تو جواب تمام حرفاتو همون جمله اول دادی. داری میگی بچه. اسمش روشه بچه یعنی هنوز نه درک دارن نه استقلال نه میتونن کنترل کنن احساساتشونو. اگه بچت شد 18 سالش ازت دوری کرد بله بدون که تو یه جاهایی کم گذاشتی. ولی از بچه 2 ساله توقع هیچی نداشته باش.
من تمام این حرفاتو با پوست و استخونم حس کردم چون توی این چالش عجیب افتادم و هرروز هم دارم باهاش دست و پنجه نرم میکنم. اما صبورم راه های مختلف رو دارم امتحان میکنم.
۲ تا دخترام وابسته پدرشون هستن از لحاظ محبتی پدرشون بیشتر دوست دارن و ازین بابت ناراحت نیستم
سر چ چیزایی دلتون میشکنه ،،، بچه کوچیک درکی نداره چون پدر کمتر میبینن بیشتر دوستش دارن
ای خواهر بچه منم همینه
ی وقتایی چنان میکنه ک منم دلم میشکنه ولی میدونم بچس خب بخوان بوس و نازمون کنن کلی انرژی میگیریم ولی چون ۲۴ پیش ماست یکم تکراری میشیم و چون تربیت و دعوا هم قاطیشه ک بیشتر .......
ولی همش ب خودت یاداوری کن ک بچس
اسمش روش هست بچه
جدی نگیر این احساس ها رو...
اگر به انتخاب برسه مادر بد هم باشه بازم انتخاب بچه ست
عزیز دلم پسر منم همینه، صبح تا شب با منه، هر روز بیرون خانه بازی هر جا ک بخواد میبرمش، باباش تا ۱۰ شب مغازه س. بدون من هیچ جا نمیمونه حتی ی ساعت. اما ی هفتس بهش میگم من خیلی دوست دارم میگه من دوست ندارم. همسرم میگه بچس، اما من خیلی دلم میشکنه. میگم ۳ سال عمرو جونمو گذاشتم از همه چی تفریح فاکیل دوست ورزش کارم گذشتم ک کمبودی نداشته باشه، اما خیلی دلم شکست. جدیدا دقت کردم جز صبح ک از خواب بیدار میشه از اتاقش بدو بدو میاد بغلم دیگه ن بغلم میاد ن میزاره بوسش کنم. نمیدونم شاید اقتضای سنشونه. البته بگم چند روز پیش رفتیم خونه مامانم انقدر اونجا اذیتم کرد، شب رفتیم دنبال باباش، همین ک باباش نشست تو ماشین گفت پدر من امروز مریمو خونه مامانی اذیت کردم مریم ببخشید دوست دارم، برام تریلی میخری😃 منو همسرم زل زدیم به هم از این حجم از زبون بازیش
تو وقتای که ناراحت میشه یا اذیت میشه یا مشگلی براش پیش میاد رو ببین تنها جای که امنیت داره تو دل توه پسر من میریم خانه مامانم محلم نمیده حتی میزنتم فقط کافی بدونه من نیستم یا میخوام بیام خانه بدو بدو میپره تو دلم یا شبا موقع خواب سر منو تو بغلش میگیره فقط باید رو پای من بخوابه یا نصف شب پا میشه میاد روم میخوابه
عزیزم پسر منم تا حدودی این مدلیه اما هم بچه است هم اون صبح تا شب با شماست خسته میشه ادمای جدید مثل باباش براش تازگی داره میدونی چی میخوام بگم
میدونی به نظرم دلیلش اینه که ما همیشه کنارشون هستیم ،موقع غذا دسشویی بازی خواب و ... اما پدرا فقط چند ساعت هستن اونم بازی می کنن فقط نه استرس دارن نه مسئولیت نه نگران چیزین برا همین بیشتر کنارشون خوش میگذره به بچه ها
اره بچه منم اینجوریه انگار نه انگار
نه عزیزم اصلا ازش ناراحت نشیا خیلی کوچولوان اخه هنوز😍بچه هاام ک هر کدوم یه مدلین پسر منم تقریبا همینه باباشو خیلی خیلی بیشتر از من دوست داره حتی وقتایی ک باباش خونس دیگ من اجازه ندارم هیچ یکی از کاراشو انجام بدم و بغلش کنم حتی، چون میگه باباش باید انجام بده براش ولی وقتی باباش نیس خیلی باهم خوبیما ولی من تا حالا ازش ناراحت نشدم شاید یه کوچولو گاهی برم رفته باشم تو خودم ولی از دست پسرم دلم نشکسته تاحالا بخاطر این موضوع پسرمن حتی از۲.۳ماهگی وابستگیش به باباش شروع شد انگار اون بدنیا اوردتش 🤣
اگه بچت پسره که پسرا بیشتر مامانی میشن
ببین خودت چطور باهاش برخورد کردی از همون وقتی که شکمت بود تا الان؟
محبت فقط خرج کردن پول نیس که
همسرمم بعضی وقتا میگه پدرا پول درمیارن خوراکی پوشاک واسه بچه میگیرن کافی نیس ینی؟ میگم نه اینا وظایف یه مرد و پدره
محبت عاطفی واسه بچه مهمتره بیشتر...
