خیلی از پسرها یاد گرفته‌اند که «قوی باش»، «گریه نکن»، «حرف نزن»…
اما پشت همین ظاهر قوی، یک دنیا احساسات پنهان می‌ماند.

👦🏻 پسرها هم ناراحت می‌شوند، می‌ترسند، دلتنگ می‌شوند، حسادت می‌کنند و دلشان برای درک شدن پر می‌کشد.
فقط مسئله این است که احساساتشان را متفاوت ابراز می‌کنند:
گاهی با سکوت،
گاهی با بازی‌های پرتحرک،
گاهی با بدخلقی،
و گاهی با کناره‌گیری.

🔍 شیوه درست همراهی با احساسات پسرها چیه؟
• به جای پرسیدن «چرا گریه می‌کنی؟»، بپرسید: «می‌خوای بگی چی اذیتت کرده؟»
• به جای گفتن «مرد که ناراحت نمی‌شه»، بگویید: «حق داری ناراحت باشی، من کنارت هستم.»
• هنگام بازی یا فعالیت‌های مورد علاقه‌شان با آن‌ها وارد صحبت شوید؛ مکالمه غیرمستقیم برای پسرها راحت‌تره.
• احساسات را در قالب مثال، قصه، یا موقعیت‌های مشابه برایشان توضیح دهید.

🌱 وقتی پسرها یاد بگیرند احساساتشان امن است، شخصیت قوی‌تری می‌سازن..

۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۳ سالگی
بازی درمانی برای غلبه بر ترس از مدفوع

ترس از مدفوع و مقاومت در برابر رها کردن پوشک، یکی از چالش‌های رایج در دوران آموزش توالت رفتن است. این مسئله ممکن است به دلایل مختلفی از جمله اضطراب، تجربه منفی قبلی، حساسیت‌های حسی یا نیاز به کنترل بروز کند. استفاده از بازی می‌تواند به کودکان کمک کند تا در فضای ایمن و غیرمستقیم با این موضوع آشنا شوند، اضطراب خود را کاهش دهند، و به تدریج احساس تسلط و آرامش پیدا کنند.

معرفی بازیها:


۱. بازی‌های لمسی برای کاهش حساسیت و افزایش آشنایی با بدن

این دسته از بازی‌ها به کودک کمک می‌کند تا با لمس بافت‌های مختلف آشنا شود، از حس «کثیف شدن» نترسد و راحت‌تر تغییرات جسمی را بپذیرد.
• بازی با خمیر بازی یا خاک رس طبیعی: ساخت اشکال آزاد یا مسیر گوارش بدن.
• رنگ‌آمیزی با انگشت: استفاده از رنگ انگشتی روی کاغذ بزرگ برای تخلیه هیجانی.
• بازی با اسلایم یا ژل نرم: تجربه لمس بافت لغزنده برای کاهش حساسیت‌های حسی.
• شن مرطوب یا ماسه بازی در خانه: همراه با جست‌وجو و کشف اشیای کوچک در شن.
• بازی آب و کف در تشت کودکانه: بازی آرامش‌بخش برای ایجاد حس کنترل و لذت از لمس.



۲. بازی‌های نمایشی برای کاهش اضطراب و پردازش روانی تجربه دفع

این بازی‌ها به کودک کمک می‌کنند از طریق بازی نمایشی، هیجانات پنهان خود را بیان کرده و مفهوم دفع را در قالب سناریوهای کودک‌محور بپذیرند.
• بازی عروسکی با شخصیت‌های خیالی: عروسک‌هایی که از پوشک جدا می‌شوند و به دستشویی می‌روند.
ادامه کامنت.
مامان جوجه مامان جوجه ۳ سالگی
واقعیت‌ها را از بچه‌ها پنهان نکنید

ذهن بچه‌ها ذاتاً داستان‌ساز و معنا‌ساز است. اگر واقعیت‌ها را برای آن‌ها توضیح ندهیم، با ذهن کودکانه خود داستانی می‌سازند که ممکن است غیرواقعی باشد، اما به تجربه زیسته آن‌ها تبدیل می‌شود. آنچه گفته نمی‌شود، از بین نمی‌رود؛ بلکه در ذهن فرزندتان به شکلی دیگر معنا پیدا می‌کند.

