۸ پاسخ

من دیگه عادت کردمه پسرمم بخوابه من دیگه خوابم نمیبره😂

تصویر

خواب بچه هاتون زیاد سنگین شده بعد چهلمش

والا خواهر
من کوچیکم خوابیده بزرگه اذیت میکنه 😭😅

منم بیدارم آرزومه بخوابه و منم چشامو ببندم .از وقتی زایمان کردم آرزوی یه خواب و دارم

من که داره آقا شیر میخوره خوش به حالت پستونک میگیره من که هر کار میکنم هی میندازه

من حاضر 🥲
آخ گفتی یعنی از روزی که زایمان کردم دوساعت پشت سرهم نتونستم بخوابم

هی خاهر
بازم خوبه از شما پستونک میگیره
من باید بشینم سینه بدم آروق بگیرم و این پروسه ادامه دارد😐😂

من دخترم خوابه حالا خودم خوابم‌نمیبره 😑

سوال های مرتبط

مامان مهدیار👶🏻 مامان مهدیار👶🏻 روزهای ابتدایی تولد
روز اول که از بیمارستان اومدم مادرشوهرم و شوهرم بین خودشون قرار گذاشته بودن بچرو ببرن یه زنه گلوشو نگاه کنه بعد میاد مادرشوهرم بدون اینکه به من چیزی بگن بچرو بده من هر چی ام میپرسم نمیگن کجا میبریم منم گفتم من نمیتونم بمونم کجا میخای ببری مادرشوهرم ی سلیطه بازی در اورد ن من بمیرمم نمیبرم بخاطر خودت میگفتم کلی گفت شوهر بی غیرتمم هیچی بهش نگفت مامان بابام راضیم کردن برم منم داشتم کفشمو میپوشیدم شوهرم بچرو برداشت برد بالا خونشون داد ب ننش اومد ننشم ب من میگفت خودتو بکشی هم من فردا اینو میخام ختنه کنم از این بازی ها در نیار بچمو یجوری گرفته بود منم گریه کرذم داشتم برمیگشتم بابام نزاشت شوهرم به هیجاش نبود انقد که من سوختمم
بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند