۱ پاسخ

دختر من که راحته ظرفارو میاره واسه خودش بازی میکنه

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۴ سالگی
بازی درمانی برای غلبه بر ترس از مدفوع

ترس از مدفوع و مقاومت در برابر رها کردن پوشک، یکی از چالش‌های رایج در دوران آموزش توالت رفتن است. این مسئله ممکن است به دلایل مختلفی از جمله اضطراب، تجربه منفی قبلی، حساسیت‌های حسی یا نیاز به کنترل بروز کند. استفاده از بازی می‌تواند به کودکان کمک کند تا در فضای ایمن و غیرمستقیم با این موضوع آشنا شوند، اضطراب خود را کاهش دهند، و به تدریج احساس تسلط و آرامش پیدا کنند.

معرفی بازیها:


۱. بازی‌های لمسی برای کاهش حساسیت و افزایش آشنایی با بدن

این دسته از بازی‌ها به کودک کمک می‌کند تا با لمس بافت‌های مختلف آشنا شود، از حس «کثیف شدن» نترسد و راحت‌تر تغییرات جسمی را بپذیرد.
• بازی با خمیر بازی یا خاک رس طبیعی: ساخت اشکال آزاد یا مسیر گوارش بدن.
• رنگ‌آمیزی با انگشت: استفاده از رنگ انگشتی روی کاغذ بزرگ برای تخلیه هیجانی.
• بازی با اسلایم یا ژل نرم: تجربه لمس بافت لغزنده برای کاهش حساسیت‌های حسی.
• شن مرطوب یا ماسه بازی در خانه: همراه با جست‌وجو و کشف اشیای کوچک در شن.
• بازی آب و کف در تشت کودکانه: بازی آرامش‌بخش برای ایجاد حس کنترل و لذت از لمس.



۲. بازی‌های نمایشی برای کاهش اضطراب و پردازش روانی تجربه دفع

این بازی‌ها به کودک کمک می‌کنند از طریق بازی نمایشی، هیجانات پنهان خود را بیان کرده و مفهوم دفع را در قالب سناریوهای کودک‌محور بپذیرند.
• بازی عروسکی با شخصیت‌های خیالی: عروسک‌هایی که از پوشک جدا می‌شوند و به دستشویی می‌روند.
ادامه کامنت.
مامان هانا 🌙 مامان هانا 🌙 ۳ سالگی
دخترم را آرام در آغوش گرفتم و بی‌صدا از خانه بیرون زدم. آن‌قدر آهسته راه می‌رفتم که حتی صدای نفس‌هایم را میشنیدم.
صدای خواب‌آلود و متعجبش کنار گوشم پیچید: «مامانی... کجا می‌ریم؟ بابایی هم میاد؟»
لبخند تلخی زدم و گونه‌اش را بوسیدم. «بابایی خوابه، عزیزم... من و تو قراره با هم یه سفر هیجان‌انگیز بریم.»
تمام تلاشم را می‌کردم لرزش صدا و وحشتم را پشت لبخندم پنهان کنم. شاید دیگر قرار نبود پدرش را ببیند... اما برای دختر دو سال و نیمه‌ام، هیچ توضیحی بهتر از «یه سفر هیجان‌انگیز» پیدا نمی‌کردم.
درِ ماشین را آرام باز کردم و او را روی صندلی عقب نشاندم.
«هیس... دخترِ قشنگم بخوابه... لالالالا... هیس...»
چند دقیقه کنارش ماندم تا پلک‌های کوچکش سنگین شد و خوابش برد. خرگوش پارچه‌ای‌اش را هم در آغوشش گذاشتم؛ شاید نبودن در اتاقِ خودش را کمتر حس کند.
اسم‌هایی که برای عروسک‌هایش انتخاب می‌کرد، مثل خودش ساده و قشنگ بودند؛ خرگوشی، ببری، جوجه...
نفسم را عمیق بیرون دادم و پشت فرمان نشستم.
سوییچ را چرخاندم.
قلبم آن‌قدر محکم می‌کوبید که صدایش را می‌شنیدم.
می‌ترسیدم صدای استارت ماشین بیدارش کند... یا شاید هم نیمه‌شب، وقتی مثل همیشه با سرفه از خواب بیدار می‌شد و دیگر من نبودم تا لیوان آب را دستش بدهم...
اما از همه بیشتر، از لحظه‌ای می‌ترسیدم که قبل از طلوع آفتاب قبل از آن ساعتی که باید بیدار شود، او می‌فهمید...
من رفته بودم.

@hiva_tales ✍🏻
مامان جوجه مامان جوجه ۴ سالگی
واقعیت‌ها را از بچه‌ها پنهان نکنید

ذهن بچه‌ها ذاتاً داستان‌ساز و معنا‌ساز است. اگر واقعیت‌ها را برای آن‌ها توضیح ندهیم، با ذهن کودکانه خود داستانی می‌سازند که ممکن است غیرواقعی باشد، اما به تجربه زیسته آن‌ها تبدیل می‌شود. آنچه گفته نمی‌شود، از بین نمی‌رود؛ بلکه در ذهن فرزندتان به شکلی دیگر معنا پیدا می‌کند.