با این حال، منظور این نیست که هر واقعیتی را بی‌فیلتر و بدون در نظر گرفتن سن و ظرفیت هیجانی فرزندتان بیان کنیم. زمانی که فرزندتان متوجه تغییری در خلق‌وخو، شرایط زندگی، نگرانی‌ها یا اتفاقات اطراف می‌شود، گفتن جملاتی مانند «هیچی نیست»، «تو کاری نداشته باش»، «نگران نباش، همه‌چیز خوبه»، یا «برو بازی‌تو بکن» به او کمکی نمی‌کند. سکوت یا انکار، ذهن فرزندتان را آرام نمی‌کند؛ بلکه آن را به سمت فرضیه‌سازی‌های نگران‌کننده سوق می‌دهد.

قدم اول: توضیح آنچه فرزندتان دیده است

برای فرزندتان روشن کنید که متوجه چه چیزی شده است. می‌توانید بگویید: «چند روزی هست که ذهنم مشغوله»، «دلم غمگینه»، «متوجه شدم بیشتر با موبایل سر و کار دارم»، «حوصله بازی کردن نداشتم»، یا «زودتر عصبانی شدم». سپس از او بپرسید: «فکر می‌کنم تو هم متوجه شدی، نه؟» این نوع بیان، به فرزندتان کمک می‌کند تجربه‌اش را اعتبارسنجی کند.

قدم دوم: بازتاب آنچه از فرزندتان دیده‌اید

به او بگویید شما هم تغییراتی را در او دیده‌اید. برای مثال: «فکر می‌کنم تو هم بیشتر پای تلویزیون بودی»، «زودتر ناراحت می‌شدی»، «بیشتر به من نیاز داشتی»، یا «سعی می‌کردی کنارم بمانی». این بازتاب، به ذهن فرزندتان کمک می‌کند میان اتفاق بیرونی و احساس درونی ارتباط برقرار کند.
ادامه کامنت
مامان جوجه مامان جوجه ۳ سالگی
وقتی کودک شما شما را می‌زند، در واقع چه می‌خواهد بگوید؟
گاهی زدن، زبان بدنِ کودک است.
کودک هنوز واژه و مهارت تنظیم هیجان ندارد، پس با عملش احساسش را بیان می‌کند.
در هر موقعیت، پیام پنهان او متفاوت است.


۱. وقتی شما مشغول یا حواس‌پرت هستید:
او می‌گوید: «می‌خواهم توجهت را همین حالا داشته باشم، اما بلد نیستم چطور درخواست کنم!»
به او نگاه کنید و بگویید:
«حواسم بهت نبود، می‌خوای منو ببینی؟ من اینجام.»


۲. وقتی در حال فروپاشی هیجانی است (meltdown):
می‌گوید: «آن‌قدر درهم و آشفته‌ام که نمی‌توانم بدنم را کنترل کنم!»
با او بحث نکنید، فقط کنار او باشید.
آرام باشید و اجازه دهید بدنش و مغزش با حضور شما آرام شود.


۳. وقتی از شدت هیجان می‌زند:
یعنی انرژی زیادی دارد و نمی‌داند چطور تخلیه‌اش کند.
به جای تذکر، انرژی را به مسیر امن ببرید:
«بیا بالا پایین بپریم!» یا «بیا بالش بزنیم!»


