۵ پاسخ

اره من
تا 5 ماه بخاطر زایمانم شدید گریه میکردم
دعوا باشوهز
وابستگی بیش از حد به بچم و اینکه همش میترسیدم جایی ببرم مریض شه
حس تنفر غم... گریه و... خاطرات بد میومد ذهنم
اگر میخوای خوب شی خودتو با چیزی که دوست داری سرگرم کن.. ورزش کن خیلی تاثیر داره..
مشاور به من گفت به خاطرات بد مثلا بگو فقط یک ساعت بهش فکر میکنم و گریه هم میکنم بعد دیگه باید بهش فکر نکنم و کارامو انجام بدک

من تا زایمان کردم گرفتم. خیلی گریه میکردم ولی نزاشتم کسی بفهمه. خونه مامانم بودم یه هفته خیلی بهم سخت گذشت. ولی مهمونا که هی هرروز میومدنو میرفتن و سر میزدن واقعا حالمو بهتر کردن زود خوب شدم

از افسردگی نگید که خیلی بده
فامیلمون یه ماه پیش زایمان کرد افسردگی بعد زایمان گرفت اصلا شدید قاطی کرد تو آینه ام نگاه میکرد داد میزد میگفت صورتم شبیه جن شده این من نیستم چند تا قرص انداخت که میخوام خودمو بکشم این من نیستم یکی دیگس دیوونه شد بیچاره میگفت جن گرفته منو ولم نمیکنه شوهرشم نبود جنوب کار میکرد چند روز بود رفته بود سرکارش همسایه ها بردن بیمارستان با اینکه گفته بودن قرص خورده دکترم آرام بخش زده بود درجا رفت کما مرگ مغزی شد همه اعضای بدنشو اهدا کردن امروز تشییع جنازش بود بیچاره بچه یه ماهه بی مادر شد😔😔😔

بنده😓عصبی ترسو پنیک شدن مدام فکر منفی و گریه بیخوابی گوشه گیر و حس تنفر داشتم مخصوصا نسبت ب خانواده همسر من ارام بخش استفاده میکنم بهتر شدم

همش گریه میکردم

سوال های مرتبط