۶ پاسخ

بله .‌ محبت ما ، وظیفه شمرده میشه ، ولی محبت مردها ، تا سال هااا منتش ب سرمون میمونه!!
کافیه یجا بشینی بگی شوهرم فلان کاراشتباهو کرده ، در جواب میگن ، برو خداتو شکر که معتاد نیست ، خداتو شکر کن که دست بزن نداره ،خداتو شکر که زن باز نیست ، خداتو شکر کن کار میکنه !!!
عذرخواهی میکنممممم 🙄 اینا وظیفشه . اگر نکنه مریضه! اصلا اگر اینارو انجام میداد که باهاش ازدواج نمیکردم😂😂
حالا انگار من صبح تا شب تو خونه قمه کشی میکنم و منقل سیخ و دودم به راهه 😂
اون نکنه ، مرد خوبیه
من نکنم ، وظیفمه

دقیقا چه حق گفتی

درسته
بهش فکر نکرده بودم

اخ گفتی عین حقیقت👌

همه کارهای ما شده وظیفه. حالا اگه درست انجام بدیم انگار وظیفمون بوده ولی اگه اشتباهی پیش بیاد باید سرزنش بشیم. ولی برای مردها کوچکترین کارها لطف کردنه. جامعه مرد سالار.

به به بسیار حرف بجایی زدی. منم دقت کردم این موضوع رو!! و بله انگار بچه داری فقط وظیفه ی مادره!!

سوال های مرتبط

مامان 🌸مهوا🌸 مامان 🌸مهوا🌸 ۱ سالگی
بعد از دوسال تزریق آمپول های هورمون مجدد اون آزمایش کوفتی رو نوشت و اینبار دیگه همه چیز نرمال شده بود و دیگه نیازی به آمپول نبود و طی این دو سال سپهر از نظر قدی خیلی بهتر شده بود 🤗
ولی با بزرگتر شدنش هر بار یه رفتار و حرکت جدید به کلکسیون مشکلاتش اضافه میشد🥺 مثلا تند تند راه می‌رفت و دستاش رو از مچ تکون میداد یا وقتی یه جا می‌نشست شروع می‌کرد به تکون دادن سرش یا موهاشو میکشید به در و دیوار 🤦‍♀️و اینطوری بگم که این مشکل رو درست میکردیم سر و کله یه مشکل جدید پیدا می‌شد و هر بار میگفتم خدا رو شکر دیگه تموم شد با یه چالش جدید رو به رو میشدیم... هفت ساله شده بود و دیگه کم و بیش میتونست جمله بگه ولی خب خیلی نامفهوم حرف می‌زد و از لحاظ حرکتی هم نمیتونست از پله بالا و پایین بره و باید بغلش میکردیم 🥺 همه میگفتن سپهر رو ببر مدرسه ثبت نام کن و این حرفا اما خب من میدونستم که مدرسه عادی قبولش نمیکنن ولی باز هم با این وجود دوست نداشتم باور کنم که پسرم کم توان و جز بچه های خاصه با این حال بردمش مدرسه برای ثبت نام، قبل از اینکه بریم پیش مدیر دیدم یکی از مادرها داره گریه میکنه و فهمیدم که بخاطر اینکه بچه ش نمیتونه از پله بالا و پایین بره ثبت نامش نکرده بودن و گفته بودن باید ببریش مدرسه استثنایی اون خانوم هم گریه میکرد که مگه بچه من چشه که روش ایراد میزارید و شما از نظر هوشی به بچه من نگاه کنید که هیچی از بقیه کم نداره🥺
منم با دیدن این صحنه دمم رو گذاشتم رو کولم و برگشتم خونه برای همسرم قضیه رو تعریف کردم اونم گفت من حاضرم بیسواد بمونه ولی استثنایی نمیزارمش🤦‍♀️
مامان علی 💙👶🏻 مامان علی 💙👶🏻 ۱۳ ماهگی
پسرم جدیداً ساعت خوابش با ساعت جهانی هماهنگ شده، فقط با ساعت من مشکل شخصی داره! 😂
شب‌ها زود می‌خوابه، منم با ذوق میگم: «آخیش، الان دیگه منم می‌خوابم…»
ولی همین که ایشون خوابش می‌بره، خواب از چشمای من قهر می‌کنه! 🥲
بعد صبح آقا تا ۱۱، ۱۲ ظهر می‌خوابه و من از اون طرف فقط آرزو دارم یه بار صبح زود، با خیال راحت برم دستشویی؛ نه با استرس، نه با گوش تیز کرده که ببینم الان صدای پاهاش میاد یا نه! 😂
صبحونه خوردن هم که دیگه لوکس محسوب میشه؛
چای رو سرپا می‌زنیم، نون رو نصفه‌نیمه می‌جویم و در حال دویدن دنبال بچه، به زندگی لبخند می‌زنیم! 🙂
غذا؟
غذایی که با عشق درست کردم: ❌
غذایی که با دست خودم می‌خوام بدم: ❌
یه خرده نون که سه ساعت پیش افتاده زیر مبل: ✅
یه پرز نامعلوم روی زمین: با افتخار، دو دستی! 🤦🏻‍♀️😂
آب هم که اصلاً…
برای یه جرعه آب باید انگار عملیات نجات گروگان انجام بدیم! 😭
خلاصه این فسقلی‌ها یه روز می‌خورن، یه روز نمی‌خورن؛
یه روز می‌خوابن، یه روز خواب رو از ما می‌گیرن؛
یه روز آب می‌خورن، یه روز با آب قهرن…
فقط موندم ما مادرها دقیقاً کی قراره بفهمیم برنامه‌شون چیه؟! 😂

