۱۷ پاسخ

زایمان طبیعی بد نیست
دکترت دکتر نبوده و بیمارستانت فاجعه

برگردم عقب اصلا انتخابم زایمان طبیعی گوه نیس

ینی با هر جملت بدنم ده بار ریخت😵‍💫😵‍💫

ایرو خوم وبیر هاتوه دقیقا منیش اوجوره بوم بو زایماتی کچکم بویه دترسم

واییییی شکر خدا من سزارینی هستم😍😍

ای خدا مژگان دردای زایمانت عین دردای من بوده ولی من هشتا بخیه خوردم با ایکه پسرم ۴کیلو بود اونا واسه راحتی کارخودشون پارت کردن من اصلا قیچی نزدن گفتن شونه های پسرت اینقد پارت کرد وگرنه من سعی میکنم کسی پاره نکنم ولی وقعا منم همچین دردو زایمان سختی داشتم مردم وبمیرم اگه دیگه همچین گوه بخورم

احساس مکنم دکترت دکتر خوبی نبوده و اینک بیمازگرستان خوبی انتخاب نکردی وگرنه من دوتا طبیعی داستم اینجوری نبودا

۶۶تا😑😑😑ای وای

دقیقا کجاتو بریدن و دوختن که ۶۶ تا خوردی؟

اشتباه نمیکنی 66تا 🤔🤔🤔🤔
با اینکه دکتر داشتی چرا پرستارا بدنیا آوردن
بیمارستانت خوب نبوده با پرسنلت

یا حسین دختر چی کشیدی
۰قدر وحشتناک بوده😭😭😭
اخه بدون بی خسی چطور بخیه زدتت😭😭😭

۶۶ تااااا !!!!!
مگه چقدر پاره کردن؟

منم همین تجربه دارم خیلی بخیه ها درد داشت قشنگ با هردانه انگار که مردم و زنده شدم مال من انقدر جیغ زدم کثافت دکتر وسطاش بی حسی زد تو پام دیگه اخراش که تموم شد بی حس عمل کرد منم بیهوش شدم ماما همراهم به زور بیدارم کرد خیلی بد بود خیلی وحشی اونجا اصلا براشون مهم نیست فقط پاره میکنن

خدا لعنت کنه هرچی دکتر ناکارامده
ارومیه زایمات کردم با کلی بخیه
یه دونشو احساس نکردم

یاخدا😐۶۶تا بخیه

..... وای نا مسلمون ها چطوری اینقدر پارت کردن یا خدا 😭
بگردم چی کشیدی

با داخلی ها ۶۶ تا خوردی ؟ کاش سزارین میکردی .منو هم بدون بیحسی بخیه زدن یه مقدارشو خیلی وحشتناک بود

سوال های مرتبط

مامان Mersana🩷 مامان Mersana🩷 ۸ ماهگی
تجربه زایمان پارت هفتم❌

خلاصه ک ساعت ۳ شب من ۸ سانت شدم و ده دقیقه بعدش فول شدم بردنم اتاق زایمان و ساعت ۳ ونیم شب مرسنای قشنگم بدنیا اومد زایمان خیلی خیلی سختی داشتم ۱۲ ساعت درد کشیدم اونم درد با فاصله کم از اولش با شدید شروع شد دردام ۳ ونیم دخترم ب دنیا اومد بعدش شروع کردن ب بخیه زدن بدترین و دردناک ترین لحظه زندگیم بود دوتا بی حسی زدن ولی اثر نمیکرد برام داشتن میدوختن و من حس میکردم من سر دردام جیغ نکشیدم فقط گریه میکردم ولی سر بخیه هام تحمل نکردم انقد جیغ میکشدم خیلی سخت بود و دکتر میگف من میدوزم پاره میشه ساعت ۳ ونیم شروع کرد ب بخیه زدن ساعت ۵ تموم کرد فکرشو کنین نزدیک دو ساعت من دوباره درد بخیه رو کشیدم خیلی بعد بود خواهش میکردم زودتر تموم کن دارم میمیرم دکتر خودش دلش سوخت و این ک من بخیه زیاد خوردم ۱۵ تا بخیه خوردم پروسه بخیه زدن از درد زایمان بدتر بود ساعت ۵ تموم شد و من دیگ کلا حال نداشتم سرمو تکون بدم آوردنم بخش دخترمو دادن بغلم ب کل سختیا می ارزید🥹❤️🫂اینم از تجربه زایمان من اگ برگزدم ب عقب قطعا سزارین انتخابم بود زایمانم خیلی سخت بود رسما مرگو ب چشم دیدم و این ک الانم بخیه هام چند تاش باز شده و من بشدت از بخیه زدن میترسم و شده کابوسم برا همون هنوزم نرفتم پیش دکترم دارم پماد استفاده می‌کنم اگ راه حلی دارین برا جوش بخیه ک نتیجه گرفتین ممنون میشم بگین🥲
مامان ماهلین مامان ماهلین ۱ ماهگی
#پارت اخر زایمان طبیعی

وقتی دخترم دیدم زدم زیر گریه دکتر گفت دیدی دخترتم دیدی حالا سرفه کن تا جفتت در بیاد دیگه جون نداشتم سرفه کنم ولی سرفه کردم جفت در نیامد هر چی سرفه کردم نشد شکم فشار دارن نشد اخر بزور فشار سرفه کنده شد درد هام شدتش کم شده بود ولی ن جوری ک میگن کلا درد هات میره دیگه ماما گفت وسایل بخیه بیارین دوباره امپول بیحس زدن ب پام یدونه سرم بهم وصل کردن ولی خون ریزی خیلی داشتم ماما اول شروع کرد ضدعفونی کردنم بعد چون خیلی از رگ هام پاره شده بود خون ریزی داشتم شروع کردن ب بند اوردن اونا تا اونا بند امد خیلی کشید بعد ک اولین سوزن بخیه زد من جیغ زدم گفت مگه باز بیحس نشودی گفتم ن متوجه شودم گفتم الان چکار کنیم گفت چاری نیست تحمل کن درد زایمان ک تحمل کردی اینم روش دیگه هر بخیه ک میزد من اشکم میامد بخیه ها داخلی ک تمام شد گفت یکم استراحت کن تا باز بخیه های بیرونی بزنم یکم ک گذشت گفتم بیا بزن تمامش برع شروع کرد ب ادامش تا وقتی تمام شد من مردم زنده شودم کلا بیحسی روم اثر نداشت دیگه ماما گفت تمام شده خیلی مراقب بخیه هات باش چون خیلی بخیه خوردی وقتی سر بچه امده بیشتر پاره کرده دیگه رفت مامانم صدا کرد. تا مامانم دیدم اشکم درامد مامانم امد سرم بوسید رفت روی سر بچه لباس هاشو پوشید من همچنان دراز بودم هنوز خترم کامل ندیده بودم ماما امد گفت اروم پاشو برو حمام بعدم بیا تا بری اتاقت ب کمک مامانم اروم امدم پایین بزور قدم برمیداشتم دیگه رفتم حمام خودم شستم نوار گذاشتم لباس پوشیدم تخت اوردن دارز کشیدم رفتم اتاقم