۱۰ پاسخ

اون گربه نبوده سگ وحشی بوده رسما
اصن نباید خونه چنین آدمایی ک گربه دارن رف

وقتی دیدی میپره رو بچه پامیشی میومدی خب گلم

ای خواهر برا منم همین‌جوری شد
بیچاره پسرم ۳ دوز واکسن زدن

چقدر بد ! کاش اونا چند ساعتو میزاشتن قفس

وای ایقد بدم میاد از گربه ها خیلی حیون بی ذاتی هست اصلا نبر دیگه بچه رو جایی ک حیون وحشی دارن ولی خوب کردی زدی

بار اول ک اومد چنگ زد چرا همونموقع بلند نشدی؟😢

نمی زدی هم چیزی نمیشد اون موقع خطر داره که زخمی کنه زیاد با ناخن کشیدن چیزی نمیشه ولی واکسن رو زدی تا چند سال سیستم ایمنی بدنش قوی هس

از گربه متنفرم

واییییی چقد بد اصلا گربه خیلی بده بنظرم اونم واسه بچه ها خوب کاری کردی که بردیش واکسن زدین گربه هرچی هم باشه هزارو یک بیماری داره دیگه نبرش اونجا

خدا بد نده گلم واکسن کجا رفتی زدن

سوال های مرتبط

مامان آریا مامان آریا ۲ سالگی
سلام خانما خوبید پسر من عصبانی که میشد می رفت تلویزیون رو هل میداد چون حساسیت ما رو به تلویزیون دیده بود دیگه مجبور شدم تلویزیون جمع کنم جدیدا عصبانی میشه اگر دم دستش باشم چنگ میزند اون روز حواسم نبود با مهر نماز محکم زد به انتهای ابروم (قبلش داشت ادای نماز خوندن باباشو درمی‌آورد کلی هم قربونش رفتم و خوب بودیم فقط بعدش مجبور شدم به خاطر کارم تو گوشی باشم ) خیلی دردم اومد و اون لحظه به گریه و عصبانیت گذشت کلی هم بهش اخم و تخم کردم و خیلی ازم ترسید چون تا اون روز همچین واکنشی از من ندیده بود دیگه بعد اون چنگ کشیدناش و گاز گرفتناش بیشتر هم شده موندم چه کنم میگم دو سال خودداری کردم که الان اینطور بشه جدیدا خودداری برام سخت شده خب وقتی چنگ میزنه یا گاز میگیره مگه آدم چقدر می‌تونه کنترل کنه خودشو بعدم این مدلی نبود خیلی بچه با محبتی بوده همش میگم نکنه به خاطر مهدکودک رفتنش رفتارش اینطور عوض شده ولی خب مربی مهد هم گفته تو مهد با بچه های یکی دو ساله هست که دخترن پسر کمه پسر شما از همه بزرگتره دیگه موندم چکار کنم جدیدا کنترل خشم برام سخت شده از حرص یه وقتایی با لبخند فشارش میدم وقتی داره گاز میگیره برمیگرده ببینه این فشاری که دادم از عصبانیته منم الکی لبخند می زنم که نفهمه از حرصه با اینکه میدونم این حرکتم باعث میشه تو فهم احساساتش به مشکل بخوره یعنی اون لحظه فشار من اذیتش کرده ولی وقتی دیده من لبخند زدم یعنی چیزی نیست و فکر کنه بدنش اشتباه برداشت کرده ولی واقعا دیگه نمی‌دونم چطور خودداری کنم و سعی کنم برخوردم درست باشه آخه دقیقا تایم آشپزی و ظرف شستن که وقت درست حسابی برای فکر کردن و واکنش درست ندارم میاد سراغم