هنوز تو شوکم...
دوهفته از موعد پریودم گذشته و پریود نشدم دیروز صبح دیگه گفتم یه بیبی چکی بزنم. که بلافاصله دوخط خیلی پررنگ ظاهر شد😐 رفتم آزمایش تیتر بتا هم دادم و دیدیم که بله مثل اینکه دوباره باردارم...
واقعا از دیروز تا الان تو شوکم نمیفهمم چیکار باید بکنم.
همسرم اولش می‌گفت بندازیمش اما از دیشب که یه کم توی اینترنت راجع بهش تحقیق کرده دیگه هرچی من میگم بندازیمش میگه نه اصلا من راضی نیستم و گناهه و گناهشم گریبانمون رو میگیره و زندگیمون رو خراب میکنه و از این حرفا. از طرفی هم خودم شاغلم پسرمم الان اکثرا صبحا پیش مامانمه اون بنده خدا هم با اینکه واقعا عاشق مهدیاره و سنگ تموم میذاره واسش اما چندین بار بهم گفته بود مواظب باش فعلا تا مهدیار کوچیکه دوباره باردار نشی حالا نمیدونم اصلا به اونا چجوری خبر بدم...
نمیدونم اصلا چجوری با این دوتا بچه برم سرکار... رسمی هم هستم نمیتونم که نرم.
وای از دیروزه همش دارم گریه میکنم و خودمو فحش میدم یکی دوبار با خودم فکرکردم یه بلایی سر خودم بیارم خودم و اینی که تو شکممه باهم بمیریم راحت شم اما خب دلم واسه همسرم و پسرم میسوزه نمیدونم واقعا چیکار کنم...

تصویر
۳۵ پاسخ

ناشکری نکن خیلیا حسرت ی بچه رو دارن گیرشون نمیاد ده بیست سال انتظار میکشن

و منی که ۴ ساله چشم انتظارم خدا فقط یه نگاهی بهم بکنه و دامنم سبز بشه هعععی خدا چرا هیچی رو حساب کتاب نیس یکی نمیخواد بهش میدی یکی مثل من که خودمو جررر دادم یه نگاهی هم نمیکنی😢😢🥺🥺

عزیزم دیگه کاریه که شده حتما حکمت خدا بوده به فال نیک بگیر و سقط و... از ذهنت بیرون کن.خدایی که بچه رو داده شرایط نگهداری و روزی و... رو هم خودش واسش اوکی میکنه‌. انشاالله انقدر قدمش واست مبارک باشه که همیشه بگی هدیه خداوند بود و زندگیم رو زیر رو کرد😍 در مورد کارت هم به نظرم نه ماه که مرخصی زایمان داری، بعدش هم یکسال مرخصی بدون حقوق بگیر بمون پیش بچه هات تا از آب و گل در بیان. من شنیدم تا سه سال هم امکان مرخصی بدون حقوق برای پرسنل رسمی هست. بعدش هم خدا بزرگه پسرت رو می‌ذاری مهد و کوچیکه رو نهایت میسپاری به مامانت یه مدت

اشکال نداره خدا بهت هدیه داده..اونم الان بچته مث مهدیار..مگه میتونی سر مهدیار بلایی بیاره ک سر این یکی بیاری
فوقش یکسال مرخصی بدون حقوق میگیری و میشینی خونه تا از ابو گل در بیاد
حالا ک شده دیگه ب چیزای بد فکر نکن..خدا خودش کمک و توانشو بهت بده انشاالله..
مامانت هم شاید اولش شوک بشه ولی مطمئنن بیشتر از قبل مراقبته
به شوهرت هم بگو باید بیشتر کمکم کنی
از اطرافیان بیشتر کمک بگیر
انشاالله صحیح و سالم به دنیا بیاریش💋❤

سلام عزیزم ناشکری نکن منم پسرم 1سار وخوردیش بوددوباره باردارشدم خیلی گریه میکردم شرایطم خیلی سخت بود ازبس ناشکری کردم افتادم روخونریزی هرکاری کردم بچم سقط شد الان 4ساله هرکاری میکنم که واسه بچم یه هم بازی بیارم احساس تنهای میکنه اصلا نمیشه تست مثبت میشه فرداش پرویید میشم میخوام بهت بگم مثل من ناشکری نکن خداخودش درست میکنه همه چیزو، که حتی نفهمی چه جور بزرگ شدن

ناشکری نکن، من دخترم۹سالشه خیلی شلوغ کاره خیلی هم ناشکری کردم ک چرا دادی چرا بچه آوردم الان دیگ بچه دار نمیشم، خیلی وقته اقدامم ولی.... الان تویی ک خدا خودش بهت هدیه داده رو اینجوری میگی🫠

چرا سفتو سخت جلوگیری نمیکردی خاهر

دقیقا منی ولی خوب حوصله داشتی دوهفته صبر کردی من ۴ روز از پریودیم گدشت دیروز بی بی چک زدم دو خط مثبت افتاد از دیروز تو شکم واسترس دارم

مبارکه عزیزم انشالله ک خوش قدم باشه .
گناه داره سقطش نکن توکلت ب خدا باشه خودش حتما کمکت میکنه دیگه چاره ای نیست اتفاقی ک افتاده
منم دیشب خواب میدیدم باردار شدم و کلی تو خواب ناراحت بودم هنوزم ک بهش فکر میکنم حالم میگیره واقعا خیلی سخته

