۸ پاسخ

منم اتفاقا دکترم همین هارو گفت که هر بچه ای ممکنه نسبت به بچه های قبلی زودتر دنیا بیاد
گفت یعنی اگه بچه اول مثلا 10 ساعت درد کشیدی بچه دوم 6 ساعت هست بعد بچه سوم ممکنه 3 ساعت طول بکشه و زودتر زایمان کنین برای همین گفت بیشتر حواسمون به تایم دردها باشه که خیلی دیر نرسیم بیمارستان
بنظرم که به حرف دکتر گوش کنیم بهتره

ببین تو ورزش و اینا رو که باید انجام بدی ،الان ۳۷ هفته هستی و زود نیست ،خطر زایمان زودرست هم گذشت .
به نظرم من همه ی این کارا رو انجام بده فقط دردت گرفت دیگه زیاد نباید بمونی خونه چون زود فول میشی .
همین

معمولا میگن زایمان به زایمان روند پیشرفت زودتر
من اولی 12 ساعت درد داشتم، دومی 7 ساعت
حتی احساس دفع داشتم رفتم سرویس ماما گفت سریع بیا بیرون معاینه کنم شاید وقت زایمانت هست، بچه دوم مثل اول نیست
که اون موقع 6 سانت بودم

رو چ حسابی همچین حرفی میزنه معاینت کرد

من نمیتونم گل مغربی بزارم از بوش متنفرم

نه ربطی نداره.من زایمان چهارم بودم خیلی دیر رحمم باز شد طولانی شد و خیلی اذیت شدم.

۳۷ تکمیل شد شروع کن

سلام مامانی اگه میخوای برای نی نی ت لباسای خوشگل و اما ارزون و با کیفیت بخری همین الان تو روبیکا عضو کانالم شو لینک سایتم گذاشتم تا با خیال راحت خرید کنید
لینک کانالم
@karenshopp

سوال های مرتبط

مامان رادمهر🩵 مامان رادمهر🩵 ۶ ماهگی
مامان شاهان مامان شاهان ۱۳ ماهگی
پارت سوم .


دکتر گفت هیچ نترس خودم کمکت میکنم . خودم کیسه آبت رو میزنم و سعی میکنم زود زایمان کنی . با اینکه سر بچم تو لگن نبود ولی این دکتر هیچ ناامیدم نکرد و استرسی بهم نداد .
بهم گفت پاشو و کنار تختت ورزش کن تا بچه زودتر سرش بیاد پائیین و فیکس بشه تا بتونم کیسه آبت رو بزنم .
حالا دیگه دردام بیشتر شده بود و دهانه رحمم ۵ سانت شده بود .
دکتر اومد معاینم کرد و گفت حالا دیگه وقتشه . آماده ای ؟
گفتم آره . فقط تو رو خدا تمومش کن .
تو اوج درد اومد و کیسه آبم رو زد . بازم آمپول فشار زد برام که دردام بیشتر بشه . ولی بهم گفت هیچ جیغ و داد نکن واسه بچت خوب نیست . رحمتم پاره میشه . منم با توکل به خدا و تند تند نفس عمیق کشیدن تحمل کردم تا ۹ سانت .
بعدش دکتر گفت زود بیا تو اتاق زایمان الآن بچت دنیا میاد . فکر کن من تو درد داشتم به خودم می پیچیدم ولی تو سالن داشتم میدوئییدم تو اتاق زایمان . خداروهزار مرتبه شکر به محض اینکه نشستم سر تخت زایمان با زور اول و دوم نه با زور سوم بچم دنیا اومد .
از شدت خوشحالی چنان گریه میکردم و از دکتره تشکر میکردممم که خدا میدونه . بچم رو پرستار آورد گذاشت بغلم و سینم رو گذاشت تو دهنش .