسته و عصبانی باشی
واقعا کاش آقایون کمی درک داشتن
همسر منم همین گاهی دلم میخواد بزنم برم بر و بیابون گم کنم خودمو
دختر منم از اول صبح ک‌بیدار تا شب ک‌میخوابه دهن باز نقو گریه که دلم میخواد بمیرم همسرم که انگار تیر خورده از سرکار میاد سرش توی گوشی حتی لیوان آب برنمی‌داره بخوره
سام ناهار هم حتما باید براش آماده باشه 😓😭

سلام عزیزم منم مث توام دوقلو دارم یک دوهفته اس اعصابم داغونه اما شوهرم ساعت هشت میاد کلا اون نگهمیداره شاید اونم کار داره خسته میشه

🫂🫂🫂🫂بیا بغلم

سوال های مرتبط

مامان محیا مامان محیا ۲ سالگی
سلام ب همگی
وای خدا امروز خیلی بخیرگذشت خداروهزاربارشکر
دخترم تواشپزخونه بود بغلش کردم همون موقع حس کردم یکم بهش فشاراومد ولی جدی نگرفتم بعد توبغلم بود دیدم دستشو گرفته و نق میزنه دیدم دست چپشو میماله و گریه میکنه دستشو از آرنج خم کردم بیشتر گریه کرد وای اینقد استرس گرفتم ک نگو شوهرمم بیرون بود شیرش دادم ک شوهرم اومد گفتم دست بچه اینطوری شده بعد سریع لباس پوشیدیم بردمیش پیش ی پیرمرده ک شکسته بنده(اخه شوهرم میگه دکترا هیچی بلد نیستن چن سال پیش ناخن پاش شکسته بود اونام تا زانو گچ گرفتن الان ناخنش کج جوش خورده)خلاصه خدا خیرش بده مرده رو تا نگاه کرد رو ب من گفت بدجور بغلش کردی شونش در رفته بعد شوهرم گفت ن خورده زمین(من از ترس اینک قشقرق درست نکنه الکی گفتم من تواتاق بودم توحال خورده زمین )خلاصه شونشو جا انداخت خداروشکر دیدم بعدش دستشو حرکت داد و تونست باهر دوتا دستش اشیا رو بگیره وای چقد استرس کشیدم گفت تا ۲روز مراقبت کنید چون کوچیکه سریع خوب میشه
توروخدا مواظب کوچولوهاتون باشید الکی الکی اینقد راحت دخترم کلی اذیت شد بمیرم براش😭😭😭