۷ پاسخ

عزیزم ب نظر من برو ب گریه هاشم عادت میکنن بعدم آدم تا پدر و مادر داره راه داره الهی سایه شون مستذام باشه برات

پیشنهاد مامان و قبول کن،یه چند روزم برو اونجا.
حالا اگر یکم بقیه اعضا بخاطر گریه بچه کمتر بخوابن بعد میتونن جبران کنن،ولی شما نیاز داری که روح و جسمت ترمیم بشه برای مادری کردن

اینطوری مامان بنده خدا هم یه بار میپزه برای همه یا بار میشوره برای همه
در راه نیست دائم

عزیزم برو چند روز اونجا ، مامن هم ب خونه زندگی‌خودش‌میرسه هم به تو و بچه . منم مامانم میگه میام پیشت بعد تورو میبرم چند روزم اونجا . میگه مهمونی شیر باید بیایی 😅 اسمم داره

برو خونه مامانت کجا بهتر از اونجا
من 9 ماهه اینجام حالا حالاهام هستم

برو خونه مامانت اینا من الان ۲۴ روز زایمان کردم بعد از اینکه از دهم بلند شدم اومدم خونه مامانم اینا

برو عزیزم تا ۴۰روز بمون .جون بگیری هم خودت هم بچت بعدش برگرد ..من مادرم تا ۲ماهگی. بچم نزاشت برم انقدر مواظبت کردن ازمون خدا خیرشون بده خداروشکر بعدش بچه اوکی میشه مهم اولشه ک اذیتی...

الهی عزیزم خدا حفظش کنه مادرتو
مادر من مریض توان کار کردن نداره برا همین میگم کاش زیاد بخیه نخورم ک بتونم‌زود سر پا بشم کارامو برسم چجوری میخوام از پسش بربیام فقط خدا کمکم کنه
عزیزم شما طبیعی بود زایمانت چن هفته و وزن نی نی خوب بود

سوال های مرتبط

مامان نی نی🥹💕🦋🍫 مامان نی نی🥹💕🦋🍫 ۲ ماهگی
نمیدونم غصه کدوم دردمو بخورم 4 روزه زایمان کردم تمام بخیه هام درد داره به مامانم گفتم بیا خونمون پیشم اومد بیچاره تا لباسای شوهرمم می‌شست بعد گف اینجا اذیتم بریم خونه ما گفتم باشه پاشدم ساعت سه بعدظهر اومدم خواهرم یه کولی بازی درآورد سر مامانم ک چرا نزاشتی تا 12 شب برم تو هیئت آنقدر فحش داد ب مامانم و جیغ کشید هرچی گفتم حرمت خواهر زائوت حرمت بچه کوچیک رو داشته باش آنقدر جیغ نزن بدتر کرد هزار فحش ناجور ب مامانم داد منم گفتم میخام برم خونمون شوهرم فهمید همه چیزو بس ک ضایع کرد اونم لج کرد منو آورده خونه مامانش اونا هم واقعا بهم میرسن ولی انگار آواره شدم هرچی مامانم میگه خودم حواسم هست بهش گوش نمیده میگه نمیخاد مامان خودم هست تو دخترتو ادب کن اما هروقت دلت تنگ شد برا ما زنگ بزن خودم میام میبرمت نوه و دخترتو ببینی اما اون بی‌شعور رو اصن حتی نمیتونم بگم حرفامو همه چی در هم برهم میگم از بس ک حالم خرابه چه کنم بنظرتون بخاطر بخیه ها تنها خونه نمیتونم خونه مامانم ک اینجور خونه مادرشوهرم میگم زشته خب گناه داره
بارداری بارداری بارداری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۱ ماهگی
خانما میشه راهنمایم کنید کمکم کنید
من چهارم زایمان سخت سزارین داشتم دو روز خونه خودم موندم ب دلیل اینکه خونه ام خیلی کوچیکه واقعا جایی خواب واسه چند نفر نداره مجبور شدم بیام خونه مامانم بمونم چون خواهرم رفته کربلا دوتا پسر کوچیک داره ک جز مامانم کسی نداشت بگیرتشون اوناهم بودن و اصلا خونه من جا نمی‌شدیم واسه خواب بعدشم گفتم فضا کمه یموقع میوفتن رو بچه اینا صب تا شب ت اتاق بچه جاش امنه
دیشب شوهرم گفت ی شب بیا خونه دوباره برو گفتم باش ک یهو شب بچه اولم حالش بد شده و دکترا مشکوک شدن نیاز ب عمل داره تا ۲شب با شکم پر بخیه ت بیمارستان بودم تا مرخصش کردن انقدر درد داشتم و خسته بودم از طرفی نوزادم زردی داره زیر دستگاه ب شوهرم گفتم بیا پیش ما شب بمون صب میریم مامانم کمکم باشه من حالم خوب نیست قهر کرد و رفت گفت مامانم شب تنهاس چی میشد میومدی خونه فوقش اون میومد میخوابید صب میرفت گفتم من واقعا گاهی نگه داشتن باد شکمم واسم درد اوره خون ریزی دارم درد دارم جلو مادرت راحت نیستم الان از دیشب هزار تا پیام داده ک ت دنبال بهونه ای خونه نیای
الان مقصر منم از نظر شما کجایی کار من اشتباهه