#پوشک خریدم#بچه بالااورد#اسهال داره#زردی داره#زایمان زودرس#سزارین شدم
سلام مامانا خواهش میکنم جواب بدین
من با خانواده پسرعمو همسرم خیلی رفت و امد دارم چون همسایه هستیم و اینکه تو این شیش سال هیچ ناراحتی بینمون شکل نگرفته بیشترم اونا میان همیشه هم من صدمو میزارم چون اونا دستشون به نسبت ما خالیه امشب من و خانومش رفتیم مهمونی زنونه بعد دخترم شیطونه ولی اصلا بی ادب نیست یا حرف بد بزنه هی میرفت به پسرعموش میگفت بیا باهام بازی کن میزد رو پاش این نمیرفت بعد یهو دلوین رو مبل بود پسرعموش کرفت از همون بالا با سر زدش زمین و گردنشو گرفت دخترم کبود شد منم گفتم ولش ولش نکرد خیلی حرف رکیک به من زد پدرسگ حروم زاده و تو کل این ماجرا مادرش هیچ حرفی نزد منم نشستم اشکم درومده بود همه دلداریم دادن گفتم واقعا بی ادبی کسی به بزرگتر خودش میگه پدرسگ مامانش منو مخاطب قرار نداد رو به بقیه گفت من اجازه میدم وقتی پسرم عصبیه حرفشو بزنه عقده ای نشه منم از همه خدافظی کردم باهام خدافظی نکرد ماشین همرام بود اومدم خونه حالا همسرم بابت ناراحتی پیش اومده ناراحته میگه تو نباید چیزی میگفتی من مقصرم واقعا!؟

۱۲ پاسخ

من باشم رفت وآمد نمیکنم پسرش وحشیه بلایی سربچت میاره واین فحشارو دخترت یاد میگیره وقتی بچه ای بی ادبی میکنه مادر باید شرمندگیشو ابراز کنه باید جلودهن بچشک بگیره اخم کنه و.....
وقتی اینقدر بیشخصیته که بچش هیچی نمیگه ومیگه عصبانیه باید خالی شه وباشما خداحافظی نکرده....
دیگه حرف ودلیلی برای ادامه دادن رفت وامد بااین خانوم نیست

با توجه به توضیحاتت خیر شما مقصر نیستی و به صلاح آینده دخترته که با چنین افرادی رفت و آمد نکنی

من بودم بی بر و برگشت قطع ارتباط میگردم. هر جا میدیمش تو جمع عادی برخورد میکردم ولی هرگز نه میرفتم خونش نه دعوتش میکردم حتی یک ثانیه هم نمیذاشتم دخترم به بچه ش نزدیک شه

واقعا حرف خیلی بد و بزرگی زده شما حق داشتی واکنش نشون بدی
جای شما تصمیم نمیگیرم ولی من باشم کلا رابطم رو کم میکنم و یا حتی قطع میکنم
مامانش حداقل نباید سکوت کنه و یا اونجوری بگه
بچه باید حدشو بدونه ن که مادر بگه میزارم بچم هر حرفی رو بزنه که عقده ای نشه این اسمش عقده نیست بی تربیتی هست

چه بی‌شعور و بی فرهنگ
ینی پسرش که عصبی میشه بایدهرچی به دهنش میاد به بزرگترش بگه
توهم میخاستی بگی ریدم به این بچه تربیت کردنت بعدم میگفتی ببخشید میخاستم عقده ای نشم واسه همین گفتم

وقتی مادر بچش ادب نکرده و یک بچه وحشی بی ادب بار اورده و وقت برا تربیت پسرش نزاشته و این باعث خسارت به بچه شما شده و باز سکوت کرده. خودت باید بچه و مامانش جر میدادی و بعد قطع رابطه با خانواده ای ک فقر فرهنگی دارن. از رفتار مادر طلبکارش بچه ای بهتر از این در نمیاد

شما مگه چه برخوردی کردی که همسرت ناراحته؟

💩💩💩💩💩💩بزن به هیکلشون دیگه رفت وآمدنکنیاااااااااا
شوهرتم انگار اون زنشه نه تو که پشت اونو گرفته
شوهرمن اگه بود میگفتم چیییییه کراش زدی روش لالش میکردم

اصلا کاملا رفتارت درست بوده. قطع رابطه کن و تمام

خاک تو سر مادرش که پسر بچه این فحشای زشت رو داده، یکی نبود بگه اینا از بی تربیتی بچه تونه نه از عقده خالی کردن، من بودم شوهرم نمیذاشت پامو بذارم جایی که اونان

واااا چ حرفیه.بچه ام عصبانیه حرفشو بزنه.دو فردا دیگ وقتی بچه اش از مامانه عصبانی شد بالا پایینه مامانشو کشید یادش میاد.اخه بچه چه ب این حرفا.قطع رابطه کن خلاص.محبت زیادیت باعث شده زبونشون دراز شه.خدای نکرده برا دخترت اتفلقی میفتاد چی؟اونوقت زنیکه میگفت من موافقم بچه ام عصبیه خودشو با دعوا خالی کنه😶ب شوهرتم بگو تو من نمیتونم دست رو دست بزارم بچمو بکسن چون شما نکران فامیلتی

