تجربه زایمان طبیعی
پارت یک
سلام ترجیح میدم از اول کامل بگم من تو دوران بارداری اصلا پیاده روی نداشتم ولی خب چون تو 37هفته آبله مرغون گرفتم و تو 39هفته مرخص شدم دکتر گفت پیاده روی داشته باشم و هر سه روز برم نوار قلب از وقتی که از بیمارستان مرخص شدم روزانه یه مقدار پیاده روی داشتم و بعد سه روز ک رفتم نوار قلب و معاینه هم کردن گفت دهانه رحم حدود یک سانت باز شده و گفت برو سه روز دیگه بیا دو باره نوار قلب ک میشد 13تیر و تاریخ زایمان من 14تیر بود اون دو روز رو پیاده روی رو زیاد کردن تا اینکه پنج شنبه بعد اینکه از پیاده روی برگشتم درد زیر شکم خیلی کمی داشتم و اهمیت ندادم و خوابیدم تا اینکه نزدیک صبح دردم شدت پیدا کرد و احساس خیسی میکردم و بخاطر همون صبح ساعت شیش رفتیم بیمارستان و بعد معاینه گفتن ک دو سانت دهانه رحم باز شده و چون احساس آبریزش داشتم بستری شدم
ساعت هشت بود ک بهم سرم و آمپول فشار زدن و درام کم کم زیاد شد

۳ پاسخ

بزار.

بسلامتی عزیزم

،

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۱۱ ماهگی
سلام اومدم تجربه خودمو از زایمان طبیعی براتون تعریف کنم

