نشستم وسط خونه زار میزنم
اخه چقد این پسر بچه بدی شده
دست تنها بودن خیلی سخته مخصوصا چون به پتو عادت کرده باید دونفر باشن حتما
مامانم ک از شهر من دوره دوست اشناها‌ این جا هم که بدرد آدم نمیخورن
نشستم فقط دارم گریه می‌کنم
بچه هلاک شد اینقد گریه کرد
دو ساعت نیمه‌ داره نق میزنه
دیروز و روزهای.قبلم همین بود
سه روزه قشنگ انگار درست نخوابیدم خستگی همه چی تو تنمه
نمیخوام ناشکری کنم ولی حتی من خودمم نمیخواستم بچه دار بشم ولی دنیا هم سرسازگاری با من نداره
حداقل یکم آروم میگرفت این بچه
دچار فروپاشی روانی شدم
بخدا دیگه دارم حتی تو خونه توهم میزنم
قشنگ سروصدا میشنوم،چیزایی میبینم
از بس تحت فشار روانی ام
حالا کاش درد فقط همین بود
اینقد مشکلات دیگه هست…💔
کاش حداقل یه همسایه مهربون داشتم میومد یه دقیقه کمکم این بچه رو میخوابوندیم
هرچی دوست و آشنا که بودن بعد بچه دار شدن قشنگ انگا فاصله گرفتن
خوابش میاد شدید…ولی وقتی خیلی خسته میشه خیلی سخت خواب میره زیر سینه و اینا رو قبول نمیکنه
فقط پتو
لعنت به این پتور

۱۲ پاسخ

براش ننو بگیر
بانوج
خیلی کار راه اندازه
از پتو بهتر دم دست تر همه جا هم با خودت میتونی ببریش
من برای اولی خریدم خیلی نموند ولی دومی دوست داره کل روز رو تو همون میخوابونم یکم به کارام برسم اولی رو رفع و رجوع کنم

🥲🥲🥲 الهییی میفهمتتتت کاملا خواهر
دختر منم زیاد علاقه ای به اسباب بازی نشون نمیده فقط میخاد دم دقیقه من کنارش نشسته باشم
همش بغلش کنم راه برم آهنگ بزارم کمر ندارم پا ندارم
کل خوابم تو یه ۲۴ ساعت ۴ ساعت شاید باشه
کاش حداقل کنارت بودم عزیزدلم 🥲❤️

سلام عزیزم
واقعا خسته نباشی با این چیزایی که تعریف کردی
ببین بچه ها فقط کافیه به یه چیزی عادت کنن
بچه شما هم به پتو عادت کرده و این خیلی برات سخت میشه چون با بالا رفتن سنش وزنشم زیاد میشه از کت و کول میفتی
اول آرامش خودتو حفظ کن برو تو اتاق یا سرویس بهداشتی یکم آروم شو از بچه فاصله بگیر آب سرد باز کن بگیر رو مچ دستت اعصاب آروم میشه
بعد با آرامش برای بچت یه آهنگ سفید باز کن یعنی بی کلام صدای آبشار یا سشوار مثلا بذار رو پات دستاشو با دستات بگیر آروم پستونکم بذار دهنش انقد تکون بده میخوابه

روی تاب نمیشه بزاری

نمیشه کم کم عادتش بدی روپابخوابه اولاش گریه میکنن یکم اماتحمل کن؟بچه من اوایل فقط توبغل بایدراه میبردمش تابخوابه گردن وکمرنمونده بودواسم انقدتلاش کردم تاالان روپامیخوابه خداروشکربعدمیذارمش توگهواره .

وای منم یه روزای وحشتناکی گذروندم. انگار ماها ک از خونواده دوریم بچه هامون لجباز تر میشن .دقیقا دوست و آشنا هم بعد بچه دار شدنمون اصلا دوس ندارن با ما حتی بیرون برن انگار آدما حوصله بچه ندارن. ولی بهت میگم میگذره الان خیلی راحت تز شدم با اینکه چهاردست و پا میره شیطونه ولی خیلی بهتر از دوران سیاهه نوزادیشه

یه سر پتو رو خیلی محکم گره بزن به دستگیره ای جایی.
اگه پتو گره نمیخوره از چادر استفاده کن
پسرمنم همین بود خواهر
حرص نخور
ولی من تنها خوبیش این بود که شبا تو پتو میزاشتم حداقل باباش بود.
میدونم سخت ولی خیلی گیر نده که بخوابونیش
من الان دخترم توروز شاید ۴ ساعت یکسره بیدار باشه.خوابشم میاد ولی نمیتونه بخوابه منم خودم عذاب نمیدم
اوایل خیلی اذیت میشدم

دختر منم ب پتو عادت داشت توی گهواره اینا نمیخوابید فقط گریه میکرد خونتون دوتا میله جوش بدین پتوروی با طناب بهش وصل کنین چون دوس دارن وزنشون روی پتو باشه

ببین منم روانی شدم و توهم میزنم از خستگی
نمیدونم بچه هامون توی این سن چرا اینطوری میشن
منم یه هفته میشه خیلی بدتر از قبل درگیرش شدم
میذاره قنداقش کنی ؟
با به پارچه نازک و نخی ! دمای اتاق هم سرد باشه که گرمش نشه

کاش نزدیکت بودم منم اینجا تنهام صدرام ب گهواره عادت کرده بود با مکافات و‌چند روز بی خوابی عادتش دادم ب زمین ...منم گاهی ارزو‌میکنم ی همسایه داشتم فقط نیم ساعت نگهش میداشت من یه لقمه غذا راحت بخورم

باید بزاری تو پتو تکون بدی ؟؟ چهارچوب دری کمدی چیزی نیست یه سر پتو رو گره بزنی ب اون ورش؟؟

خب ی بانوج بگیر

سوال های مرتبط

مامان آقـا پستـ🫶🏻ـه مامان آقـا پستـ🫶🏻ـه ۱۵ ماهگی
این روزها که سبحانکم از خوردن شیر مادر سر باز میزنه و به هیییچ راهی لب به سینه نمیگیره ... تازه میفهمم حسرت مامانایی که به بچه هاشون شیرخشک میدن و دوست داشتن شیر مادر بدن ...
تازه میفهمم چقدر حس بدیه ...
اینکه انتخابت باشه ی چیزه اینکه مجبور باشی ی چیز دیگس ...
دلم میخواست حداقل تا 6 ماهگی بخوره ولی ...
اینقدر این چند روز نمیخوره از سینه که دیگه حتی با فشار و ماساژ سینه ام خیس نمیشه انگار که داره خشک میشه کم کم ...


مامانایی که شیرتون کمه ، تروخدا مراعات کنید با تغذیه و ماساژ و زیاد کردن وعده ها شیرتونو زیاد کنید ...
میدونم سخته خسته میشه ادم از کار و زندگی میافته ولی ...


بخدا که ... ول کردن سینه خیلی بدتر از نگرفتنشه ...
وقتی بچه ات دیگه توی بغلت اروم نمیگیره و دنبال ی چیز دیگس برای سیر کردن خودش...
خیلی بده ...
خیلی ...

کاش ...
کاش میشد بعد مدتی که بازیگوشیاشو کرد دوباره سینه امو بگیره و هنوز شیر داشته باشم 🥺🥺🥺😔😔

سینه ام درد میکنه داره خشک میشه ....
بچه ام باید بمکه ولی لجبازه
اونقدر گریه میکنه که هلاک میشه ولی حتی دریغ از یک مکیدن