۶ پاسخ

منم گفتم واقعا هم مادری نکرد برام
سرزایمانم جنگ راه انداخت ولم کرد رف
شوهرمم از بی کس بودنم سواستفاده کرد خیلی عذابم میداد
هیچوقت نمیتونم ببخشم

مامان دخترپسر اسمتم نمیدونم ولی باعرض تاسف تو خانواده های ترک اینا هست مامانبزرگ خودمم همینه،البته اون کلا کارش دوبه هم زنیه 70سالشه اندازه یه جو سیاست نداره همرو باهم قهرو دعوامیندازه خودشم ازچشم انداخته
ماهم سه تاخواهریم که این مشکلو نداریم یه داداش داشتیم وضع ماهم همین بود با چیزی که سراغ دارم از مامانم 😢

منم هر وقت میخام باهاش دردودل کنم از خانواده شوهر...میگه تقصیر خودته حتی گوش هم نمیده همون اول کار میگه عیب از تو هست تقصیر تو هست...پشت دستمو داغ کردم دیگه باهاش درد و دل نکنم الکی عصاب خوردی مو دوبرابر کنم ک چی بشه

مامان منم تازگیا خیلی باهام بد شده
اما من صبوری میکنم

مادرته تو صبوری کن تو بیشتر خوب باش عزیزم.

چی شده عزیزم؟چرا رابطت با مامانت انقد بد شده؟

سوال های مرتبط

مامان آرنیکا مامان آرنیکا ۲ سالگی
خدای مهربون تو که اینقدر بزرگی تو که اراده کنی کوه رو جابجا میکنی به دل من مادر یه نگاهی بنداز ،من که جز تو کسی رو ندارم،در خونه کی برم،از کی بخوام این درد و این سنگینی رو از روی قلبم برداره ،چقدر یه زن باید حواسش به همه چی و همه کس باشه، امروز به همسرم گفتم عزیزم منو ببخش اگه ۲۴ آذر دیدی دنبال بهونه ام اگه دیدی گریه میکنم و بهت میگم دلم میخواد برم حرم ،گفتم درکم کن تولد قشنگ ترین فرشته خداست ،کسی که با وجودش طعم مادری رو چشیدم تنها بچم که شیر خودمو دادم وطبیعی دنیا اوردم،خداروشکر که درکش بالاست گقت هرچی آرومت میکنه بگو انجام بدم ،ولی مگه کاری ازش برمیاد ،الان که تایپ میکنم اشکام داره بی صدا میریزه تا ارنیکا بیدار نشه ،حتی تو اوج غصه هام باز باید حواسم باشه من یه زنم همسرم اذیت نشه ،یه مادرم ارنیکای نازم با دیدن گریه هام گریه نکنه،امام رضا هم کلافه شده اینقدر میرم و پیشش گریه میکنم ،اینقدر بغض تو گلومه که ترس دارم از ترکیدنش،مثله اول مهر که داغ خریدن وسایل مدرسه هاشون به دل مونده بود،آخ که چقدر سخت میگذره ،خدایا منو میبینی اصلا؟بسه دیگه چندسال عذابم قراره بدی لااقل بهم بگو