۱۲ پاسخ

درکت میکنم عزیزم خیلیامون اینجا مثل خودت این حال رو تجربه کردیم و گذروندیم بعضیا حتی چندبار تجربه کردن ، خدا دلتو آروم کنه عزیز دلم و بزودی دوباره دامنتو سبز کنه ♥️

من همین تجربه‌ی تو رو دارم بااین تفاوت که من بعداز۱۳سال نازایی و بچه ی اولم بود که حامله شده بودم
به معنای کامل من و شوهرم داغون شدیم داغون

خیلی خیلی سخته هیچ فرقی باداغ جوان نداره،خدابهت صبر بده،و امیدوارم ک جاش سبز بشع

واقعا حق داری که ناراحت باشی
من خودم چهارتا سقط داشتم خداروشکر بعد از چند سال خدا یه بارداری سالم بهم داد
ولی تو هر جمعی حرفی از سقط یا هرچیزی زده میشه بین اون چهارتا دوتاش عذاب آور بود برام یعنی در حد دور از جون مرگ رفتم خیلی وحشتناک بود اشکم در میاد جلوش اصلا نمیتونم بگیرم
به نظرم سقط خیلی سخته آدم ده تا بزاد یه سقط نداشته باشه
امیدوارم این تجربه تلخ هیچ وقت دیگه براتون تکرار نشه
هیچکس هم تجربه نکنه دشمن سرمم تجربه نکنه

عزیزم شما الان توی شرایطی هستی که کاملا حق داری ، بچه از دست دادن چه توی شکم باشه چه بدنیا اومده باشه واقعا دردناک هست و ناراحتی شما هم اصلا چیز عجیبی نیست که کسی بخواد کم بشمارتش.امیدوارم خدا بهت آرامش بده عزیزم و ازین دوران گذر کنی .🌿

الهی عزیزم با تموم وجود درکت میکنم
منم تو 18 هفته سقط قانونی کردم تا چندماه افسردگی شدید گرفتم همش جلو چشمم بود شب و روز،زایمان طبیعی با اون همه درد ولی بچه ای که دنیا اومد و نفس نداشت خیلی سخته خدا جارو برات پر کنه الهی

خدا بهت صبر بده عزیزم سخته واقعا

عزیزم🥲 خیلی سخته می‌دونم ولی خودت و هم داغون نکن جانم

سخته عزیزم ولی دیگه حکمت خداس خیلیا این اتفاق براشون میفته تو تنها نیستی روحیتو نباز

الهی عزیزم خدا بهت صبر بده 😥😥😥😥

عزیزم امیدوارم خداوند کمکت کنه هر چه سریعتر این دوران رو پشت سر بزاری و به زودی زود جاش سبز بشه

عزیزم خدا بهت ارامش بده اره سخته
یدونه بچه هم داری؟

سوال های مرتبط

دوفرشته آسمونی دوفرشته آسمونی قصد بارداری
دخترکم، فرشته کوچولوی من


امروز اگه بودی، ۲۱ روز از اومدنت به این دنیا می‌گذشت. ۲۱ روز که می‌تونست پر باشه از عطر تنت، صدای نفس‌های کوچولوت، و نگاه‌های معصومانت. دلم برای خودت، برای همین ۲۱ روز نگذشته، و برای تمام روزهایی که می‌تونستیم با هم داشته باشیم، یک دنیا تنگ شده

دلم برای روزهای بارداریم هم تنگ شده. برای اون حس قشنگی که داشتمت، برای تکون‌هات، برای تمام رویاهایی که با حضورت توی دلم پرورونده بودم. هر بار که بچه‌ای رو بغل می‌کنم، ته دلم یک بغض سنگین می‌شینه، یک حس غریب که دلم می‌خواد از ته دل گریه کنم. ولی خب، سعی می‌کنم صبور باشم، جلوی بقیه لبخند بزنم و نشون بدم که قوی‌ام.