فرزندپروری
تنظیم خواب
غذای کمکی
آب
مادرانه
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۶ ماهگی
پارت دوم
این‌ها رو نمی‌گم که بگم از بقیه سخت‌تر زندگی کردم یا انتظار تحسین داشته باشم. فقط می‌خوام بگم چیزی که از بیرون دیده می‌شه، همیشه تمام واقعیت نیست.
من به جای اینکه زمان زیادی برای استراحت داشته باشم، سعی می‌کنم از تک‌تک ساعت‌های روزم استفاده کنم. صبح‌ها آن‌قدر زود به باشگاه می‌رم که یک روز مدیر باشگاه با شوخی گفت: «کلید باشگاه رو بهت بدیم که نیم ساعت زودتر بیای؟»
وقتی سر کار هستم، همسرم از دخترمون مراقبت می‌کنه؛ نه به این معنا که من کمک ویژه‌ای دارم، بلکه چون ما یک تیم هستیم. من هم کار می‌کنم و درآمدم وارد زندگی مشترکمون می‌شه. این یک همکاری دوطرفه برای بهتر شدن کیفیت زندگی خانواده‌مونه.
حتی آخر هفته‌ها هم وقتی کنار خانواده همسرم هستم، معمولاً وقتم صرف استراحت نمی‌شه. از همون فرصت استفاده می‌کنم تا خرید هفتگی، شستن، خرد کردن و بسته‌بندی میوه و سبزیجات و آماده‌سازی غذاهای هفته رو انجام بدم. اگر گاهی رز کنار عمه‌ش بازی می‌کنه، من در حال انجام کارهای هفته‌ام، نه استراحت.
می‌دونم شرایط همه ما یکی نیست. بعضی مادرها فرزندهای بیشتری دارن، بعضی همسر همراه ندارن، بعضی از نظر جسمی یا روحی در شرایط سخت‌تری هستن. قرار نیست زندگی هیچ‌کدوممون با دیگری مقایسه بشه.
فقط ازتون یه خواهش دارم؛ اگر دیدید مادری به بخشی از اهدافش می‌رسه، قبل از اینکه بگید «حتماً کمک داره» یا «داره اغراق می‌کنه»، یادتون باشه شما فقط چند دقیقه از زندگی اون آدم رو می‌بینید، نه ساعت‌ها تلاش، برنامه‌ریزی و خستگی پشت صحنه رو
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر
مامان آنیل مامان آنیل ۱۶ ماهگی
سلام به همه مامان‌های مهربون، وقتتون بخیر و خسته نباشید. 👋

مامان‌هایی که مثل من درگیر بدغذایی یا کم‌اشتهاییِ کوچولوهاشون هستند، می‌دونن که چقدر این موضوع باعث نگرانی و احساس گناه ما مادرها میشه. انگار همیشه دلمون می‌خواد یه راهی برای بهتر غذا خوردن‌شون پیدا کنیم. 💖

من اخیراً برای دخترم «دسر کاسترد» رو درست کردم که خیلی ازش استقبال کرد. این دسر برای میان‌وعده عالیه و به وزن‌گیری کودک هم کمک می‌کنه. 😋

⚠️ یک نکته مهم: چون این دسر با شیر گاو تهیه میشه، عزیزانی که کوچولوهاشون به پروتئین گاوی حساسیت دارند، لطفاً در مصرفش احتیاط کنند.

دستور تهیه خیلی ساده است:

۲ لیوان شیر: (از قبل بجوشونید و اجازه بدید سرد بشه)

۲ قاشق پودر کاسترد

۱ قاشق شکر: (اختیاریه؛ بسته به ذائقه خودتون و کودکتون می‌تونید حذفش کنید)

کمی وانیل: (برای عطر و طعم بهتر)

روش کار:
همه مواد رو با قاشق کاملاً مخلوط کنید. سپس روی شعله ملایم قرار بدید و مداوم هم بزنید تا به غلظت دلخواه برسه. در نهایت، دسر رو در ظرف مناسب بریزید و حدود ۲ ساعت داخل یخچال بذارید تا خودش رو بگیره و ببنده.

نوش جان کوچولوهاتون😍
مامان پناه💖 مامان پناه💖 ۱۴ ماهگی
امروز تو یک‌ساله شدی و من هنوز باورم نمی‌شه چقدر زود گذشت… 🥹❤️
انگار همین دیروز بود که برای اولین بار بغلت کردم و با خودم گفتم: «یعنی من واقعاً مامان شدم؟»
از اون روز به بعد، همه‌چیز برای من شد تو…

این یک سال با تو فقط بزرگ شدنت نبود؛
منم با تو بزرگ شدم…
با اولین خنده‌هات خندیدم، با گریه‌هات دلم لرزید، با تب کردنت هزار بار مردم و زنده شدم، با هر قدم کوچیکت ذوق کردم و هر شب که خوابت برد، چند دقیقه فقط نگاهت کردم و خدا رو برای داشتنت شکر کردم. 🥹

گاهی دلم برای اون نوزاد کوچولویی که توی بغلم جا می‌شد تنگ می‌شه…
برای دستای کوچیکت، برای بوی تنت، برای روزایی که تمام دنیات آغوش من بود.
ولی از طرفی، دیدن بزرگ شدنت قشنگ‌ترین حس دنیاست. ❤️

پناهِ مامان…
شاید وقتی بزرگ شدی اینا رو بخونی و نفهمی مامانت چقدر برای بزرگ شدنت گریه کرده و ذوق کرده…
اما بدون از همون لحظه‌ای که اومدی توی زندگیم، یه تیکه از قلبم برای همیشه مال تو شد.
تولدت مبارک قشنگ‌ترین دلیلِ مادر شدنم…
یک ساله شدنت مبارک، تمامِ دنیای من. 🥹❤️❤️