، واقعاً برام سخت بود. یعنی اصلاً انتظارش رو نداشتم که یه مادر این همه سخت بکشه و منی که برای اولین بار میخواستم مادر شم، بارداری خیلی راحتی داشتم. ولی در عوض، بچم به دنیا اومد، خیلی خیلی سختی کشیدم. شب تا صبح گریه میکرد، نمیدونستم چیکارش کنم. دست تنها بودم، حتی مامانم هم نمیتونست بچه را حتی بغل بگیره. بعد ختنه، بعدش رفلاکس، کولیک، بعدش عمل متوبیک سرش را کردیم. بعدش این کارو نکن، اون کارو نکن. هی بدو اینور و الان هم که یه فتق در اومده و انشاالله که منتظریم ماه بعد ببینیم، عمل میشه یا نه.
خیلی خیلی سخته عزبزم خدابهمون صبر بده🥲😂
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.