دقیقا شنبه گذشته من تو 38 هفته و 3 روز معاینه شدم اونجا گفت ک یک سانت دهانه رحمت بازه ولی سر بچه هنوز کامل نیومده تو لگن که بچسبه به دهانه رحم که فشار بیاره دهانه رحمت بیشتر باز بشه فقط برو پیاده روی و ورزش کن سرش بیاد پایین دیگه از همون شنبه تا 3 شنبه هرروز ورزش و دوساعت پیاده روی بدون وقفه داشتم دوباره 3 شنبه رفتم معاینه شدم گفت 2 سانت شده دهانه رحمت ولی تحریکش کردم ک بیشتر بشه اومدم خونه همچنان پیاده روی و ورزش فرداش ظهر رفتم حموم که زیر دوش آب گرم اسکات بزنم دیدم خیلی حالت تهوع دارم پ سرگیجه شدید اومدم بیرون مامانم گفت رنگ و رخت یه جوری شده معلومه وقت زایمانته دیگه رفتیم بیمارستان امام رضا ساعت 4 بود معاینه شدم گفت دوسانت و نیمی ولی سر بچه هنوز بالاست برو پیاده روی کن ساعت 8 دوباره بیا منم ک دیگه خسته از پیاده روی و ورزش همه پاهام زخم بود و تاول زده بود تو این چند روز ک پیاده روی میکردم
مامان ویهان و نیلماه مامان ویهان و نیلماه ۸ ماهگی
در اینجا سوال یا تجربه‌خودتون رو بنویسیدسلام دوستان بالاخره من امدم تجربه مو از زایمان طبیعی بگم ۱۴۰۴/۹/۸ رفتم پیش دکترم که معاینم کنه و ببینه پیشرفت کردم یا نه معاینه کرد ولی همون دو سانت بودم و تاریخ من ۱۴۰۴/۹/۹بود و ۴۰هفته میشدم وزن خودم بشدت بالا رفته بود لکه بینی هم داشتم ابریزش هم همینطور بخاطر همین دکترم نامه بستری داد که برم بستری بشم خلاصه رفتم بیمارستان و بعد از کارای بستری و.. نوار قلب بچه رو گرفتن و بعد بهم یه سرم داد تقریبا ساعت ۹شب بود داخل سرم آمپول فشار رو زدن و گفتن ورزش و پیاده روی شروع کن منم شروع کردم هر از گاهی یه دردی میومد ولی زیاد نبود تا کم کم خیلی زیاد شد تحملش برام سخت شد ولی باید پیاده روی میکردم چون‌بچم خیلی پایین بود ولی دهانه رحم پیشرفت نمیکرد بعد از کلی پیاده رو و ورزش که دیگه جون نداشتم حس دفع داشتم و حالت تهوع ساعت حدود ۱۱بود میرفتم دستشویی ولی هیچی نداشتم دکتر گفت تا معاینت کنم شده بودم سه سانت ولی بچم پایین تر آمده بود دکتر گفت باید بیشتر پیاده روی کنی وگرنه تا صبح زایمان نمیکنی ولی من خیلی درد داشتم و اصلا از جام نمیتونستم بلند بشم صدا مادر شوهرم زد گفت بیا کمکش کن پیاده روی کنه و من حین پیاده روی بالا آوردم خیلی بیحال شده بودم شاید اثرات آمپول فشار بود ولی بازم مجبور بودم پیاده روی کنم تا حدود ساعت ۱۲که دکتر گفت بسه دراز بکش و بهم گاز به دردی دادن با هر نفس کشیدن گیج تر میشدم درد کمتری میفهمیدم خیلی بهتر بود
مامان جوجه طلایی 🐣 مامان جوجه طلایی 🐣 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱ .....
من شنبه آخرین تاریخ زایمان بود هفته ی پیشش رفتم بیمارستان بر معاینه گفت دو نیم سانتی و دهانه رحم نرمه بستری باید بشی که من فرار کردم بستری نشدم 😐😂 مامانم گفت الان بری آمپول فشار میزنن ادیت میشی برو پیاده روی زیاد تا به 4 سانت برسی رضایت دادم اومدم رفتم پیاده روی و ورزش و رابطه و حموم آبرم و پله رقص من همه اینکارارو از 37 هفتگی انجام میدم دردای کاری داشتم ولی رفع میشدن شدیدم نبودن اصن 40 هفته که شدم رفتم بیمارستان معاینه و نوار قلب معاینه کرد گفت 2 سانتی هنوز ولی سر بچه پایینه دهانه رحمتم نرمه ناگفته نماند من روغن کرچک خوردم دوقاشق قبل اینکه برم بیمارستان معاینه که کرد بعد نوار قلب گرفت شکمم بعد معاینه همش سفت و شل میشد ولی تو نوار قلب انقباض نشون نداد بعد ی دل‌پیچه بدی گرفتم شکم درد بدی گرفتم بهم گفتن آخرین وقتت امروزه دگ باید بستری بشی ولی میتونی بری دوباره بیایی منم چون روغن گرچک خورده بودم ترسیدم گفتم مدفوع میکنه
مامان مهیار🤍 مامان مهیار🤍 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1
سلام بعد از 4 شب بی خوابی
خب من کلا ده روزی بود ورزش رو شروع کرده بودم اما کم روزی نیم ساعت پیاده روی فقط
این دو سه شب آخر دیگ کردم روزی دو ساعت پیاده روی 100تا اسکات و حموم آب گرم
و شیاف گل مغربی شب آخر دوتا گذاشتم و بعدشم رابطه بدون جلوگیری داشتیم بعد از رابطه دردام شروع شد ساعت 1 شب بود گرفت تا ساعت 6 دیدم ول نکرد و چون تجربه نداشتم کسیم پیشم نبود با همون درد رفتم بیمارستان که معاینه کرد گفت یه سانت نیمی برو بعدظهر بیا بعد ظهر رفتم همون بود ولی چون ظربان بچه نا منظم بود گفت ختم بارداری که چون مهیار تو سونوش‌ اکوژن قلب نشون داد و اون بیمارستان متخصص اطفال نداشت باید میرفتم یه شهر دیگ(شیروان) رفتیم اونجا گف دو سانتی ضربان بچه هم خوب شده و ما زیر سه سانت بستری نمی‌کنیم دیگ گف برو پیاده روی کن دور بیمارستان سه سانت بشی بستری کنیم من درد داشتم ولی هر سه چهار دقیقه می‌گرفت ول میکرد
رفتم قدم زدم ساعت ۱۲ شب رفتم ولی بازم دو سانت بودم