۸ پاسخ

عزیزم اینقدر بچه رو ضعیف بار نیار ،حالا یه چای شیرینه دیگه ،یه روز نخوره چیزی نمیشه ،این باعث میشه بفهمه همیشه همه چیز اوکی نیست ،یاد میگیره ،اون الان یادش رفته ،،،یعنی چی براش ببری ،،،نه این کار رو نکن ،اومد خونه برایش درست کن

اشکال نداره بچه باید نرسیدن نشدن هم یاد بگیره حالا یکی دوبار اشکال نداره

یاد خودم افتادم دوران مدرسه خودم پامیشدم آماده میشدم میرفتم
آرزوموند به دلم یبار مامانم بلندشه صبونه درس کنه برام حتی یبارم نشد
حالا تواین یبار خواب موندی اشکال نداره

بابا این چ فکراییه ک میکنی
بچه یه دقه بعد یادش میره، ب این چیزااصلافکرنمیکنه
ظهر براش چایی بیار بگو خسته ای بخور
بنظرم اصلایادش نیار صبح رو، ولی اگر خودش گف صبح بهم چایی ندادی بگو مامان خسته بود خواب موند، برا جبرانش الان برات چایی تازه دم ریختم

پسر منم تازه رفت ولی اصلا صبحونه نمیخوره یه دونه ای تاب کوچیک میخوره اونجا ساعت ده بعدش تا یک میاد خونه ناهار ماهم کلا صبحونه نمی‌خوریم شوهرم میره سرکار منم دلم نمی‌خواد نمی‌خورم

اگه نزدیکه ببر واسش تو دلش نمونه

طوری نیست حالا یبار

زنگ بزن بگو مربی بده چ اشکالی داره

سوال های مرتبط

مامان دلوين مامان دلوين ۴ سالگی
#پوشک خریدم#بچه بالااورد#اسهال داره#زردی داره#زایمان زودرس#سزارین شدم
سلام مامانا خواهش میکنم جواب بدین
من با خانواده پسرعمو همسرم خیلی رفت و امد دارم چون همسایه هستیم و اینکه تو این شیش سال هیچ ناراحتی بینمون شکل نگرفته بیشترم اونا میان همیشه هم من صدمو میزارم چون اونا دستشون به نسبت ما خالیه امشب من و خانومش رفتیم مهمونی زنونه بعد دخترم شیطونه ولی اصلا بی ادب نیست یا حرف بد بزنه هی میرفت به پسرعموش میگفت بیا باهام بازی کن میزد رو پاش این نمیرفت بعد یهو دلوین رو مبل بود پسرعموش کرفت از همون بالا با سر زدش زمین و گردنشو گرفت دخترم کبود شد منم گفتم ولش ولش نکرد خیلی حرف رکیک به من زد پدرسگ حروم زاده و تو کل این ماجرا مادرش هیچ حرفی نزد منم نشستم اشکم درومده بود همه دلداریم دادن گفتم واقعا بی ادبی کسی به بزرگتر خودش میگه پدرسگ مامانش منو مخاطب قرار نداد رو به بقیه گفت من اجازه میدم وقتی پسرم عصبیه حرفشو بزنه عقده ای نشه منم از همه خدافظی کردم باهام خدافظی نکرد ماشین همرام بود اومدم خونه حالا همسرم بابت ناراحتی پیش اومده ناراحته میگه تو نباید چیزی میگفتی من مقصرم واقعا!؟
مامان دلوين مامان دلوين ۴ سالگی
سلام مامانا خواهش میکنم جواب بدین
من با خانواده پسرعمو همسرم خیلی رفت و امد دارم چون همسایه هستیم و اینکه تو این شیش سال هیچ ناراحتی بینمون شکل نگرفته بیشترم اونا میان همیشه هم من صدمو میزارم چون اونا دستشون به نسبت ما خالیه امشب من و خانومش رفتیم مهمونی زنونه بعد دخترم شیطونه ولی اصلا بی ادب نیست یا حرف بد بزنه هی میرفت به پسرعموش میگفت بیا باهام بازی کن میزد رو پاش این نمیرفت بعد یهو دلوین رو مبل بود پسرعموش کرفت از همون بالا با سر زدش زمین و گردنشو گرفت دخترم کبود شد منم گفتم ولش ولش نکرد خیلی حرف رکیک به من زد پدرسگ حروم زاده و تو کل این ماجرا مادرش هیچ حرفی نزد منم نشستم اشکم درومده بود همه دلداریم دادن گفتم واقعا بی ادبی کسی به بزرگتر خودش میگه پدرسگ مامانش منو مخاطب قرار نداد رو به بقیه گفت من اجازه میدم وقتی پسرم عصبیه حرفشو بزنه عقده ای نشه منم از همه خدافظی کردم باهام خدافظی نکرد ماشین همرام بود اومدم خونه حالا همسرم بابت ناراحتی پیش اومده ناراحته میگه تو نباید چیزی میگفتی من مقصرم واقعا!؟
#پوشک کردم#شیرخشک خریدم#زردی داره#زایمان کردم#زایمان زودرس