۹ پاسخ

من یه مراسم رفتم از بس گفتن بچت لاغره روانی شدم
واقعا که یسری آدما شعور ندارن که این مادر خودش تحت فشاره چیزی نگیم بهش
باید از خودت دفاع کنی زبون داشته باشی وگرنه ذلیل میشی

اره ازمن مادرشوهرم همش ازاینکه شبرخودتوبده سینه بزاردهنش میگیره میگم نمیگیره بازکارخودش میکنه

نه اینجوری نیستن خدا رو شکر نه مامانم نه مادر شوهرم ، مادر شوهرم یکم چیزای عجیب و اشتباه میگفت که فلان کن ولی من گفتم نه من از این کارا نمیکنم و دیگه نگفت و کاری نداره دخالت ندارن کلا هیچ کدوم

باشه بو دچی مالته دانیشه له مال خوت راحت تری

اره اینجورین قصد بدی هم ندارنا می‌خوان تجربه شونو به اشتراک بذارن... منم خیلی با نظرات بقیه کلافه میشدم ولی معمولا سکوت می کردم و کاری که فکر می کردم درست و منطقیه انجام میدادم

منو ک دیگ کلا کل چل کردن مادرشوهرم فک می‌کنه خیلی بارش میگه سه تا بچه بزرگ کردم ولی فامیلاش میگن زن نبود همش تو کوچه ها بود

ارولاهییی کوت اعصابی بو انسانی ناهیلن

ولی اگه ل خه وه دا تفی ل گلوی دا دمینتوه هر بیهنه سر کلکه تواوه یا راستی کوه لازم نیه تند ل پشتی بدی

وای مامان من انگار اومدیم سونا و جکوزی، اینقدر بچه رو گرم نگه میداره
هرچی میگم بچه عرق کرده میگه شما مریضین هوا سرده
حالا مثلا بچه دوم هست 😅

اره مامان من میگفت تو بلد نیستی شیرتو بدوش بده من نگهش دارم منم گفتم تو فقط کارا خونه رو بکن بچه مال منه😂

سوال های مرتبط