۹ پاسخ

عزیزم سلامت باشی پدر مادرت دورن ؟

چقد خوبه که بچه ادم زود بخوابه دخترای من ساعت دو سه میخوابن خوابشون به هم خورده😣

ماشاءالله ۲۵ سالته ۳ تا داری😎😁چند سال اختلاف سنیشونه؟من ۳۰ سالمه ۳تا دارم

چی از این بهتر

خداروشکر عزیزم خوشبختی یعنی همین لحظه ها ❤❤❤
قدرشون بدون💗

خداروشکر🥰🥰🥰

انشاالله همیشه به خوشی و شادی
منم خونه مادرشوهرمم با بچه ها
همسرمم شبکاره
پسرم نمیخوابه

دوتا بچه هام خواب
منم بیدار 😁

ناهار ماهتر نوشتم 😄

سوال های مرتبط

مامان دونه انار مامان دونه انار ۱۴ ماهگی
دارم فرو می‌پاشم دیگه از خستگی🤐
امروز صبح قبل بچه ها بیدار شدم، نماز صبح خواب مونده بودم...صبحونه خوردیم و همسرم رفت. توی این دو ماه به اندازه انگشت های دست هم صبحونه نخورده بودیم با هم...🥲
بعدش اومدم پیش بچه ها هی میخواستم بخوابم نمی‌شد... یه کلیپ دوره‌م رو دیدم و چند تا پیام رو جواب دادم و آخرشم به زور خوابم برد و یکی دو بار هم این وسط بلند شدم شیر آماده کردم براشون. یه یکی دو ساعتی مجموعا تونستم بخوابم و بعدش دیگه کلا بیدار شدم، پوشک بچه ها رو عوض کردم و براشون شیر آماده کردم، رختخواب محمدعلی خیس شده بود چون شیشه شیر فاطمه رو شب قبل خواب از سر خستگی توی رختخواب نینی جا گذاشته بودم و ریخته بود روی تشک و لباسش🥲 خلاصه جمع و جور کردم گذاشتم یه گوشه تا بعدا بندازم لباسشویی
آوردمشون توی پذیرایی و برای خودم قهوه درست کردم. پذیرایی و آشپزخونه رو در حد چند دقیقه جمع و جور کردم و یه کم پیش بچه ها نشستم و باهاشون نقاشی کشیدم چون خیلی آویزونم می‌شدن حدس میزدم که نیاز دارن براشون وقت بذارم👶🏻👧🏻❤️
یه کم قرآن خوندم، نماز ظهر رو خوندم و بعدش ناهار که از شب قبل مونده بود رو گرم کردم بخوریم، بعد از ناهار هم خونه رو مرتب کردم مخصوصا لباس ها که اندازه‌ی چند تا سبد جمع شده بود😁 همه رو مرتب کردم گذاشتم سر جاش، لباس کثیف ها رو هم ریختم لباسشویی، چند تا هم لباس داشتیم که توی مینی واش باید شسته می‌شد و چند روز یه گوشه مونده بود، کار اونا رو هم انجام دادم و زباله های سرویس رو جمع کردم
وسط این کارا شونصد بار صدای دعوا و گریه بچه ها اومد، هر جا میرفتمم پشت سرم میومدن زار میزدن🥴 انقدر براشون شعر خوندم تا کم کم همراه شدن😄

فرزند پروری
👇🏻👇🏻👇🏻
مامان الوند مامان الوند ۱۱ ماهگی
خب امروز کلی کار کردم صبح خونه رو جارو برقی حسابی کشیدم و برق انداختم ناهار الوند رو آماده کردم ناهار خودمم دلمه بود الوند رو بعد از غذا تنهایی بردم حموم بعدش رفتیم کارگاه مادر و کودک بعدش هم اومدم خونه ی کیک پختم و شامم همبرگر درست کردم خیلی خسته نباشم
دیدی چه راحت میشه دروغ گفت من همه کارای بالا رو انجام دادم اما نصف جارو برقی و تمیزکاری رو همسرم انجام داد و دیرش شد و کسر کار میخوره و از حقوقش کم میشه ناهار الوند ی غذای ساده بود ماهیچه فریز شده داشتم یکم دال عدس پختم با جو‌پرک قاطی کردم دادم ناهار و شام خورد دلمه رو مامانم از دیشب داده بود بهم الوند رو فقط تو وان نشوندم یکم آب بازی کرد بعدش ی شامپو زدم که فقط بوی پنیری که صبح خورده بود بره کیک هم پودر کیک بود همبرگر هم آماده بود
پس توی این فضا حرف کسی رو باور نکن و خودت رو مقایسه نکن همه ما روزهایی داریم که خیلی کار میکنیم اما آخر شب دیگه نایی نداریم ماهم ادمیم هم مادر که سخت‌ترین مسئولیت دنیاست
پوشک شیر خشک کولیک رفلاکس غذای کمکی