با این حال، منظور این نیست که هر واقعیتی را بی‌فیلتر و بدون در نظر گرفتن سن و ظرفیت هیجانی فرزندتان بیان کنیم. زمانی که فرزندتان متوجه تغییری در خلق‌وخو، شرایط زندگی، نگرانی‌ها یا اتفاقات اطراف می‌شود، گفتن جملاتی مانند «هیچی نیست»، «تو کاری نداشته باش»، «نگران نباش، همه‌چیز خوبه»، یا «برو بازی‌تو بکن» به او کمکی نمی‌کند. سکوت یا انکار، ذهن فرزندتان را آرام نمی‌کند؛ بلکه آن را به سمت فرضیه‌سازی‌های نگران‌کننده سوق می‌دهد.

قدم اول: توضیح آنچه فرزندتان دیده است

برای فرزندتان روشن کنید که متوجه چه چیزی شده است. می‌توانید بگویید: «چند روزی هست که ذهنم مشغوله»، «دلم غمگینه»، «متوجه شدم بیشتر با موبایل سر و کار دارم»، «حوصله بازی کردن نداشتم»، یا «زودتر عصبانی شدم». سپس از او بپرسید: «فکر می‌کنم تو هم متوجه شدی، نه؟» این نوع بیان، به فرزندتان کمک می‌کند تجربه‌اش را اعتبارسنجی کند.

قدم دوم: بازتاب آنچه از فرزندتان دیده‌اید

به او بگویید شما هم تغییراتی را در او دیده‌اید. برای مثال: «فکر می‌کنم تو هم بیشتر پای تلویزیون بودی»، «زودتر ناراحت می‌شدی»، «بیشتر به من نیاز داشتی»، یا «سعی می‌کردی کنارم بمانی». این بازتاب، به ذهن فرزندتان کمک می‌کند میان اتفاق بیرونی و احساس درونی ارتباط برقرار کند.
ادامه کامنت
مامان پسرک🙋 مامان پسرک🙋 ۳ سالگی
.

🌿 مجموعه نکات طلایی تربیتی 🌿

💎 ۱. تله‌ی کمال‌گرایی در والدین
والدینی که شخصیت کمال‌گرا دارند و مشتاقند فرزندانی بی‌عیب و نقص داشته باشند، ناخواسته بذر اضطراب را در دل آن‌ها می‌کارند.
🔺 انتظاراتی که بالاتر از توانِ کودک باشد، زمینه را برای:
🔹 اضطراب
🔹 و افسردگی فراهم می‌کند.
*اجازه دهیم کودکان گاهی اشتباه کنند، این بخشی از رشد است.* 🌱

---

🎒 ۲. عزت‌نفس؛ کوله‌پُشتیِ هرروزه
عزت‌نفس مانند کوله‌پشتی‌ای است که فرزند شما هر روز با خود حمل می‌کند:
✅ کوله پُر (عزت‌نفس سالم): پر از شجاعت و توانمندی! او به راحتی کارهای جدید را امتحان می‌کند چون به خودش ایمان دارد.
❌ کوله سنگین (عزت‌نفس پایین): پر از شک، ترس از شکست و ناامیدی. این کوله آنقدر سنگین است که حتی انجام کارهای ساده را هم برای او دشوار و خسته‌کننده می‌کند. 🎒✨

---

🎭 ۳. فرزندپروری، نمایش یا زندگی؟
فرزندپروری یک مسابقه یا رقابت با دیگران نیست! قرار نیست فرزند ما:
🔸 مطابق مد روز باشد.
🔸 یا مثل یک «عروسک سخنگو» در مجالس عمل کند.
💡 والدِ آگاه باشیم: عاقلانه و با شناخت دقیق از شخصیتِ منحصر‌به‌فرد فرزندمان، برای او برنامه‌ریزی کنیم. 🤱👨‍👩‍👧-



#نکته_تربیتی
#کمال_گرایی
#عزت_نفس
#فرزندپروری ---

رفلاکس کولیک شیرخشک
مامان دختر اصفهونی مامان دختر اصفهونی ۴ سالگی
❣چقدر این متن دکتر الهی قمشه ای زیباست 👌🏻

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند فضای منزلتان خالی از نقاشی های کودکانه خواهد شد؛ دیگر اثری از شکلک های خندان بر روی دیوارهای خانه، حک کردن اسامی بر روی پارچه ی دسته ی مبل ها و طرح های لرزان انگشتی بر روی شیشه های بخار گرفته ی پنجره های خانه،وجودنخواهد داشت.

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند دیگر اثری از هسته های میوه ها در زیر تخت ها وجود نخواهد داشت. در آن روز می توانید مدادی را بر روی میز براي يادداشت كردن پیدا کنید و شيرينی داخل یخچال باقی خواهد ماند.

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند میتوانید برای خود غذاهای بخارپز به جای ساندویچ هات داگ یا همبرگر درست کنید.
میتوانید زیر نور شمع غذا بخورید بدون آنکه نگران دعوای فرزندانتان برای فوت کردن شمع ها باشید.
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند زندگیتان متفاوت خواهد شد آنها آشیانه تان را ترک خواهند کرد و خانه تان آرام... ساکت... خالی و تنها خواهد شد.
در آن زمان است که به جای چشم انتظاری برای فرارسیدن «روزی» ؛ دیروزها را مرور خواهید کرد... یعنی در ان روزها ؛ دلتنگ امروزتان خواهید شد...
پس امروزتان را با آنها عاشقانه زندگی کنید🍃🍃🍃
مامان Arad مامان Arad ۳ سالگی
مامان ائل ای مامان ائل ای ۴ سالگی