ببین شوهر من برا اینکه بهم فشار نیاد یکاری کردی واقعا خیلی خوب بود تا خود صبح مبخوابیدم و بعدش راحت بلند میشدم خب
شوهرم وقتی میخواست بخواب پشتشو چندتا بالش بزرگ میذاشت که خوابیدنش نیمه بیدار باشه بعد پاهاشو باز میکرد من میومدم وسط پاهاش میخوابیدم جوری که سرم رو سینه و شکمش بود بعد که میخواستم بیدار شم شوهرمو بیدار میکردم من هیچ زوری نمیزدم فقط تکیه میکردم به شوهرم تو همون حالت نیمه خوابیده میموندم شوهرمم خودش مینشست بلند میشد کمکم مینشست وقتی بلند میشد کمکم منم باهاش بلند میشدم و مینشستم بدون اینکه تلاشی بکنم یا زوری بزنم تقریبا نقش همون تختای بیمارستانو داش برام خیلی راحت شدم تا پنج روز اینجوری بودم بعدش دیگه خودم میخوابیدم و بلند میشدم فقط پنج روز بزار شوهرت تحمل کنه یکم باهم بی خوابی بکشید
تا چند روز خیلییییییییی سخته وای یادش میوفتم گریه ام میگیره
ی شب نمیخاستم شوهرمو بیدار کنم اونقد سعی کردم بلند شم نمیتونستم همونجا تا صبح توی جام موندم
من شوهرم همش بلندم میکرد تا چند روز
عزیزم از ۴روز به بعد پاشو فقط برا دسشویی بزار یکی کمکت کنه پا بشی اونم بعد ۴روز فقط یکم راه میری داخل خونه
سخته دیکه دو سه روز اول، اگر کسی کمکت هست دستات حلقه کن دور کمرش بلند شو
یا اگر تختت میله داره دستات بگیر به میله ها اول برو تو حالت نشسته بعد کم کم بلند شو
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.