ناشکری نکن ، ماهایی که باردار نمی‌شیم می‌دونیم چقدر سخته

خدا داده یه دستی تو بگیرش دو دستی ناشکری نکن ...کاش خدا به منم یکی بده

کاش من میشدمممممم

داری ناشکری میکنی خب اگه نمیخواستی باید جلوگیری میکردی خیلیا تو حسرت بچه هستن بعد خدا بت لطف کرده دوتا داده میگی بلایی سرخودت میاری عقل داری واقعا؟

ناشکری نکن ی تایمی ازت میگیرش ک عاشقش باشی و بمیری براش
منم دخترم ۱سالو نیمش بود فهمیدم باردارم خیلی ناشکری کردم خیلی گریه و دادو بیداد کردم ک سقطش کنم ولی خانوادم نزاشتن همسرمو و بابام نذاشتن
بعدش دیگه کم کم مهرش ب دلم افتاد دیوونه وار دوسش داشتم
گذشت و ۶ماهش ک شد یروز رفتم برا چکاپ دیدیم تو ۱۹هفتخ ایست قلبی کرده و سقطش کردن الان دوماه میگذره و من دارم میمیرم از درد اینکه ندارمش و عذاب وجدان دارم خیلی 💔

عزیزم این چه حرفیه ،، گریه چرا؟؟ خدا داده عظمتشو شکر ،، قسمتت بوده نبینم ناشکری کنی تنش سالم باشه انشالله...

تو خود منی ها پسر منم مهدیار یک سال و دوماهشه منم شاغلم خدا خواسته باردار شدم هنوزم نمی‌دونم قراره چجوری باهاش کنار بیام...

نا شکری نکن عزیزم من 9 سال چشم انتظار بودم تا خدا بهم نینی داد خدا خودش بهتر می‌دونه

خدارو شکر کن یکی دیگه داده ماها حسرت موندیم

خداروشکر کن

خدا داده دیگه نمیشه کاریش کرد

تو که آخرش میاری یکی دیگه چ بهتر پشت هم بیاد بزرگ بشه یه دفعه راحت بشی حوصله داری بعد اینکه اولی بزرگ شد تازه بازم بشینی بچه بزرگ کنی

ناشکری نکن، خدا رو شکر کن
خیلیاااا آرزو مادر شدن دارن
خدا خودش کمکت میکنه، نگران نباش

منم ب این زودی نمیخواستم دخترم دو‌سالشه و دست تنهام فقط شوهرم کمک میکنه.دلم میخواست همه توجهم ب دخترم باشه اما الان با حال بدی‌ های بارداری خیلی عصبی شدم و واقعا نمیتونیم سقط کنیم من ک دلشو ندارم😞

یعنی چی چرا کفر میگی الان بین پسرت و شغلت کدومش رو میتونی برای همیشه قیدش‌ بزنی خدا بزرگه

مبارکه عزیزم کاش من جات بودم یدونه بچه ازدست دادم تواین سن هنوز مادرنشدم

ناشکری نکن ک زندگیت خراب نشه

اگه جای من بودی چیکارمیکردی یدونه ۵ساله دارم یدونه ۶ماهه دوماهه باردارم ولی کفر نگفتم حکمتی داره

حتی اگه پرستار گرفتی حتما نگهش دار مثل چی پشیمون میشی از سقط شک نکن خواهرانه بهت میگم

انداختن بچه گناه عزیزم چطور دلت میاد درباره سقط صحبت کنی☹️
بچه رو نگه دار ولی فعلا به خانواده و اطرافیان خبر نده

اره واقعا خیلی سخته حق داری ولی کاریه که شده .
جلوگیریت چجوری بود؟

خدایی که داده خودش صلاح کارت رو میدونسته عزیزم ناشکری نکن

داری ناشکری میکنی واقعا نکن

کلی روش پیشگیری گذاشتن واسه چی گلم

عزیزم مگه خودت بچه نمیخاستی؟ تحت نظر نبودی

قدر بچه رو بدون

سوال های مرتبط

مامان گیلاس 🍒 مامان گیلاس 🍒 هفته دوازدهم بارداری
چقدر بارداری عجیبه
گاهی شبها که میخوام بخوابم تا چشمام رو میبندم تصویر مانیتور سونوگرافی میاد جلو چشمم و اون لحظه‌ای که یه عشق کوچولو رو دیدم و تاپ و توپ قلبش رو شنیدم یهو انگار مثل بالا اومدن آب دریا یه چیزی از شکمم تا گلوم بالا میاد و مثل همون روز سونو به نفس نفس میوفتم و لبخند میاد رو لبم
یهو میگم دختر میفهمی چه اتفاقی داره میوفته؟ توی وجودت یه قلب دیگه داره میتپه که قلب خودت نیست اما به جونت بنده♥️
به همسرم میگم من باورم نمیشه بعد از یکسال ناامیدی بالاخره باردارم و داریم مامان و بابا میشیم
من و تو... همون دختر و پسر کم سن و سالی که از ۱۳ سال پیش عاشقی رو باهم شروع کردیم حالا داریم عاشقی جدیدی رو با این فسقل تجربه میکنیم
همسرم میگه من همش دارم سعی میکنم این موضوع رو تو خودم هضم کنم اینکه دارم پدر میشم اینکه یه نقش تا ابد بهم اضافه شده گاهی به فکر بدنیا اومدنش و بزرگ کردنش مسائلش بیخوابی هاش و... هستم میگم ما از پس بچه برمیایم؟
این روزامون پر از این حرفا و فکرها و احساسات مختلفه و من واقعا نمیدونم چجوری شکرگذار خدا باشم
خدایی که انقدر قشنگ همه چیز زندگی مارو چیده و پیشمون بوده💫😍