۱۰ پاسخ

ن من زدم بچم‌خیلی هم‌خوب‌بود

عزیزم ماشالله وزنش خوب بوده چقدر
سخت نبود زایمانت

بچها اپیدورال خیلی عوارض بدی داره و چون یجورایی بی حس هستید ممکنه حون بچه رو ب خطر بندازه و تو کانال زایمان گیر کنه و شما حسش نکنید و خیلی عوارض بد داره خواهش میکنم حتما تحقیق فراوان کنید در مورد این نوع زایمان

نه ربطی ندارع داخل ریه بچه اب بوده خیلی بچه ها اینجوری میشن

ای خدا بسلامتی 😍
نه ربطی ب اپیدورال نداره پیش میاد
ت رو خدا چی کردی ک ۳۸ هفته زایمان کردی؟؟؟؟؟؟

پسرم منم اینجوری بود اول گفتن یه هفته میمونه بیعد شد بیست روز تا خوب شد ولی مال پسر من زیادبود ربط به اون نداره من سزارینی بودم

عزیزم بین نخاع اپیدورال تزریق کردن؟
اخه ۴ سانت به بعد اگه ادم‌خودشو بکشه هم‌اپیدورال نمیزنن
بعدم چرا فول شدی و تقاضای اپیدورال کردی؟
منم بچم اب رفت تو ریه اش موقعه زایمان ماله منو نیم ساعت تو کانال زایمان‌نگه داشتن که دکتر بیاد به دنیا بیاره خون و اب رفته بود تو دهن‌بچه نفسش پس افتاد ولی ۳و۴ ساعت بیشتر نگه نداشتن ان ای سی یو ولی پسرم‌تا ۵و۶ ماه خس خس میکرد سینه اش

ماشالله بهش

نه عزیزم

نه بابا

سوال های مرتبط

مامان برسام مامان برسام ۲ ماهگی
مامان آیه ✨♡ مامان آیه ✨♡ ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۲
هیچی نخوردم تو اپیدورال و خوابیدم فقط از بس خسته شده بودم، یکمم با ماماهمراه ورزش میکردم. یکساعت بعد شده بود ۹ سانت و اثر اپیدورال رفت.. اینجا بود که همه چی خراب شد، با داد میخواستم اپیدورال تکرار بشه و پرستارای احمق به من نگفتن الان اخر کارته و دیگه نباید اپیدورال شی و نمیتونی زور بزنی، تکرارش کردن و نه تنها دردم نرفت بلکه فقط قسمت واژنم بی حس شد 🙂
من که اون لحظه فول شده بودم هر چی میگفتن زور بزن نمیتونستم و تمام زورام بی فایده بودن .. میگفتن سر بچه رو میبینم ولی نمیومد پایین
یکی دو نفر افتادن رو شکمم فشارای محکم میدادن با ارنج که بچه دوباره برنگرده بالا،
ازون ور دکترم مجبور شد با وکیوم بچه رو بکشه بیرون
و منی که میخواستم زایمانم بی برش باشه اون لحظه میگفتم ده تا برش بزنین فقط بکشینش بیرون
و من درد زیاااد میکشیدم و گریه میکردم و تقریبا نمیفهمیدم دورم چی میگن
خلاصه با وکیوم و برش بچه اومد بیرون و همون لحظه همه دردای من رفت
تا اومد بیرون گریه کرد ولی سرش قلمبه شده بود بخاطر وکیوم و اب اورده بود ☹️
مامان دخترم و پسرم♥️ مامان دخترم و پسرم♥️ روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی
پارت ششم
در اتاق مخصوص زایمان
همچنان بچه من داشت میومد ، درد ها خیلی خوب بود و من داشتم موفق می شدم
بچه واقعا داشت خارج می شد
من مطمئنم اگر اونا من رو روی تخت می زاشتن و اجازه می دادن من نهایت نهایت با پنج تا زور زایمان می کردم چون واقعا دیگه موفق شده بودم
روی تخت نشستم روی نشیمنگاهم به مدت پنج دقیقه و بچه اون تو حین درد ها موند
و اونا به من اپیدورال زدن
بعد از زدن اپیدورال من مثل یه مرده افتادم اونجا
و اونا خودشون با وکیوم و فشار و زور بچه رو خارج کردن
بچه همون لحظه که بدنیا اومد گریه نکرد
من همون لحظه فهمیدم یه مشکلی هست ، ازشون پرسیدم بچه چرا گریه نمی کنه ؟
گفتن صبر داشته باش الان گریه می کنه
پرسیدم نارسه؟ کوچیکه ؟
گفتن : نه بابا ببین چی زاییدی
بچه سه کیلو و ششصد بود
گفتم بچه رو تکون بدین آب مونده توی گلوش
یخورده بچه رو تکون تکون دادن
بچه یکم گریه کرد
گفتم بچه رو بیارین بزارین روی صورتم
بعد از چند بار خواهش و تکون دادن بچه ، یخورده بچه رو گذاشتن روی صورتم و بلافاصله منتقلش کردن به بخش نوزادان
چون گفتن احتمالا اپیدورال روش اثر گذاشته و بچه خوب نفس نمی کشه و چند ساعت بعد میاریم پیشت