۱۱ پاسخ

وای حق داری بخدا
منم مدام بچه هام در حال دعوان
بخدا دیگه از زندگی متنفر شدم
عذاب وجدان نداشته باش مام ک از سنگ نیستیم آدمیم اعصابمون نمیکشه واقعا دیگه

آخه این چه کاریه دختر جفتشونو دعوا میکردی بهتر بود حالا گذشته دیگه اما ترس نبودنت رو هیچ وقت به بچه ها نده ..تنبیه یادشون می‌ره اما این ترس ممکنه بمونه براشون .‌الانم خودتو سرزنش نکن عزیزم دیگه توام اذیت شدی وگرنه هیچ‌مادری نمی‌خواد بچه هاش رو عذاب بده

حالا عذاب وجدان نداشته باش امروز یه تایم مناسب که حال سه تاییتون خوب بود بشین قشنگ باهاشون آروم ولی با محبت صحبت کن و بگو در مورد رفتارشون و کاراشون که اذیتت میکنه من همیشه با دخترم بعد اینکه دعواش میکنم کلی صحبت میکنم اینجوری هم اون آروم میشه هم خودم
ما هم منطقیه کم بیاریم پس خودتو سرزنش نکن عزیزم

باز خوبه تو خودت رفتی من اونارو بیرونشون میکنم😂البته از خونه بیرون میکنم میرن توی حیاط.بیرون از حیاط اجازه ندارن

واقعا شرایط سختیه

منکه گذاشتم رفتم دوسه باری

حق داری ،همه ما مامانا کم میاریم،منم امروز میخواستم همین کارو بکنم ولی فکر کردم همیشه ی ترسی تو وجودشون ریشه میزنه، ولشون کن خودتو با کارات مشغول کن،یکی دوبار در حد تذکر بده جلو دیدشون نباش ک ببینی و اعصابت خورد بشه

من امروز فقط ارزو مرگ می کردم . خیلی عذاب وجدان دارم. دخترم خیلی وابستمه اذیت میکنه خدا منو ببخشه
دست خودم نیست واقعا دیگه کم اورده بودم. ی ثانیه هم نمبتونه دوریمو تحمل کنه😔😔😔

اره بابا من اینقدر ازین قهرا کردم تا دلت بخواد ازبس ک جنگو دعوا میکنن ۲دقیقه بعد یادشون میره.

این بحثارو ماهم داریم اصلن عذاب وجدان نداشته باش.

عذاب وجدان نداشته باش
یه وقتایی انقدر دعواشون بده ادم خون ب مغزش نمیرسه
پسرای منم از زمانی که بیدار میشن دعوا دارن تاوقت خواب
فقط یه زمانای کوتاه باهم خوب هستن

فقط از من مادر
که مثل خودتم این حرف را داشته باش
تنها راه مقابله با این شرایط اینکه هر وقت دعوا داشتن با بهترین چیزی که دارن یا دوست دارن تنبیه کن مثلا از بازی با اسباب بازی مورد علاقشون یا گردش اخر هفته، لطفا هنگام تنبیه دلسوزی نکن و سر حرفت بمون

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۵ سالگی
سلام بچه ها کسی بیداره؟؟
من دو شبه عذاب وجدان روانیم کرده تا صبح بیدارم الان با دوتا قرص آرامش بخش هرکار کردم خوابم نرفته....
من جز ایلیا یه دوقلو ۲ ساله هم دارم دیشب خونه برادر شوهرم بودیم ایلیا خیلی دوقلو ها رو اذیت میکرد و میزد یه بارش چنان محکم زد زمین بچه رو که. خون دماغ شد هرچی صحبت میکردم باهاش فایده نداشت هرکار کردم سرگرم بشه ولی کنه دوقلو ها نبود و میزدشون به درو دیوار و اونام یه سره گریه و جیغ
انقد عصبی شدم ایلیا رو زدم😭تا آروم نشست و ول کرد
اینو بگم من صبرم خیلی زیاده اصلا اینجور نیستم دست بزن داشته باشم و بزنم بچه ها رو بخدا آنقدر اذیت میشم ولی مدارا میکنم کل زندگیمو گذاشتم پاشون و اینکه توجه هم من هم باباش به ایلیا خیلی زیاده گفتم اینجور باشیم که وجود دوقلو ها اذیتش نکنه ولی انگار بدتر شد بیشتر وقتا میگه کاش این بچه ها رو نداشتیم و.....
بابت کتک دیشب خیلیییییی ناراحتم 😭هرچی گریه میکنم آروم نمیشم دیوونه شدم کل روانم به هم ریخته می میکنم مادر خوبی نیستم براش😔کاش دستم می‌شکست همون لحظه....