۲ پاسخ

خب بعدش

عزیزم ببخشید بچه شما هم تو خواب جوری نفس میکشه ک انقد کم مونده شکم نوزاد از جاش در بیاد؟

سوال های مرتبط

مامان نرگس مامان نرگس ۴ ماهگی
بعد یک هفته دوباره معاینه شدم بازم کیسه آبم بالا بود ولی دوسانت دهانه رحمم باز شده بود.فرداشبش که معاینه شده بودم انقباض داشتم رفتم بیمارستان نوار گرفتن گفتن چون کیسه آبت خیلی بالاست دردات هر ۵دقیقه شد بیا.اون شبم یکم پیاده روی کردم بعد اومدم خونه.تا صبح انقباض داشتم ازساعت۶صبح دردام هرپنج دقیق شد تقریبا قبل ۹رسیدم بیمارستان .معاینه که کردن گفتن ۷سانتی وکیسه آبت خیلی بالاست سربچه ام توی کانال زایمان نیومده خیلی بهم استرس وارد کردن با حرفاشون.گفتن سریع فقط لباس عوض کن برو روی تخت.ماما می‌گفت میترسم کیسه آبشو پاره کنم شاید اصلا بچه بریچ باشه .بسختی معاینه کرد سربچمو متوجه شد .یکدفعه کیسه آب پاره شد سربچه اومد توی کانال.ازشب قبلش چیزی نخورده بودم .خیلی سریعم بستری شدم .همه چیز خیلی عجله ای شد .منم که غذا نخورده بودم جون زور زدن نداشتم .از ترس اینکه کارم به سزارین نکشه تمام انرژیمو جم کردمو زور میزدم هف یا هشت تا زور زدم خدارروشکر دخترم تقریبا ۹و۴۵دقیقه دنیا اومد
مامان لپ گلی مامان لپ گلی ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ۳
که یکی از ماما ها اومد گفت نکن گفتم درد دارم گفت داشته باشی ان اس تی خراب میشه ، ماما همراهم توپ آورد گفتم من تاحالا با توپ تمرین نکردم گفت بهت یاد میدم و تو فقط تنفس هایی که یاد داری رو انجام بده ، روی توپ توی اوج انقباض ها بالا پایین میشدم که واقعاً عالی بود دردم آروم میشد ، کمرم رو عقب جلو میکردم دورانی هر دو سمت باسن رو می‌چرخوندم ، ورزش با توپ یکی از بهترین حرکت ها بود هم دردام رو کم میکرد هم دهانه رحمم رو باز تر کرد ، دوباره معاینه کرد گفت ۷سانتی رفتم بالای تخت و حالت سجده شدم یکم سجده رفتم و عقب جلو میشدم که بهم میگفت زور بده ، یکم زور هم زدم معاینه شدم گفت ۸ سانتی ،همش بهش میگفتم بخدا من میمیرم اونم دستام رو ماساژ میداد و ارومم میکرد ، گفتم چقدر دیگه مونده گفت نهایت یه ساعت دیگه زایمان میکنی داری خوب پیش میری ، چندبار روی تخت بودم ‌بهم می‌گفت توی دردات زیر رونات رو بگیر و چونت رو بچسبون به سینه و زور بده به پایین ، که حین این کار با اینکه از صبح هم هیچی نخورده بودم اما یکم خرابکاری داشتم که اونا خیلی خوشحال بودن ، هی بهم میگفت آفرین موهاش دیده میشه تقریبا چهار. پنج باری اون حرکت رو انجام دادم دیگه از ۵ سانت عاشق معاینه بودم چون واقعا آروم میشدم ،
مامان فاطمه وحامد💞 مامان فاطمه وحامد💞 ۵ ماهگی
پارت چهارم

معاینه شدم که گف هنو دهانه رحمت چیزی باز نشده ولی باید بستری بشی و با قرص فشار فارغ بشی
خانم داودی رفت و قرار شد هر وقت دهانه رحمم باز شد بیاد بالا سرم
لباسای بیمارستان رو دادن که تنم کنم و منو بردن تو یکی از اتاق ها که سه تا تخت داشت
دو نفر دیگه اونجا بستری بودن که باهم رفیق شدیم اونام دهانه رحمشون بسته بودن و یکیشون اب دور جنین کم بود که ۳۹ هفته بود باید زایمان میکرد و یکی دیگشون حرکات بچش کم شده بود با دهانه رحم یک سانت بستری شده بودن
خلاصه ساعت ۹ صبح که بهم یک چهارم قرص فشار دادن و انقباضم تا حدودی شروع شده بود اما زیاد نبود دردامم کم بود شروع کردیم با اون دو تای دیگه به ورزش کردن اما بازم زیاد تغییری نکردیم تا ساعت ۱ و نیم ظهر که زمان تغییر شیفت ماماهای بخش شد و اومدن یکی یکی مونو معاینه کردن تخت اولی که به ۳ سانت رسیده بود و با کمک مامای همراهی که از بیرون گرفته بود کم کم داشت نزدیک به زایمانش میشد
تخت دومی که معاینه کرد گف با اینکه دوتا قرص فشار استفاده کرده اما هیچ تغییری نکرده و دهانه رحمش عقب و لگنش کوچیکه و به درد زایمان طبیعی نمیخوره و بهتره به دکترش زنگ بزنین و بگین تا اگه خودشم موافقه بره واسه سزارین که اونم از خداش بود چون از ساعت ۵ صبح بستری شده بود و ساعت ۱ و نیم ظهر شده بود هنو اونجا بود و خسته شده بود
به منکه رسید معاینه کرد و گف لگنت عالیه و دو سانت باز شدی
مامان السای مامان السای ۱ ماهگی
#تجربه من از زایمان سزارین# پارت دو
ماما بهم گفت که نمیتونه بیاد چون زایمان طبیعی نمیکنم و اینکه بخواد بیاد هزینه الکیه و گفت که فردا صبح زود برو کاراتو بکن بستری شو برای زایمان برگشتم خونه یه دوش گرفتم خونه رو با خواهرم مرتب کردیم صبح زود هم پا شدم همه وسایل هامو جمع کردم دوش گرفتم خودمو مرتب کردم و میدونستم تا بخوام برگردم چهار روز طول می‌کشه همسرم هم سرکار بود چون راهش طولانی بود نرسید که بیاد مارو ببره بیمارستان با اسنپ رفتیم ساعت 9صب کارای تشکیل پرونده رو انجام دادن و من رفتم توی بخش بلوک زایمان یه دلشوره ی خاصی افتاد به جونم معاینه کردن گفتن 1سانت دهانه رحمت بازه و من هی تو دلم دعای خیر میدادم به مامایی که دیروز معاینه م کرد گفت تا جایی که میشه سعی میکنم که با دست باز کنم دهانه رحمت رو که انگار تا یک سانت موفق شده بود بهم آمپول فشار زدن بعد ده دقیقه دردام شروع شد بیشتر از دردای خودم دستگاه nstدرد داشت که داشت که داعم وصل بود و بیشتر فشار روی سر دل من بود تا زیر نافم هر 8ساعت که شیفت عوض میشد میومدن معاینه میکردم ببینن چند سانت شده روز اول که انرژی داشتم و خوشحال از اینکه دهانه رحمم باز شده هی میگفتم بهم توپ بدین ورزش کنم و از تخت میومدن پایین ورزش میکردم تا شب ساعت 9که معاینه کردن گفتن همون 1سانته و وقتی سروم رو کشیدن درد من آروم شد گفتن میتونی بری بخش امشب رو استراحت کنی تا باز فردا صب بیایی