۱۰ پاسخ

بعضی موقع که دیدی حالش درست نیست و داره چرت پرت میگه محلش نده از یه جایی میسوزه که داره باهات همچین رفتاری میکنه

اوهههه
الان دایی برای خواهرزاده
عمو برا برادرزاده اش نیست
پسرعمو چی میگه این وسط اخه
مسئولیت داره عزبز من
زنگ بزن به مادربزرگه بگو پس اونم بیاد باهاش

چه اشکالی داره بزار بره بیرونن دیگه یه پارکه دوساعت بازی میکنن برش میگردونه خونشون... زیادی سخت گرفتی و اوضاعو پیچیده کردی...
اینجوری به پروپاش نپیچ و گیر الکی نده تا بی احترامی پیش نیاد بینتون عزیزم

من باشم میگم برید خودمم میرفتم فردام‌روز پسره یه بهونه میشه بچت‌با یکم خوش گذرونی کنه

خب ببره چی میشه به چه چیزایی گیر میدید توام باهاشون برو

مسئولیت داره

مگه رابطتتون با پسر عموش خیلی توبه
والا این خدمات واسه خواهر زاده برادرزادس
بده خودش ببره تا حسابی خسته شهشما نرو

ای بابا چ‌حوصله ای داره کاربرای خودش درست میکنه خدایی نکرده بخوره زمین جاییش زخم بشه اصن ویروسی چیزی بگیره هزارتا صاحب پیدا میکنه

مگه پسرعموش با زنش بی کس و کارن که شوهر تو میخواد بره😁
این مردا هم ی چیزیشون میشه ها

وای نه مسعولیت داره اینکار..فکر کنم مادربزرگش اجازه نده اصلا

سوال های مرتبط

مامان دلوين مامان دلوين ۴ سالگی
#پوشک خریدم#بچه بالااورد#اسهال داره#زردی داره#زایمان زودرس#سزارین شدم
سلام مامانا خواهش میکنم جواب بدین
من با خانواده پسرعمو همسرم خیلی رفت و امد دارم چون همسایه هستیم و اینکه تو این شیش سال هیچ ناراحتی بینمون شکل نگرفته بیشترم اونا میان همیشه هم من صدمو میزارم چون اونا دستشون به نسبت ما خالیه امشب من و خانومش رفتیم مهمونی زنونه بعد دخترم شیطونه ولی اصلا بی ادب نیست یا حرف بد بزنه هی میرفت به پسرعموش میگفت بیا باهام بازی کن میزد رو پاش این نمیرفت بعد یهو دلوین رو مبل بود پسرعموش کرفت از همون بالا با سر زدش زمین و گردنشو گرفت دخترم کبود شد منم گفتم ولش ولش نکرد خیلی حرف رکیک به من زد پدرسگ حروم زاده و تو کل این ماجرا مادرش هیچ حرفی نزد منم نشستم اشکم درومده بود همه دلداریم دادن گفتم واقعا بی ادبی کسی به بزرگتر خودش میگه پدرسگ مامانش منو مخاطب قرار نداد رو به بقیه گفت من اجازه میدم وقتی پسرم عصبیه حرفشو بزنه عقده ای نشه منم از همه خدافظی کردم باهام خدافظی نکرد ماشین همرام بود اومدم خونه حالا همسرم بابت ناراحتی پیش اومده ناراحته میگه تو نباید چیزی میگفتی من مقصرم واقعا!؟
مامان دلوين مامان دلوين ۴ سالگی
سلام مامانا خواهش میکنم جواب بدین
من با خانواده پسرعمو همسرم خیلی رفت و امد دارم چون همسایه هستیم و اینکه تو این شیش سال هیچ ناراحتی بینمون شکل نگرفته بیشترم اونا میان همیشه هم من صدمو میزارم چون اونا دستشون به نسبت ما خالیه امشب من و خانومش رفتیم مهمونی زنونه بعد دخترم شیطونه ولی اصلا بی ادب نیست یا حرف بد بزنه هی میرفت به پسرعموش میگفت بیا باهام بازی کن میزد رو پاش این نمیرفت بعد یهو دلوین رو مبل بود پسرعموش کرفت از همون بالا با سر زدش زمین و گردنشو گرفت دخترم کبود شد منم گفتم ولش ولش نکرد خیلی حرف رکیک به من زد پدرسگ حروم زاده و تو کل این ماجرا مادرش هیچ حرفی نزد منم نشستم اشکم درومده بود همه دلداریم دادن گفتم واقعا بی ادبی کسی به بزرگتر خودش میگه پدرسگ مامانش منو مخاطب قرار نداد رو به بقیه گفت من اجازه میدم وقتی پسرم عصبیه حرفشو بزنه عقده ای نشه منم از همه خدافظی کردم باهام خدافظی نکرد ماشین همرام بود اومدم خونه حالا همسرم بابت ناراحتی پیش اومده ناراحته میگه تو نباید چیزی میگفتی من مقصرم واقعا!؟
#پوشک کردم#شیرخشک خریدم#زردی داره#زایمان کردم#زایمان زودرس