۷ پاسخ

بچه ست یه چیز کفت
خواهرت نباید به دل بگیره
یه بار دخترم منم به مامان بابام گفت

ناراحت نشی عزیزم ولی بنظرم آبجیت از بچه ت بچه تره!!

وا چرا قهر والا من دخترم هزار بار به خواهرم یا خانواده شوهرم میگه نیایید خونمون والا هیچ کدوم ناراحت نمیشن فقط می‌خندن میگن بچست

اسمش روشه بچست دیگه چه انتطاری داری بچه چه درکی داره از این حرف اگر متوجه میشد که به زبون نمی‌آورد

اصلا ناراحت نباش
چون خواهرت باید درک اینو داشته باشه بچه ست
اون موقع باید باید اروم اروم که باهاش میومد سمت واحد میگفت ااا چرا نیام . بیا الان اول بریم پیش مامانی
منم پسرم یه موقع ها باباش میاد کنارش میگه نه نه پاشو برو اینجا نخواب
یا پشت تلفن میگه عزیز نیاد خونمون
بچه ست دیگه . نباید بدل بگیره ،

اون دلش از یجای دیگه پربوده حرف پسرم تحریک کرده .ولی خوب خیلی بچگانه سر حرف یه بچه قهر کنی

بچه هست دیگه یه وقتایی یه چیزی میگه
بزرگترا که نباید ب دل بگیرن اونم دوتا خواهر که از هرکسی بهم نزدیکترن
شمامحترمانه میگفتی ابجی بچه هست
یه چیزی گفته شما ب دل نگیر

سوال های مرتبط

مامان اهورا مامان اهورا ۴ سالگی
سلام مامانا تروخدا جواب بدین دارم دق میکنم امشب بعد سه ماه شوهرم مارو شام برد بیرون رفتیم شام خوردیم پسرمم گفت منو ببرید شهر بازی دیگه رفتیم شهر بازی پسرم خیلی خوشحال بود بعد ده دقیقه از وقتش مونده بود که میخواست سوار یه ماشین بشه که یه اغایی دستشو رو ماشین گذاشته بود هر کاری میکردم پسرم نمی‌رفت می‌گفت روم نمیشه بعد باباش رفت ماشین و واسش آورد ما نشستیم وقتی که میخواست سوار بشه یه پسر بچه که فک کنم سه سالش بود به زور ماشین و از دست پسرم کشید گفت خودم سوار میشم پسرمم هی نگاش میکرد اومد پیش ما گفتم چرا ماشین و بهش دادی هی پسرم با استرس شدید که عادت داره یه انگشتشو موقعی که استرسی میشه دهنش بزاره هی نگاه میکرد گفتم برو ازش بگیر هر کاری میکرد نمیتونست بره جلو خیلی میترسید آخر سر دوباره رفت ازش بگیره اون پسر کوچک نداد بهش پسرمم زد زیر گریه و اومد بغلم دیگه ماهم اومدیم بیرون خیلی دعواش کردم که چرا از حق خودت دفاع نمیکنی از چی میترسی آخه یکی دو تا همسایه داریم که دوسالشونه پسرم از اونا هم می‌ترسه کلا نمیتونه از خودش دفاع کنه دیگه خیلی دعواش کردم با استرس و گریه خوابش برو دارم دق میکنم شوهرمم میگه بزرگ بشه خوب میشه بخدا من هر کاری میکنم که پسرم زرنگ و باهوش بار بیاد هی بدتر بشه اینم ناگفته نماند که پسرم قبلاً اینجوری نبود خیلی زود از خودش دفاع می‌کرد قشنگ حرفشو میزد نمی‌دونم چرا اینجوری شده این بشتر مارو دیونه می‌کنه شوهرم میگه صدرصد ترسیده نمی‌دونم چکار کنم😭
مامان نازگل مامان نازگل ۴ سالگی
مامان مهدی یار و ملیکا مامان مهدی یار و ملیکا ۴ سالگی
سلام مامانا پیامم طولانی ولی خواهشا اگر کسی میدونه کمکم کنه
امروز پسرم ۴/۵ سالم با ماشین فلزی محکم زد تو سر خواهر کوچکترش که اومده بود وسط بازیش و داشت بهم میزد بازیشو
من با جیغ وحشتناک دخترم متوجه شدم انقدر عصبانی شدم نتونستم و خودمو کنترل کنم منم ماشینشو از پنجره پرت کردم تو کوچه ؛پسرم تا پدرش برسه حدود یک ساعتی فقط پا میکوبید زمین و گریه شدید میکرد که برم ماشینشو بیارم انقدر گریه کرد به لکنت افتاده بود دیگه اخرشم پدرش اومد و اوضاع رو دید رفت ماشینشو اورد و داد بهش تا آروم شد
واقعیتش اصلا نمیدونم چه عکس العملی باید نشون بدم قبلا پیش اومد بود خواهرش اذیت کنه من همیشه با تذکر دادن قانون خونه یا بی محلی و بی توجهی یا محروم کردن از تفریح مثل پارک و دوچرخه سواری عکس العمل نشون داده بودم ولی احساس میکنم اصلا بازدارنگی نداشته چون شدت پرخاشگری اش از اولین بار تا حالا هر بار بیشتر شده
کتاب های مختلف در این باره که احساساتشو کنترل و مدیریت کنه هم گرفتمو و براش خوندم حتی یه جلسه انلاین با مشاورم در میان گذاشتم و راهکاری که گفتن و انجام دادم ولی بی فایده بوده
دیگه واقعا نمیدونم باید از چه روشی استفاده کنم 😥