۴ پاسخ

سلام عزیزم چقدر خوب این حرفت رو درک میکنم 🥹 منم خیلی وقتا عصبی ام البته بخدا خیلی تلاش میکنم که مادر کاملی باشم اگه بگم یکی از آرزوهام همیشه این بود که اگه خدا بهم لطف کرد و حس مادر شدن رو فهمیدم دلم میخواد یه بچه مفید و با ادب مهربون تربیت کنم خدا واقعا به من لطف داشته اونم زیاد و مادر دوقلو پسر شدم اما متاسفانه از خستگی و افسردگی دیگه این هم بگم که ما تو یه شهر قریبم تنهایی تنهایی هیچ‌جا نمی‌رم خیلی رو خودم کار میکنم که اردک باشم اما نمیشه 😫😔

دقیقا مامان فسقلیها منم حال شما رو دارم منم کلی فکر و ایده و.... داشتم برای بچه دار شدن بعد از 12 سال که خدا کمکم کرد طبیعی باردار شدم🙈🙊 هم عصبی میشم هم خستم
شهر غریبم نیستم تمام ایل و تبارمم شهر خودمون هستن همه هم خیلی خوبن ولی من از اول هم از کسی کمک نخواستم و این بزرگترین و اولبن اشتباه م بود
حالا چوبش و مبخورم 🫠بچم به پدرش بینهایت وابستس

ن عزیزم مشکل از شما نیس دختر بچه زرنگ تره نسبت ب پسر کلا مادرلی دختر دار آرامش بیشتری دارن تا مادر های پسر دار

حرف گوش نکردنا باعث عصبی شدن میشه من پسرم بیشتر مواقع آرومه ولی امروز یکم اذیت کرد واقعا داشتم دیونه میشدم یهو یبشگون گرفتم واقعا حرصی شدم هی موهامو‌میکشید منم موهام بلند ول کن نبود

سوال های مرتبط

مامان چغاله بادوم مامان چغاله بادوم ۲ سالگی
دیشب خیلی احساس رضایت از تمام تلاشهام کردم
لا اقل احساس کردم تلاشام در مورد تقویت اعتماد بنفس پسرم نتیجه داد شایدم این فقط بخاطر عشق مادرانس که منو انقدر خوشحال و راضی کرده
پسر من خیلی دوچرخه دوست داره ولی من میخواستم یه مقدار عاقل تر و توانا تر بشه بعد براش بخرم اینجوریه که تو پارک خیلی دوچرخه ها چشمشو میگیره
دیشب تو پارک یه دوچرخه نارنجی دید گفت میخوام سوارش بشم مامان
منم که اصلا حوصله نداشتم گفتم مال ما نیست ( مثل همیشه)
گفت بریم اجازه بگیریم و اگر اجازه داد سوار شم ( قانون همیشگی)
گفتم باشه برو خودت بگو
اینجاش خیلی منو خوشحال کرد من رفتم به مادر بچه سلام کردم و پسرمم به دختر بچه گفت سلام وقتی جواب سلام دادن پسرم بدون کمک من و دخالت و حرف من به دختر بچه گفت اجازه میدی من از دو چرخت استفاده کنم و سوارش بشم و اون هم قبول کرد
این منو خیلی شاد کرد که پسرم اعتماد بنفس داشت که خودش حرفشو بزنه و مودبانه تقاضا کنه
انقدر خوشحالم که امروز رفتیم براش دوچرخه بخریم 😂