۶ پاسخ

عزیزم درسته همینطوره من تازه دو هفتس مهمون دارم خودشم ۲۰نفری میان میرن پدرم دراومده از اینکه خوب نمیتونم بخوابم و ۱۲اماده میشم ارایش میکنم خونه روتمیز میکنم میشینم
البته خداازشون راضی باشه خواهرشوهرام پذیرایی میکنن ولی ب هرحال خیلی از مهمونامون شعور کافی ندارن ۳میان۷میرن نه میتونم بخوابم نه میتونم دراز بکشم.
ولی بچم هرچقد اذیتم کنه ب چشم نمیاد اون زندگی منه
شیرش بده جاشوعوض کن بخابون واسه هرتایم خابش یه کار انتخاب کن اولش ب خودت برس نق زیاد نزن ک خودت کلافه میشی دوو مثلا اشپزخونه تمیز کن بیدارشد بیا بهش برس بخابونش یکار دیگتو بکن وقتی خابوندی گاها پیشش بخاب شبابده همسرت شامتو بپز اینجور کن بزار زندگی شیرین بگذره برات واسه همه کاراتم برسی.چارع ای نیس هممون خانومیم و بلاخره کار با نوزاد زیاده اینجور نکنی افسرده میشی زندگیو نمیخای شوهرتو نمیخای بچتو نمیخای عشق بده ب زندگیت عشق بگیر زندگی اینجور نمیمونه عزیزم بچت بزرگ میشه زندگی اسون میشه امیدوار باش همیشه

من درکت میکنم زیاد
خیلی سخته
ولی من سر بچه اولم مثل تو بودم گریه میکردم اصلا اینقدر داغون بودم تا چند ماه اول اصلا بچمو دوست نداشتم

تا تجربه شد سر دومی
اولا اصلا نیاز نیست خونت تمیز کنی
بشوری و بسابی بزار ظرفا کثیف تا فردا بمونه اصلا
حال نداری نپز
یا از شب درست کن هر چی دم دستت اومد
وقتی بیش از حد از خودت کار بکشی
همه انتظارشون ازت میره بالا
میگن خودت بمیر ولی به بقیه چیزا برس
فقط به خودت و بچت برس و تمام
بخدا روح و روان تو مهمه
خونه و زندگی جمع میشه تمیز میشه
ولی افسردگی و اعصاب داغون درست نمیشه

همدردیم منتها من خودمم و خودم تک وتنها تازه حرفم میشنوم❤️‍🩹🥹

منم همین طور

واقعا سخته ولی همه همینیم عزیزم چاره ای نیست باید بگذره

منم همین بودم و هستم واین چرخه تا اخر ادامه داره 😕

سوال های مرتبط

مامان دخملم

🥰💕 مامان دخملم 🥰💕 ۱ ماهگی