۵ پاسخ

با خانوما و بچه ها راحت میخنده با بعضی اقایون اولش غریبگی میکنه بعد ک باهاش بازی کنن خوب میشه

ن یکم خجالتیه بعد ذوق میکنه وشروع میکنه ب بازی

دختر من هنوزم همینجوره، طبیعیه نگران نباش

نه فقط به بعضی از مردا که صدای کلفتی دارن اول گریه می‌کنه بعدا دوست میشه ،اما با همه خانم ها چه پیر جوان غریبه آشنا دوست میشه و واسه همشون میخنده، چون پارک زیاد میبرمش اکثرا خانم میبینه

نه دختر من هرکس باهاش بازی کنه میره سمتش

سوال های مرتبط

مامان سامیار مامان سامیار ۱ سالگی
سلام خوبین
سامیار الان تو سنی هستش که فقط با من پدرش یا نهایت عمو و خاله و اینا ارتباط میگیره و دوستشون داره ینی فقط با خانواده خودمو همسرم اوکیه و گریه نمیکنه
ولی وقتی آدمای دیگ بخصوص مردا رو میبینه دیوونه میشه باز به مرور تو مهمونی تا پایان مهمونی با خانوما ارتباط میگیره و میره بغلشون ولی با مردا نه
امشبم خاله ی همسرم شام دعوت کرده همه جمعن من چیکار کنم با این بچه.مخصوصا که دایی شوهرم خیلی میاد سمت سامیار اینم وحشتناک از اون میترسه و منو سفت بغل میکنه جیغ میزنه نفس نفس میزنه اونم همش از دور با این حرف میزنه این بدتر گریه میکنه
تا جایی که میتونم رفت و آمدم رو حذف کردم تا بچم یه کم بزرگ تر شه بتونه از خودش دفاع کنه ولی دیگ وقتایی که دعوت میکنن نمیشه نرم
چیکار کنم امشبو راحت بگذرونم
بعد مثلا مادرشوهرم یا زندایی شوهرم بچه رو از من میگیرن که ببرن پیش اون بگن که ببین این فلانیه تو رو دوست داره بچه دیوونه میشه من سریع ازشون میگیرم اوناهم منظوری ندارند ولی خب وقتی بچه اینجوریه نباید اینکارو کنن هرچقدرم محترمانه میگم انگار نه انگار یه دور بچه رو گریه میندازن بعد میدن به خودم😐
مامان نیکان 😍 مامان نیکان 😍 ۱۵ ماهگی
وای خدا از ۹ ماهگی به بعد واقعا همه چی سخت تره
دارم هلاک میکشم از خستگی
قشنگ نصفم
پسرم عادت کرده به خونه مامانم و مادرشوهرم باید جاش شلوع باشه
تو خونه خودمون بشدت بهونه میگیره مخصوصا وقتی با من تنهاست
یعنی امروز پوستمو کند همش گریه کرد هیجیش نبود نه مریض نه دل درد هیچی فقط پوست منو کند
از وقتی بجه ها یاد میگیرم از وسایل بگیرن بلند بشن سرپا خیلی سخت میشه چون تعادل ندارن همش باید پیششون باشی
خیلی خسته‌شدم
بچها ی شماهم همین طوری هستند یا خودشون با خودشون بازی میکنن پسر من کلا ۵ دقیقه با خودش بازی میکنه
فقط میخواد از همه چی بگیره بلند بشه بره بالا وقتی ام نمیتونه گریه میکنه
هرچی ببینه بهش ندی گریه میکنه
خونمون شوفاژ نیست بزرگه سنگ کفش خیلی سرده مجبورم در اتاق ها ببندم ببرم تو اتاق بیام بیرون در ببندم گریه میکنه
برم آشپز خونه غذا درست کنم گریه میکنه
فقط میگه پیشم بشین یا اینکه میکه بغلم کن منو ببر. به همه چی دست بزنم
وای خدااااااااااا رد دادم دیگه
خیلی لوس شده چکار کنممم