من از اول خیلی باهاش حرف میزدم و بوسش میکردم قربون صدقه اش میرفتم
و الانم پسرم عادت کرده میاد دست میندازه گردنم بوسم میکنه میگه مامان قشنگم دوست دارم🥹❤️
نه والا ، هامین روزی صد بار بغلم میکنه میگه مامان خیلی دوستت دارم ، تو بهترین دوست منی . با پدرش هم وقت میگذرونه ، میریه خونه میدوئه سمت من که دلم تنگ شده برات . درباره ی بچه شما نمیتونم نظر بدم چون دلیلش رو نمیدونم . اما بچه ها متفاوتن . تو به دل نگیره ، بهش عشق بده ، بچه ها قدر دان محبت هستن
5 ساعت بچه با باباش بوده همین یعنی کمک یعنی چی مستخدم؟!! من تاحالا شوهرم یه بار بچه رو بیرون نبرده تنهایی
وای نه من خیلی بچه هامو دعوا میکنم کتکم زدم چرا دروغ ولی خیلی دوسم دارن
۵ ساعت زیاده عزیزم همینجوری نبودنتو عادت کرده
تو اون ۵ ساعت توام برو جلو چشمش باش
من پسرم بدون من جای نمیرفت الان تقریبا دو ماه میشه مادرشوهرمو خواهر شوهرم زنگ میزنن میگه بده به امیرعلی میدم تا میگن بیا بریم فلان جا اخ جون و... به قول تو با اینکه تا دلت بخواد پارک بردم شهربازی بردم بازی تا دلت بخواد کردم و.... ولی اون ۳ ساعت که میره با اونا انگار ن انگار من هستم وقتیم برمیگردیم با گریه دنبال من اونجور گریه نمیکنه برا اونا گریه میکنه
منم نمیخوام عمه و مادربزرگ از دیدش بد باشن وگرنه میتونم نزارم باید یه راه دیگه پیدا میکنم
عزیزم بچه منم همین جوری بود رفتم پیش یه سید گفت من موجود مامورائی دنبالمه و باعث میشه بچه ام ازم زده بشه . حتما پیش سید برو اگه نه که با همین روال ادامه بده تا بزرگتر بشه متوجه بشه
ناراحت نباش گلم دختر منوقتی شوهرم نیست همش بابا بابا میکنه اما همین ک میرسه نمیره سمتش بی محلش میکنه😅
منم دوست نداره
منم اونجوریم خیلی اذیتم مکنه بکوب دنبالشم ،امروز پنج صبح پاشده تا یکساعت منو میزد باهرچی ک دستش بود میزدا خیلی شدید من بدبختم هرچی مگم چی شده چرامیزنی هرچی محبت کردم هرچی زد منم بوسش کردم اخر سر دیگ نتونستم تحمل کن صدامو بردم بالا دعواش کردم یک ارومم هم زدم ب باسنش ببین چیکار کرد فوری باباشو صدا زد خودشو انداخت بغلش ،منم احساس مکنم باباشو ازمن بیشتر دوستداره درحالی ک من تموم ۲۴ساعت روزمو برا اون مزارم
عزیزم پسرا مامانی میشن مطمین باشه به مرور که بزرگتر بشه خیلی تغییر میکنه
وای عزیزم فعلا بچس خودتو ناراحت نکن
اره عزیزم میفهممت
بزرگ شه خوب پیشه
بعضی بچه ها اینطورن
ولی برعکسه
بزرگ شه همش میچسبه بهت
تو مستخدم بودنمون شکی نیست عزیزم والا دوتا بچه دارم دختر بزرگمو از چنگال دیو در آوردم گاهی میگه نمیخوامت ولی وقتی ببینه گریه میکنم خودشو گم میکنه میدونم الکی میگه پسرمم سه روز گذاشتم خونه مامانم رفتم بیمارستان فقط ی شب خیلی بد گریه کرده بود وسلام به قول شوهرم مارو هیچکس نمیخواد یازخدازوشکر خودمون باهم خوبیم 🤣
عزیزم 🥹🥹🥹🥹😩😩
منم همینجورم دقیقا الان هم دارم گریه میکنم بابتش💔
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.