۱۵ پاسخ

وای نگو که دردمنو تازه می کنی

هی درد من و نازه کردی بچه خواهر شوهرم یکسالش دیروز اومد خونمون هم میوه هم غذا سر سفره میخورد خودشم میخورد بچه من لب به هیچی نمیزنه

من راجب استپ وزنی پرسیدم از دکتر گفت تو تابستون طبیعیه دو سه ماه که وزن تغییر نکنه چون تعریق و فعالیت بچه ها زیاده

عزیزم، دختر شما هم ۴ ساله‌ بشه میشینه قشنگ غذاشو میخوره، نگران نباش

بچه ۲ ساله رو با ۴ ساله مقایسه میکنی؟؟؟🤷🏻‍♀️
شاید بخاطر گرمای تهران حالش بده🤷🏻‍♀️
یه چند روز بگذره درست میشه

و منی که بچم حدود یکساله ۱۲ مونده🤣

عزیزم میدونم بچه کم اشتها سخته منم دخترم رو وزن ۱۲ چند ماهه مونده، ولی با بچه های دیگه مقایسه نکن گاهی یه نگاه منفی به کسی انرژی تاثیر خودشو میذاره و خدایی نکرده بچه مردم مریض میشه

اومدی تهران فاطمه ؟
خوش اومدی عزیزدلم

دختر منم داره دندون در میاره آسیاب هاشو روانیم کرده باید انقد بپزم له له باشه اصلا نمیجوعه لثه هاش درد دارن هی میگه اوفه

عزیزم رفتی بسلامتی
دل خوش
کدوم منطقه نشستین
نگران نباش جا میفته براش

دختر منم الان چندین ماهه همین هست گلم وزنش خوبه و‌رشذ اش نگران نباش درست میشه تو سن دو سالکی بیشترین سن لجبازی بچه ها هست طبیعی هست

ای بابا هممون دق دقمون چشد ه غذا خوردنشون من که دیگه رد دادم

گرمازده شده پسرمنم تهران رفتیم چند روز موندیم فقط اب خورد وشیر

پسر منم هیچی نمیخوره خسته شدم از دیگه

مامان آیسل بسلامتی رفتی تهران دیک

سوال های مرتبط

مامان دخملی💕 مامان دخملی💕 ۳ سالگی
دخترم هنوز بیداره خدایا من دیگه کم آوردم 😭چن دقیقه پیش شوهرم بچمو کتک زد سر اینکه گفت پرتقال میخام شوهرم آورد باز گفت سیب آورد باز گفت آب میخام اخرم زدش بچم خیلی گریه کرد ...الان چند وقته وضعیت ماهمینه یه خواب درست نداریم ...اصلا خواب به چشمای این بچه نمیاد ازونورم قرص اعصاب میخورم دست چپم قلبم مدام درد میکنه...خدایا کی میخام روی خوش زندگی رو ببینم؟ازهموننن اول که دخترم دنیا اومده فقططط عر زده گریه گرده مارو خون دل داده...قطره ملاتونین برای خوابش بهش دادم همون هفته اول خوب بود دیگه الان اونم روش تاثیری نداره ...توروخدا یه راهی جلو پام بزارین بگین با بچه غرغرو لجبازی که اصلا نمیخوابه باید چیکار کرد..من گو بخورم دیگه بچه بیارم ..خودم هزارتادرد از بعد زایمان گرفتم اینا بکنار....اذیتای این بچه که تمومی نداره به کنار...شوهرمم عاصی شده صبح میره سرکار نصفه شب میاد خونه میگه تو ماشین بخابم بهتر اسایش دارم تا تو این خونه...بخدا که خستم از مادر بودن ..تابحال همچین بچه ای ندیده بودم هیچ لذتی از کودکی بچم نبردم ...هرکی میبینه میگه خدا صبرت بده با این بچه ..تو شانس ماهم ریدن انگار