۴ پاسخ

هرکسی میاد نبره بیرون چون براش عادت شده ماشین یکم از خونه شنا دورتر پارک کنن بگن ماشین نداریم دیگه

منم پسرم عشق موتور و ماشینه من باهاش با اتوبوس میرفتم بیرون از سر خط تا ته خط کیف میکرد کیفا

ما مجبور شدیم به خاطره بدهی ماشینمون رو بفروشیم دختر هنوز دوسالش نشده بود سوار هر ماشینی میشدیم گریه گریه که آن آن بابام آن آن بابام اشک منو درمیاورد بچه هلاک میشد از گریه انقدر اذیت شدیم بالام پول داد ما ماشین خریدیم گفت بچه دور از جون دق میکنه

روزی یه بار یه مسیری رو آژانس بگیر
برو بیا هرروز براش عادی بشه

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
سلام مامانا من چالشام با هامین هروز داره بیشتر میشه و گاهی میمونم که حرکت درست چیه.
امروز رفته بودیم خانه بازی داشتن همه بازی میکردن یه پسر بچه ۴ساله داشت با دوتا ماشین بازی میکرد با هیچکسم کاری نداشت.
هامین گیر داد که من اون ماشین میخوام گفتم مامان اون پسر داره بازی میکنه نمیتونی بزور بگیری هیچی دیگه گذشت یهو وسط بازی اون بچه هامین رفت یکی از ماشینارو برداشت با دوتا ماشین دیگه گفت مال منه نمیدم.واقعیتش من دیدم خب نباید اینکارو میکرد ماشین ازش گرفتم گفتم کارت خوب نیست به پسره گفتم بیا عزیزم ماشینو بگیر بازی تموم شد بده بما.هیچی دیگه اون بچه اومد بگیره هامین رفت محکم هولش داد طفلک خورد زمین مامانشم بود من خودم ماشین دادم بهش گفتم عزیزم ببخشید پسر من هنوز کوچولوئه نازش کردم و تمام.از مامانشم عذ خواهی واقعا خانم بود.
از اون لحظه تا وقتی بیایم بیرون منو زد وسیله پرت کرد باونه گرفت داد زد گریه کردو.......
همسرم میگه تو باید ماشین میزاشتی زمین خود اون بچه بیاد برداره هامین فکر کرده تو داری بخاطر اون نادیده میگیریش برای همین عصبی شده.
حالا خدایی من باید چکار کنم تو این لحظه ها؟
مشاوره میگه تا مسئله خیلی جدی نشده ورود نکن ولی خب نمیتونم چون هامین با این اوضاع به همه میخواد زور بگه