۴. وقتی شما مرز می‌گذارید و او می‌زند:
در واقع می‌گوید: «نمی‌دانم با این خشم چه کنم!»
آرام و قاطع بگویید:
«می‌دانم ناراحتی، ولی من اجازه زدن نمی‌دهم.»
سپس کمکش کنید بگوید: «عصبانی‌ام.»
ادامه تایپیک
مامان 💙ایران💙 مامان 💙ایران💙 ۴ سالگی
دیشب قبل خواب مطلبی خوندم، و برای اینکه یادم نره برای همسرم توضیحش دادم
و دیدشو به موضوع باز کردم، و نتیجه گیری کردیم که بیشتر تلاش کنیم تا عکس العملهامون به جا و با منش بیشتری باشه
موضوعش در مورد احساسات کودک و بروزش بود
میگفت به کودک اجازه بدید احساساتش‌رو احساس کنه
در حالی که دارم احساسات خودم رو هم مدیریت می‌کنم
وقتی کودک جیغ میزنه
ضربه میزنه
میچسبه
لجبازی میکنه
و
و
و

داره احساساتشو احساس میکنه
اون لحظه است که من هم مدیریت احساساتمو بدست میگیرم
و اگر همون لحظه واکنش نشون بدم، یعنی دعواش کنم، بهش ضربه بزنم، سرش داد بزنم و توی دلم بگم خب ((حقشه)) و یجورایی احساس آرامش و خنک شدن دلم رو بهمراه داشته باشم
مدیریت خودمو از دست دادم چطور انتظار دارم بچه‌امو کنترل کنم
اون فقط یه بچه است، من که والد اونم همچین کنترلی ندارم
اصلا آسون نیست و این مدیریت خیلی خیلی سخته
اما با مدیریت احساساتم اون لحظه است که حرفی برای گفتن دارم
و از طرفی به اون لحظه کودک و همینطور آینده‌اش آسیب نمیزنم.
با خوندنش خیلی ناراحت شدم
چون برای همه‌مون اتفاق افتاده که هیجانی رفتار کنیم و بعد عذاب وجدان و پیشمونی ولمون نکرده( اما گاهی تکرارش باعث این میشه که حق رو به خودمون میدیم😔😔😔) چون دیگه عادی شده
کنترل کردن، مدیریت کردن خودمون یک آموزش خیلی حرفه‌ای برای کودکمون هم هست😍😍✌🏼✌🏼
امروز برای ناهار خورشت کرفس درست کردم
راد خداروشکر بد غذا نیست، اما تویه صحبتهاش راجب یسری غذاها صحبت میکنه، که یعنی به مزاجش خیلی خوش اومده قوربونش برم
امروز هم براساس سلیقه غذاییش براش خورش کرفس پختم با پلو دونه قرمز (زرشک دار)😂
شما ناهار چی دارید خوشگل مشگلا❤️❤️
مامان جوجه مامان جوجه ۳ سالگی
بازی درمانی
۱۰ بازی عالی برای رشد روانی، ذهنی و اجتماعی کودکان
اگه می‌خوای بچه‌ت در عین بازی کردن، کلی چیز مفید یاد بگیره و مهارت‌های مهم زندگی رو تمرین کنه، این ۱۰ بازی رو از دست نده!



1. خاله‌بازی یا نقش‌آفرینی
برای چی خوبه؟ رشد مهارت‌های اجتماعی، همدلی، درک احساسات دیگران
مثال: وقتی بچه نقش مامان یا دکتر رو بازی می‌کنه، داره مهربونی، مراقبت و درک نقش‌های اجتماعی رو تمرین می‌کنه.
2. لگو و بلوک‌سازی
برای چی خوبه؟ خلاقیت، حل مسئله، هماهنگی چشم و دست
مثال: وقتی یه برج می‌سازه و خراب می‌شه، یاد می‌گیره دوباره امتحان کنه، ناامید نشه و ساختن رو تمرین کنه.
3. نقاشی و رنگ‌آمیزی
برای چی خوبه؟ تخلیه هیجانات، رشد هوش هیجانی و خلاقیت
مثال: وقتی بچه با رنگ قرمز یه خورشید غمگین می‌کشه، داره احساساتش رو غیرمستقیم بروز می‌ده.
4. بازی با خمیر یا شن جادویی
برای چی خوبه؟ آرام‌سازی، تمرکز، تقویت مهارت‌های حرکتی ظریف
مثال: وقتی با خمیر یه حیوان درست می‌کنه، داره با ذهن و دستش همکاری یاد می‌گیره و همزمان آروم می‌شه.

