۱۰ پاسخ

عزیزم بچه ای ک فقط بگه چشم و مطیع باشه صرفا بچه خوب و مودبی نیست...
شما تنها نیستی چون پسرمنم همینه و من با مقاله هایی ک خوندم و تحقیق هایی ک انجام دادم الان واقعا خوشحالم پسرم خیلی جاها خواسته شو گفته و مطبع حرف من نبوده

سلام دقیقا منم میگم که واقعا بعضیا چطور تربیت میکنن بخدا دخترم همسن پسر شماست داد و بیداد و جیغ کشیدنش پشیمونم می‌کنه که جای میبرمش،به پسر و دختر بودن نیست یک ذات و ژنتیک دومش که از وقتی بچه یکساله ش هست هرچی میگه به اندازه و تایم گذاری همه چی تام اختیار و جواب دادن نباشه وگرنه لوس و بد اخلاق بار میاد اگه همه چیو جواب بدیم بهش

دخترمنم پارسال اینطوری بود اما امسال تا بگم وقت رفتنه خداحافظی کن قبول میکنه اولش شاید بگه یکم و اینا اما ببینه جدی ام قبول میکنه

بنظرم مادر براش قانون تعيين كرده و بهش اجرا كرده و بچه هم اين اطمينان رو داره كه اگر الان بره و مادر بهش بگه باز ميايم باز ميبرتش
منم با بچه هام همينكارو كردم

بچه با بچه فرق میکنه
منم‌پشرمو میبرم خودش میگه وقتم تموم شده؟
منم‌میگم فعلا وقت داری
ولی خب منم‌میبینم بعضی بچه ها نمیخوان برن
بهش بگو دارن میبندن دیگه خاله ها میخوان همه برن خونشون

بعضی بچه هاذاتن حرف گوش میدن خواهرم ۳تابچه داره دخترش بزرگه حرف گوش نمیده اهل کارنیست وسطی پسره حرف گوش نمیده اهل کاره ولی کوچیکه حرف گوش میده تربیت یه جوره ولی خروجی رویکی اثرمیکنه رویکی نه

توخونه شماوهمسرتون بایدازهم تشکرکنیدپسرم ازمن وباباش تشکرمبکنه چون من وهمسرم سرهرکاری ازهم تشکرمیکنیم ولی خب هرچقدقانون توخونه میزارم رفتیم فلان جابدون جیغ ودادوگریه قبول کن چون وقتتمون تموم شده میگه باشه ولی تامیربم بیرون میگم بریم اونجاذومیزاره توسرش🤣هنوزکه جواب نداده

دختر منم دقیقا همین طور بود،از وقتی پیرم دنیا اومده در تعجبم از رفتارای این بچه.نمیگم بده ولی کلن خیلی باهم تفاوت دارن.یک مادر دارن ولی رمین و اسموووون🤣🤣🤣.البته اینم بگم واس دخترم خیلی زمان میزاشتم از وقتی پسرم اومده واس هیچ کدوم نه وقت و نه حال مناسب ندارم

والا دختر منم اصلا حرف گوش نمیده انقد لج می‌کنه جیغ وداد می‌کنه آبروی ادمو میبره

کجای شماله؟

سوال های مرتبط

مامان قلب مادر مامان قلب مادر ۳ سالگی
سلام مامانا من الان یک هفته است بخاطر عمل فتق اومدم خونه بابام ،پسرم خیلی خوب بود گاهی بهونه میگرفت ولی خب سرگرم میشد دیروز شوهرم اومد از لحظه ایی که باباشو دید دیگه گیر داد که بابا و مامان گوشی گوشی گوشی ما هم بهش ندادیم ،موقع ناهار خواهرم با گوشی سرگرمش کرد تا غذاشو داد،بعدش خوابید دوباره بعداظهر که از خواب بیدار شد بچه ها داداشم اومدن خونه بابام باز این شروع کرد که گوشی میخوام و گوشی میخوام دختر داداشم همسن پسرمه اون فقط نگاش میکرد یعنی هر دقیقه میومد میگفت گوشی با اینکه بهش دادم گفتم یکم بازی کن (که اصلا قبلا این کارو نمیکردم )ولی باز به زور ازش گرفتمش و دیگه غروب عصبی شدم آخه واقعا تعجب میکردم که برا یه گوشی اونجوری گریه میکنه منم درد داشتم و کلافه بود و دعواش کردم 🤦‍♀️امشب از عذاب وجدان خوابم نبرد که چرا پیش زن داداشام و مامانم اینا دعواش کردم واقعا نمیدونم چیکار کنم که دیگه بهونه گوشی رو نگیره آخه کلا گوشی دستش نمیدادم فقط موقع خواب خودش یه لالایی از گهواره یا یه قصه انتخاب میکرد و میذاشت🤦‍♀️🤦‍♀️تو رو خدا اگه راهکاری دارید کمکم کنید از نظر روحی واقعا داغونم طی ۴ماه دوبار رفتم اتاق عمل صبر و تحملم پایین اومده
فرزند پروری و
پوشک و
شیر خشک و
نی نی و ...