۱۱ پاسخ

قدیمیا برای اروم شدن اینطور بچه ها میگفتن یه لباسی که بوی تن مادرشو میده بزارین نزدیک صورتش که حس کنه مادرش پیششه میخوابه

بله عزیزم نورا منم همینه از خستگی گریه میکنم از این که به خودم نمیتونم برسم حالم بهم میخوره فقط وقتی میخوام آروغ بگیرم میتونم با گوشیم کارکنم

خابش سنگین شد بزارش گهواره تکونش بده دیگه بیدار نمیشه

تنها راهش فقط فقط قنداق. بعدش تو گهواره بذار بخوابه

بغلی شدن اصلا وجود ندارد. بچس،نیاز داره به آغوش، تازه از جای گرم و نرمش بیرون اومده، قنداق خیلی جوابه، منم اولش دخترم نمی‌داشت ولی کم کم قبول کرد تا الان که ۳ ماه و نیمشه، وقتی گیج خواب میشه با قنداق چسبی قنداقش میکنم

دختر منم اینجوریه رو زمین نمیخوابه تو گهواره میزارم یکم به کارام میرسم

وای منم مثل شمام دقیقااا

بغلی شده

نگاه شیرشو که میدی اصلا تو بغل نگیرینش بزارش زمین وقتی زیاد تو بغل باشه بچه بغلی میشه همش بهونه بغل میگیره تازه لاغرم میشه

من بدبخت
الان با عذاب وجدانی که بچمو دعوا کردم چیکار کنم

بغلی شده قنداقش کن ارومترمیشه میخابه

سوال های مرتبط

مامان هومان مامان هومان ۸ ماهگی
مامانا نمی دونم من خیلی حساس شدم یا انتظار زیادی دارم یا نه واقعاً بقیه برام کم کاری می کنن !
مامان من هی می گفت بچه بیار خودم کمکت می گیرم ، بچه من به دنیا اومد و مامانم گفت بچه ات سنگینه برای من سخته بلندش کنم کمردرد دارم ! پنج روز اومد خونم موند هی گفت پسرت خیلی گریه می کنه ، خیلی زور می زنه من روز پنجم گفتم برو خودم بچه ام رو می گیرم ! من چهل روز اول که سخته بدون کمکی بچه ام رو خودم نگه داشتم تو این شرایط گربه ام رو از دست دادم و خیلی ام تحت فشار بودم !!
حالا پسرم واکسن زده شوهرم که دیشب خوابید و من تا صبح بیدار بودم صبح خواستم دو ساعت بدمش شوهرم و بخوابم گفت باید برم فلان جا بابات نیست گفته من برم !!!
من خیلی ناراحت شدم مامانم الان اومد خونم گفت والله شما هم بچه بودید اذیت نمی کردید مگه اینکه مریض می شدید !! منم گفتم مامان بچه منم اذیت نمی کنه الان واکسن زده شما جای اینکه کمک کنید واسه من کارم می تراشید بابا چرا روزی که بچه من واکسن زده رفته تفریح که شوهر من جاش بره کارش رو انجام بده !؟ من دست تنها بودم پدرم درومده ، گفت می یومدی بچه رو به من می دادی شوهرت نبود گفتم مرسی تو همین طوری هی می گی بچه ات بداخلاقه من از پس بچه خودم بر می یام شما برام کار نتراشید .
ناراحت شد رفت ، ولی منم ناراحتم من و داداشم رو مامان بزرگام دو ماه نگه داشتن مامانم نفسش از جای گرم بلند می شه من یه کمکی ندارم خودم تنهام بهم نمی گه خرت به چنده ؟! آشپزی می کنم بچه ام رو نگه می دارم از بچه ام ایراد می گیره دیگه زورم می یاد😑