کامنت شده.
مامان پسرم و تودلی🤰 مامان پسرم و تودلی🤰 هفته پانزدهم بارداری
📍📍چجوری بچه ای تربیت کنیم که بتونه از خودش دفاع کنه؟؟؟
نه پرخاشگر باشه ...نه مظلوم📍📍

1. اجازه بده از خودش دفاع کنه(حتی وقتی اشتباه کرده)
وقتی کاری کرده که شما را ناراحت یا عصبانی کرده، قبل از دعوا کردن، ازش بخواین توضیح بده چرا آن کار را انجام داده.
2. اشتباه کردن را ممنوع نکنید!
بچه‌ای که از اشتباه کردن میترسه ، هیچ‌وقت ریسک نمیکنه، حرف نمیزنه ابراز وجود نمیکنه.
3. از مقایسه و برچسب زدن پرهیز کنید
عبارت‌هایی مثل «ببین فلانی چقدر زرنگه، تو چرا این‌طوری‌ای؟» یا «تو خیلی خجالتی هستی» به مرور باور کودک را نسبت به خودش ضعیف و منفی میکنه.
4. مسئولیت بده؛ کنترل را نگیر
کودکی که اجازه داره خودش لباسش رو انتخاب کنه و یا تصمیم‌های ساده بگیره، کم‌کم حس کنترل و توانمندی را در خودش رشد میده. این‌ها همان بچه‌هایین که بعدها در جمع، نظر میدن و سکوت نمیکنن.
5. مدل رفتاری خودتان رو اصلاح کنید
آیا وقتی کسی حقتون رو میخوره، سکوت میکنین یا اعتراض مؤدبانه ؟ بچه‌ها جسارت را یاد نمی‌گیرند، تقلید می‌کنند.
6. قدرت «نه گفتن» را یادش بده
تمرین «نه گفتن» به بزرگ‌ترها، به دوست‌ها، به خواسته‌های بیجا، بهش یاد میده که مرز داشته باشه و خودش را فدای تأیید دیگران نکنه
مامان Arad مامان Arad ۳ سالگی
آیا کسی که غذای شما را می‌پزد، می‌تواند انرژی شما را تغییر دهد؟
تا حالا متوجه شده‌اید؟
بعضی از غذاها، حتی اگر ظاهرشان عالی باشد، سنگین احساس می‌شوند؛
و بعضی دیگر، سبک و آرامش‌بخش‌اند...

غذا فقط مواد مغذی نیست؛
بلکه انرژیِ دستانی که آن را آماده کرده‌اند را هم با خودش منتقل می‌کند...

بدن شما فقط کالری جذب نمی‌کند؛
احساس، نیت، ارتعاشات و حس‌وحال آن محیط را هم جذب می‌کند...

آرامش، تمرکز، قدردانی و حضور کامل در لحظه؛
اینکه غذا با عشق و حس خوب پخت‌وپز شود، کیفیت آن را بالا می‌برد.

محیط هم بسیار مهم است؛
سروصدا، تنش، شلوغی و فضای منفی بر انرژی غذا اثر می‌گذارند.

حس‌وحال و انرژی آشپز مهم است؛
استرس، غم، خشم و عجله در روند آماده‌سازی، روی غذایی که می‌خورید اثر می‌گذارند...

خیلی‌ها این تجربه را داشته‌اند بدون اینکه بتوانند توضیحش دهند؛ یک غذای ساده خانگی گاهی از یک غذای گران‌قیمت رستورانی مقوی‌تر و دلنشین‌تر حس می‌شود.
دلیلی برای این تفاوت وجود دارد

تو فقط آن چیزی که می‌خوری نیستی؛
تو آن چیزی هستی که هنگام آماده شدنش احساس شده است.

💚مامانای عزیز سعی کنید با حس و حال خوب غذا درست کنید و اگر شد حتی موقع غذا پختن ذکر بگین👌🌱