۱۰ پاسخ

دقیقا پسرمنو گفتی نه تنها شوهرم نمیزاره بلکه خواهرشم جرعت نداره جلوی داداش سمت منو باباش بیاد بیاد بوسه امون کنه میاد با دستاش حای بوس پاک میکنه ..فقط اینکه پسرمن جدا میخوابه .گاهی میگه مامان تو شبها کنار من بخواب میگم پسرم من سر جای خودم خوابم میبره نه جای دیگه

خب خب خدا را شکر تنها نیستم 😂😂
فک کردم فقط دخترا اینکارو میکنن
ما همینکه همدیگه را بغل کنیم فوووووری خودشو میرسونه به زور خودشو جا میده 🤣

اون روانشناس جدیده که گفته زن و مرد پیش هم نخوابن 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

کدوم روانشناسی میگه زنو شوهر کنارهم نخوابن بهتره پس چکار کننن

روانشناسی جدید ؟؟؟؟!!!!!!!
الله اکبر

منم شرایط شما رو دارم
دختر بزرگم میگه بابا چقدر خروپف میکنه میگم خیلی سخته ولی برام مثل لالایی میمونه همین که صدای خروپف ش میاد خیالم راحته نفس میکشه
شما هم سخت نگیر روانشناسی جدید و ول کن زن و شوهر باید کنار هم بخوابن

متاسفانه همسر منم بشدت خروپف میکنه منم دوساله کنارش نمیخوابم

دختر منم دقیقا همینطوره، شب ها ما نمیتونیم بهم شب بخیر بگیم باید بگیم شب نخیر 😐بهم لبخند نزنیم،دست ندیم با هم نرقصیم،شوخی نکنیم،کلا جدی با هم حرف بزنیم😂بین من و باباش میخوابه تو اتاقش نمیخوابه،الکی میاد میگه بابا گفت تو چقد بدی یا میره الکی به باباش میگه مامان بهت اخم کرد😑😂و خیلی کارها

انگار منو داشتی میگفتی جز قسمت خر و پفش🤣🤣🤣🤣

پسرم بشدت ترسوئه

سوال های مرتبط

مامان پویان🩵فرهان💚 مامان پویان🩵فرهان💚 ۷ سالگی
سلام میشه لطفا یه راهنمایی کنید و کار درست چیه؟ یه همسایه داریم پسرش یه سال و نیم از پسر من بزرگتره، مغازه شون و خونه مادربزرگ مادری این پسر بچه روبروی خونه ماست و خونه خودشون کوچه کناری خونه ماست، بعد اون به خاطر مغازه شون خب هر روز دم در مغاره شون و خونه مادربزرگشه،بعد اون دورش شلوغه و پسر دایی دختر دایی دختر خاله و پسرخاله و کلی هستن دورش، مادرشم همش تو کوچه ست و باهمه سلام و علیک، پسر منم 24ی لای در وایمیسته که اون پسره که اسمش امیر عباسه رو ببینه و هی پشت سر هم صداش میکنه که بیاد باهاش بازی کنه، البته فک کنم اینکه پسر من تنهاست بی تاثیر نیست و من و باباش هم کلی باهاش وقت میگذرونیم و بازی می‌کنیم ولی اصلا بیخیال اون پسره نمیشه و هی میره امیرعباس امیرعباس صداش میکنه، اونم گاهی میاد باهاش بازی میکنه وقتایی که دورش خلوت باشه و گاهی هم میگه نه نمیام و نمیدونم مامانم نمیذاره و این، بعد پسرم گریه میکنه که نمیاد باهام بازی کنه، هر چی هم میگم دیگه صداش نکن ولش کن وقتی نمیاد و نمی‌ذارن چرا هی صدا میکنی ولی این بچه من اصلا و ابدا حرفمونو گوش نمیده و یه ذره رفتارای اونا روش تاثیر نمیذاره و بی عاره، خیلی این موضوع اذیتم میکنه که اینقد این پسر من آویزون اونه و هیچی از جانب اون بچه و مادرش بهش برنمیخوره، باباش از سرکار میاد دنبالش اون ساعتا که بیا ببرمت پارک، ببرمت بیرون و یا پیش خودم، ولی بودن و موندن و منت کشی اون پسره رو ترجیح میده
مامان پویان🩵فرهان💚 مامان پویان🩵فرهان💚 ۷ سالگی
پیرو تاپیک قبلی،بماند که چقد اون پسره امیرعباس به بچه من نه گفته و گفته نمیام و مامانم نمیذاره، یه روز یکی از همکلاسی های پسرم اومده بود دم خونه مون با پسرم بازی کنه، بعد پسر منم دیگه رفته پیش دوستش، این امیرعباس هم بهش برخورده و رفته به مامانش گفته پویان بیشتر با امیرعلی همکلاسیش هستش تا من،بعد که همکلاسی پسرم میره، پسرم همین امیرعباس همسایه مونو صدا میکنه ولی مامانش نمیذاره بیاد میگه اون موقع که رفتی با همکلاسیت فکر الانو میکردی 🙄🙄 اینارو امروز مامانش خودش بهم گفت، نگا توروخدا چیارو یاد بچه شون میدن و کینه و دشمنی رو، بعد اون پسره اینقد به حرف مامانش گوش میده که حد نداره ولی بچه من مارو به هیچی حساب میکنه، من وقت نکردم همون لحظه جوابشو بدم چون بچه نوزادم تو خونه بود و تنها، حالا به نظرتون به مامانش بگم ازت ناراحت شدم که بچه تو شیر میکنی که سمت بچه من نیاد چون یه بار بهش گفته همکلاسیم اومده، اینهمه خودتو و بچه ت به پسر من نه گفتین و گفته نمیاد، میدونید عادت کردن از بس بچه ساده من رفته سمتشون و صداشون میکنه،
بگم به مادره یا نه اصلا اهمیت ندم و به روی خودم نیارم؟
متاسفانه هر چی به بچه م میگم نرو سمتش، صداش نکن انگار به دیوار میگم
مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا میشه لطفا راهنمایی کنید چکار کنم..من مادر شوهرم اینا یه خونه باغ کوچیک تو شهرستان دارن.. بعد از هفته پیش رفتن..حالا میگن شما هم بیابد..خونه هم کلا ۱۲ متره و یه اشپرخونه کوچیک و دست شویی تو خود خونه که ..
بعد من نمیدونم شاید از نظر بقیه وسواسی باشم..دست شویی ایرانی برم باید حتما پاهامو بشورم..از طرفی اونا هم زیاد خوششون نمیاد احساس میکنم..و دوست ندارم فک کنن وسواس هستم..کلا هم خودم هم دخترم توالت فرنگی میریم..اونجا نداره..از طرفی فردا هم دقیقا پریود میشم.. به شوهرم گفتم سخته اونجا با این وضعیت بخوام برم دست شویی.. هم دخترم به توالت فرنگی عادت داره هم خودم اب کشی میکنم.. از طرفی دوست ندارم فک کنن همیشه من بهانه میارم..چون بالاخره میدونن پسرشون مشکلی نداره.. نمیدونم چکار کنم..به شوهرم گفتم بهشون بگه وضعیتم اینطوری هست.. اینم بگم خواهر شوهرم با دو بچه هاش و شوهرش هستن..احتمال زیاد موقع خواب اونجان و باید زنونه مردونه کنیم..چکار کنم؟؟
تب
واکسن
انفلانزا
پوشک
دخترم