اما تو خلوت خودم... تو خلوت خودم فقط مال منی. اونجا من آزادم که برای تو عزاداری کنم، آزادم که تمام این دلتنگی‌ها رو فریاد بزنم و برای نبودنت اشک بریزم. تو همیشه تو قلب منی، دختر قشنگم. یک تکه از وجودم که برای همیشه جای خالیش حس میشه.

دوستت دارم فرشته آسمونی من🪽👶🏻❤️‍🩹
مامان من! مامان من! هفته بیست‌ویکم بارداری
دوستان عزیز، یک سوال دارم ازتون، شما هم وقتی فهمیدید باردارید، همین حس‌ها رو داشتید؟
راستشو بخواید، من وقتی فهمیدم حالم یه جوری شد. اولین فکرم این بود که: “وای! بالاخره مامان شدم؟ خوشحالم؟ عاشق کوچولویی که تو دلمه شدم؟” ولی خب… جوابم منفی بود.
می‌دونم شاید خیلیا بهم خرده بگیرن، شاید بگن چه مادریه این! ولی خب، من این روزا فقط دارم گریه می‌کنم. نه از خوشحالی، نه از هیجان. از نگرانی زیاد. اونم نگرانی برای خودم، برای آینده خودم.
همین چند روز فهمیدم باردارم و از همون موقع فقط گریه کردم. خواب ندارم، همش تو فکر خودم و آینده‌امم. راستشو بخواید، بیشتر از همه، خودم رو دوست دارم و این قضیه خیلی می‌ترسونتم.خودمو سرزنش میکنم، حتی به خودم لعنت میفرستم که چرا با یک اشتباه،یک عمر زندگیمو تغییر دادم، من الان در نقطه ای هستم که در هیچکدوم از تصوراتم تاحالا نبوده. حس می‌کنم به این بچه بی گناه بیشتر حس دلسوزی دارم تا عشق.فقط دلم براش میسوزه😔
اگه شما هم اینجوری بودید، یا حس‌تون شبیه منه، لطفا اگه فقط قضاوت نمی‌کنید، بگید چطور باهاش کنار اومدید. شاید وقتی حرف بزنیم، یه کم آروم بشم.
بارداری بارداری بارداری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری بی بی چک مثبت
مامان دخترکم مامان دخترکم ۲ سالگی
یه چیزایی ادم تو این برنامه گهواره می‌بینه یعنی شاخ در میاره ها طرف بچش دوسالش میگه من بچم رو خوبه از پوشک بگیریم همه میگن وای نباید بگیری الان سن مناسبش نیست چرا اینقدر زود از اون طرف یکی میگه میخوام تا دوسالگی شیر بدم باز یه عده میگن وای چرا تا این سن شیر بدی در صورتی که هیچ اشکالی نداره در صورتی دکتر میگه بچه رو زود از شیر بگیرید که بچه وابستگی شدید به شیر داره غذا نمیخوره و در مورد پوشک از ۱۸ ماهگی تا سه سالگی فرصت از پوشک گرفتن شاید یه بچه ۱۸ ماهگی امادگی داشته باشه مادر متوجه بشه و یه بچه هم شاید سه سالگی امادگی داشته باشه اصلا برای از پوشک گرفتن ما نمیتونیم سن تعیین کنیم الان دختر خودم دو هفته دیگه دوسالش میشه دارم می‌بینم که داره امادگی پیدا میکنه میره تو دسشویی میگه جیششش بخاطری که دور برش بچه کوچیک که از پوشک گرفتن اونا رفتن دستشویی من به دخترم توضیح دادم این رو خییلی دلم می‌خواست اینجا بگم مادر عزیز هیچ کس مثل تو شناخت از بچت نداره وقتی امادگی داره بگیرش از پوشک پوشک که چیز مفیدی نیست ما بگیم هر چه بیشتر بهتره فقط باید موقع پوشک گرفتن صبر و حوصله داشته باشیم بچه رو دعوا نکنیم که باعث استرسش بشه همین فقط
مامان بَشه🐣🥹 مامان بَشه🐣🥹 هفته پانزدهم بارداری