گر راست سخن گویی و در بند بمانی
به ز آن که دروغت دهد از بند رهایی
سعدی
عزیزم راستش رو بگو
برای منم پیش اومد و منم راستشو گفتم
بعد بهش بگو یه مشکلی پیش اومد نشد بیام پیشت
فک نکنم دیگه اصلا تورو یادش بیاد
بگو مسافرت بودم یهو دردم گرفت اورژانسی رفتم اولین بیمارستان
بگو خانوادم شهر دیگن.رفتم اونجا
وای منم باید برم پیش دکترم ولی روم نمیشه اخه سر زایمانم شوهرم باهاش دعوا کرده بود،ولی من یه گل میگیرم میرم از دلس در میارم خیلی دکتر خوبیه
بگو شهر دیگه زایمان کردی
من بودم راستشو میگفتم که به خاطر مسائل مالی بود و شوهرم شرایطشو نداشت
من باشم راستشو میگم
همین اتفاق افتاد تا آخر کار پیش یه دکتر بودم تهش زایمانو یکی دیگه انجام داد تو یه بیمارستان دیگه
و من بعد صادقانه گفتم که چون اونجوری هزینهش برام کمتر میشد این انتخابو کردم و ترجیح دادم اون پولو نگه دارم برای مخارج واجبتر
واقعا تو این اوضاع اقتصادی فکر نمیکنم درک کردن چیزای اینجوری سخت باشه
شایداصلاتورویادش نیاد اگرم یادش اومد بگو اینجانبودم رفتم خونه مامانم بیمارستان نزدیک اونجا زایمان کردم
بگو کیسه ابم پاره شد اورژانسی شدم
دوسه سال پیشه ،فک نکنم اصلا یادش باشه ،مریضارو ،
دکتر من که اینجوریه ،
در ضمن لباست خیییلی خوشگله
بگو شوهر اینطور کرد منو گذاش تو منگنه . ولی اگه چیزی کف نگف بیخیال
بگو شهرستان زایمان کردم بخاطر جنگ برا منم همین اتفاق افتاد گفتم چون جنگ بود رفتم خونه مامانم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.