عزیزم مقصر شما نبودین من بودم دیگه رفت وامد نمیکردم باهاشون

مگه میشه بچه دعوا کنه وحرفای زشت بزنه مادرم فقط نگاه کنه واقعا موندم

سوال های مرتبط

مامان دلوين مامان دلوين ۴ سالگی
سلام مامانا خواهش میکنم جواب بدین
من با خانواده پسرعمو همسرم خیلی رفت و امد دارم چون همسایه هستیم و اینکه تو این شیش سال هیچ ناراحتی بینمون شکل نگرفته بیشترم اونا میان همیشه هم من صدمو میزارم چون اونا دستشون به نسبت ما خالیه امشب من و خانومش رفتیم مهمونی زنونه بعد دخترم شیطونه ولی اصلا بی ادب نیست یا حرف بد بزنه هی میرفت به پسرعموش میگفت بیا باهام بازی کن میزد رو پاش این نمیرفت بعد یهو دلوین رو مبل بود پسرعموش کرفت از همون بالا با سر زدش زمین و گردنشو گرفت دخترم کبود شد منم گفتم ولش ولش نکرد خیلی حرف رکیک به من زد پدرسگ حروم زاده و تو کل این ماجرا مادرش هیچ حرفی نزد منم نشستم اشکم درومده بود همه دلداریم دادن گفتم واقعا بی ادبی کسی به بزرگتر خودش میگه پدرسگ مامانش منو مخاطب قرار نداد رو به بقیه گفت من اجازه میدم وقتی پسرم عصبیه حرفشو بزنه عقده ای نشه منم از همه خدافظی کردم باهام خدافظی نکرد ماشین همرام بود اومدم خونه حالا همسرم بابت ناراحتی پیش اومده ناراحته میگه تو نباید چیزی میگفتی من مقصرم واقعا!؟
#پوشک کردم#شیرخشک خریدم#زردی داره#زایمان کردم#زایمان زودرس
مامان دلوين مامان دلوين ۴ سالگی
سلام مامانا بطفا بیاین جوابمو بدین خواهش میکنم امشب یه اتفاق افتاد
من با خانواده پسرعمو همسرم چون همسایمم هستن خیلی رفت و امد دارم من ولی بیشتر اونا میان خونه ما تیریبا تو هفته چندبار همو میبینیم و من از اون ادمام برا کسی که رفیقم باهاش سنگ تموم میزارم متاسفانه
امشب با هم رفتیم مهونی بدون همسرامون دلوین یکم شیطونه ولی بی ادب نیست اصلا حرف بد نمیزنه ولی شیطونه امشب پسرعموش باهاش بازی نمیکرد دلوین چندبار رفت زد رو پاهاش که بیاد باهاش بازی کنه من جندبار گفتم نکن بیا خودت بازی کن اونم میاد چندبارم بهش حرف زدم یهو دید پسرعموش دلوین رو مبل بود از رو مبل گرفتش بغل و کوبیدش زمین دخترم از ترس کبود شده بود من داد زدم گفتم ولش کن بچه بیشتر از من داد زد سرم ولش نمیکنم و یه سری حرف رکیک به من زد تخم حرام پدرسگ منم خیلی ناراحت سدم دلوین اوردم این طرف دوتا اروم زدم بهش گفتم جرا میری طرف کسی نمیخاد باهات بازی کنه تو کل این ماجرا مامان اون سکوت کرد بعد گفتم واقعا فلانی بی ادبی کسی به بزرگتر خودش این حرفای زشت نمیزنه همه اومدن منو دلداری دادن من اشکم دم مشکمه اشکم درومد بعد مامان اون گفت من پسرم عصبی میشه بهش حرف نمیزنم عقده نشه براش و ...منم پاشدم با همه خدافظی کردم سوار ماشینم شدم اومدم خونه اون حتی باهام خدافظی هم نکرد یا معذرت نخواست بابت رفتار پسرش الان همسرم بابت این ناراحتی پیش اومده ناراحته و میگه نباید چیزی میگفتی بنظرتون مقصرم!؟





