۸ پاسخ

همینکه از داد و بیدادش بترسی و چیزی میخواد بدی بهش تمومه این ینی شکست در ترک عادات بد کودک ، هرکاری بکنه بخاطر ترس از داد و بیداد ب دلش میکنی این ب مرور هرچی بگذره بدتر میشه ، بهتره یکی دوبار داد و بیدادشو تحمل کنی تا بفهمه قانون چیه و پای حرفت هستی

اول بابای بچه رو اگاه کن بعد راحت تر میتونی با بچه کنار بیای ندی... باباش باید حتما همکاری کنه .صداش درنیاد چیه بگو!خب بچه ازاین کارا داره دیگ خود ب خود ک یهو بزرگ و عاقل نمیشن.بچتونم لابد بازی خارح ا سن و پرهیحان دیده تو گوشی ننیتونه راحت دل بکننه پ سعی کن باباشو قانع کنی

یهو گوشیت و قائم کن و بهش نده بجاش باهاش وقت بگذرون که حوصله ش سر نره
دختر من از سر همین گوشی تا لب مرز آستیگمات رفته فعلا دکتره که ترسوندش از برج ۲ دست به گوشی نزده باز برج ۹ باید ببرمش ببینه چشمش و

بده بازی کنه خودشم خسته میشه

برامن تبلت داره خودش دوتاکودو باهاش نگاه میکنه شارژش تموم میشت دیجه نمیزنم شارژ تا فرداش

خودت سرگرمش کن و اصلا اجازه نده یاد گوشی بیوفته به باباشم بگو خراب شده گوشی هامون منم بچه هام گیر گوشی بودن یکی دوروز واقعا خراب بود گوشیم الانم فکرمیکنن خرابه زیاد ور نرو با گوشی پیششون

من میدم ولی هشدار میزارم هشدار خورد میگیرم ازش حتی اگر گریه کنه

خب به باباشم بگو نده

سوال های مرتبط

مامان پسرم و خواهرش مامان پسرم و خواهرش هفته بیست‌ویکم بارداری
پسرم از نوزادی همش گریه میکرد بیش از حد یعنی با بقیه بچه ها فرق داشت هنه میدونستن ک چقد ازیت میکنه یعنی بزور و بدبختی بزرگ کردم اعصاب نمیزاشت برام که....هی گفتم بزرگ بشه خوب میشه الانم همش گریه میکنه برای هر چیز الکی دو ساعت گریه میکنه هر چی اهمیت نمیدم بدتر میاد جلوی گوشم هی گریه میکنه اونم یه گریه های واقعی که انگار ببین مادرش نرده چیشده اینجوری گریه میکنه بخدا...مثلا بگه تلوزیون خاموش کن دو ساعت گریه میکنه حتی بحرفم گوش بدی یا ندی کلا برای همه خواسته هااااش....بخدا دیگه اصلا اعصاب نمونده برام خودشم ضعیف و لاغر انقد گریه میکنه جون نمیگیره ک...یماهه ک هی دیگ نمیتونم کنترل کنم خودمو وقتی گریه میکنه ازش دور میشم ک اعصابم خرد نشه یا حواسم پرت میکنم بدتر میاد سمتم صداش میره تو مغزم میگم نیا اعصابم خرد نشه میاد باز منم کتکش میزنم دیگه نمیتونم خودم کنترل کنم بخدااا خودمم دلم میسوزه نمیخام اینجوری بشه ولی خب چیکار کنم همش تو مغزم صدای گریس...شما باشین چیکار میکنین...پاره تنمه بچه نمیخام بزنمش ولی خب دیگ هیچ جوره آروم نمیشههه دیونه شدم از دستش