تجربه سزارین : 🥰😍سلام مامانا من ۲۸ ام تیر سزارین شدم و امروز دخترم پنج روزشه ، صبح رفتم بیمارستان و خداروشکر همه چی خوب بود ساعت ۷/۳۰ نوبت داشتم و همون موقع هم عمل شدم بدون تاخیر ،اگه بخوام از عمل بگم واقعا اونقدری سخت نبود از تصوراتمون شیرین تر و راحت تره ، من از دکتر خواستم سوند و تو بی حسی واسم بزنن قبول نکردن (خیلی میترسیدم) ولی باید بگم اصلا اصلا درد نداشت ، البته به مهارت ماما و پرستار هم بستگی داره ، بعدشم که اسپاینال اصلا متوجه نشدم ، ترس بعدیم از ماساژ رحمی بود من و ۳ بار ماساژ دادن که هر سه بارش هم تقریبا سر بودم ،😁😁 بار سوم یکم درد داشت ولی در حد ثانیه بود اونم مثل درد پریود . خواهشم اینه بعد از سزارین حتی کلمه ای حرف نزنید 🥲سرتونو تکون ندین من تا امروز سردرد داشتم 😩🥲با اینکه رعایت کرده بودم تا حدودی . دورتون شلوغ نکنید حتما نسکافه ببرید بخورید ولی نه اونقدری که شب بچه رو بیقرار کنه ، خرما داشته باشید حتما و کمپوت گلابی بهترین گزینه س ، امن ترین گزینه س . از راه رفتن بعدشم نترسید واااقعا سخت نیست بنظرم سخت ترین قسمت سزارین انژوکت زدن بود🥲😂درد داشت ، پمپ درد و حتما بگیرید که اصلا درد و حس نمیکنید با وجودش . حتما ماهیچه و مرغ بخورید بعدش و مایعات فراوان .
بازم سوالی بود بپرسید جواب میدم .

۸ پاسخ

به سلامتی عزیزم ایشالا پا قدمش خوب به خیر باش ❤️🎀

والا یه جوری الان همه زایمان طبیعی رو پیشنهاد میکنن من که میخوام سزارین کنم هی تو شک و دودلی میوفتم میگم انگار طبیعی بهتره کم خطرتره

من از ماساژه خعلی میترسمم🥲
قطره شیرافزا چی خوبه بگیرم ؟سه شنبه عمل سزارین دارم

عزیزم بسلامتی واسه منم دعا کن هفته بعد زایمانمه خیلی میترسم از درد سزارین و بی حسی....موقع بی حسی تو اتاق عمل چیزی میفهمه آدم از برش اینا؟

بخیه هات چطوره؟

عزیزم کدوم بیمارستان بودی؟هزینه جقدر شد

من ۲۰‌روز پیش سزارین شدم و دقیقااااا مثل تو
هیچیش‌درد آنچنان نداشت خیلیم‌خوش گزشت صدبار برگردم‌عقب باز سزارین‌میکنم
فقط زیاد حرف‌زدم سرمو‌تکون دادم سر درد بعدش داشتم

انگار تجربه ی منو نوشتی

سوال های مرتبط

مامان ارسلان🧿👶🏻 مامان ارسلان🧿👶🏻 ۴ ماهگی
تجربه من از سزارین
اونقدر استرس داشتم حتی تو تاپیک هام گذاشته بودم ولی واقعا بیهوده بود
اولین مرحله انژوکت بود اصلا درد نداشت واقعا عالی بود
دومین مرحله سوند بود اصلا در حد ده ثانیه هست اونم فقط فقط سوزش بود درد زیادی نداره
آمپول بی حسی کمی درد داشت ولی قابل تحمل بود
حین عمل واقعا چیزی نفهمیدم و بهترین انتخاب زندگیم سزارین ازطریق بی حسی بود
کمی ماساژ شکمی که داخل بخش انجام دادن درد داشت اونم قابل تحمل بود
پمپ درد داشتم که توصیه من به مامان های سزارینی اینه حتما حتما حتما پمپ درد داشته باشن واقعا تاثیر فوق العاده داشت
و در اخر اولین راه رفتن اونم بخاطر پمپ درد بدون شیاف خودم پاشدم و راه رفتم درسته درد داشت ولی اونقدر که میگفتن در اون‌حد عذاب نداشت
اگر برگردم عقب بازم سزارین انتخاب می‌کنم تنها تلخی که‌تو این مدت داشتم این بود که پسرم رفت ان ای سیو
امیدوارم دامن تموم چشم انتظارا سبز بشه و بزودی زود این حس قشنگ رو تجربه کنن💙
مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان پسریم و تودلی مامان پسریم و تودلی ۱۶ ماهگی
تجربه سزارین #پارت اخر
نی نی داشت گریه میکرد همه گفتن گشنشه منم تازه در اومده بودم پامو نمیتونستم تکون بدم که بچرو گذاشتن بغلم سینمو دادن به بچه با سختی اونقدر گشنش بود ول نمی‌کرد، از یطرف بی حسی داشت کم میشد درد داشتم یخورده که پرستار اومد بازم ماساژ رحمی داد این دفعه یکم دردش بیشتر بود ولی قابل تحمل بود، 8 ساعت گذشت من اصلا سر درد نگرفتم هی میگفتن حرف نزن سر درد میگیری که پرستار گفت دیگه تا الان سردرد نگرفتی بعدشم نمیگیری و نگرفتم گفتن یچیزی بخور باید راه بری خرما کمپوت بهم دادن بهیار اومد بلندم کنه خیلی هولم کرد بلند شدن وحشتناک بود جیغ کشیدم گفتن بخیت میپره هر قدم که برمی‌داشتم از شدت درد از چشام اشک می‌ریخت سخت‌ترین قسمتش که خیلیم سخت بود همین راه رفتنه بود من کلا یروز هربار که راه میرفتم چشمام از درد سیاهی میرفت پمپ درد اصلا تاثیری رو من نداشت فرداش میرفتم دستشویی از درد غش کردم آوردن مسکن بهم زدن بعدش خیلی بهتر شدم دیگه راه رفتن راحت‌تر از قبل شد ولی هنوزم یکم سخته راه رفتن