#پوشک #فرزندپروری#شیرخشک خریدم#زایمان کردم#زردی داره
مامان ايمى مامان ايمى ۴ سالگی
سلام دوستان
بچه های شما در مقابل قلدری بقیه بچه ها چه می کنند؟
دختر من اگه طرش دختر باشه با داد و بیداد مقابله می کنه ولی اگه پسر باشه قاعدتا رورش نمیرسه و گریه میکنه و اکثرا به من کیگه.
مثلا چند وقت پیش سه نا پسر ۸ ساله دوچرخه دخترم رو برمیداشتن یا از قصد دوچرخه رو زمین میکوبیدن و دخنرم جیغ و گریه کنم رفتم به بچه ها به صورت جدی تذکر دارم که نبینم دیگه مزاحم دخترم بشید.
دیروز هم دو تا پسر تقریبا هم سنش یا کمی از خودش بزرگتر بادکنکش رو برداشتن و فرار کردن منم دویدم دنبالشون‌و بادکنک دخترم رو پی گرفتم و باز گفتم مبینم کارتون رو تکرار کنید..
به دخترم کفتم هر کی اذیتت کرد بیا به من بگو ولی دوستم که بچش از همون پسر بچه های کرمو هست بهم میگه بهش بگو از خودش دفاع کنه!
به نظر شما چطوری میشه اموزش دفاع داد؟
البته من به دخترم گفتم اگه کسی تو رو زد بهش با صدای باند بگو حق نداری منو بزنی و دساش رو بگیر تا حدودی هم انجام میده ولی همیشه کارساز نیست!
هیچ وقت بهش مگفتم اگه کسی تو رو زد تو هم بزن ولی متاسفانه دارم به چشم میبینم چه دوران بدی شده و چقدر بعضی بچه ها بی تربیتن.
شما این جور موارد چی کار می کنید؟
مامان آسناو آرتین مامان آسناو آرتین ۵ سالگی
بعد از یک سال و نیم کاردرمانی و گفتار درمانی و انواع و اقسام دکتر و دارو. به این نتیجه رسیدم که واقعا دخترم اتیسم داره به هر دری زدم به هر ریسمانی چنگ انداختم که دخترم بهتر بشه نمیخواستم اصلا قبول کنم دخترم اتیسمه اما انگار واقعا همینطوره چون همه علایمشو داره بچه هایی بودن که وضعشون از دختر من خیلی بدتر بود اما با کاردرمانی و گفتار درمانی بهتر شدن اما دختر من لاک‌پشتی داره پیشرفت میکنه الان اونا کاملا خوب شدن اما دختر خیلی باهاشون فرق داره یه مدته کلاسلس خلاقیت و مادر و کودکم میبرم. اما فرق خاصی نکرده میبینم نه دخترم خیلی با بقیه فرق داره. ارتباطش ضعیفه. دوس داره تنها بازی کنه اصلا نمیتونه با کسی دوست بشه یا بازی کنه. کلام رو داره اماحرف زدنش با بقیه فرق داره نمیتونه چیزی رو تعریف کنه. احساسات رو درک نمیکنه و خیلی از مشکلات ریز و درشت دیگه. امروز تو کلاس بازی یخ کنی انجام میدادن کن به زور یکم دخترم رو بردم که بازی کنه اما باز فرار رد رفت سراغ کار خودش. اصلاً بازی کردن بلد نیس انقد دخترم رو بردم و آوردم کلاسای مختلف تو جمع. اما امروز دیدم چقدر خسته شدم. فهمیدم بیخود دارم درجا میزنم انگار دخترم قرار نیس دیگه یه بچه عادی باشه باید اینو قبول کنم اما چ کنم نمیتونم جیگرم کبابه. اگه خدایی نکرده زبونم لال دخترم رو از دست میدادم هم همینقدر ناراحت میشدم. با تمام وجودم خستم از زندگی. هیچوقت حتی یه درصد هم فک نمیکردم یه روزی برسه خدا منو با بچم امتحان کنه. منی که انقد ضعیفم تو این مورد گاهی میگم کاش هیچ وقت بچه دار نمی‌شدم که الان بخوام این همه غم بخورم
مامان آسناو آرتین مامان آسناو آرتین ۵ سالگی
تا حالا شده بچتون پیش بقيه بد ضایعتون کنه. امروز صب رفتم سرکار. پسرمم چون دادگاه نداشتم فقط تو دفتر یکم کار بود با خودم بردم. همکارم صبونه با خودش عدسی آورده بود من پسرم هیچوقت عدسی نمی‌خورد ینی همیشه درست میکنم از خدام بوده فقط یه قاشق بخوره فقط مزه کنه ببینه چه جوریه اصلا حتی طعمشم امتحان نکرده. خیلی خوش خوراکه اما عدسی اصلا نمیخوره. بعد این همکارم بهمون تعارف کرد من چون تازه صبونه خورده بودم گفتم ممنون نمی‌خورم. گفت به پسرت بده منم گفتم ممنون اصلا عدسی دوس نداره هیچوقت نمیخوره. بعد یهو پسرم گفت میخورم. منم گفتم لابد همین طوری یه چیزی گفته بچس نمیفهمه. گفتم نمیخوره الکی میگه فقط حیف میل میکنه. همکارم گفت حالا بزار یکم براش بریزم ببینم میخوره یا نه. تو کاسه کوچیک براش ریخت پسرم با چنان اشتهایی می‌خورد انگار از قحطی برگشته😳😥. حالا منو نگو جلو همکارم ضایع شد فک کزد الکی گفتم دوس نداره با خودم گفتم حتما فک میکنه من از غذاشش چندشم میشه دیگه بهش گفتم بخدا هیچوقت نمی‌خورد نمیدونم حتما برا شما خیلی خوشمزست. از خجالتم گفتم برا منم بریز بخورم. که فک نکنه یه وقت چندشم شده. تو عمرم اینجور ضایع نشده بودم😤