۱۳ پاسخ

عزیزم من مامانم پیشم نیست یه شهر دیگه است است ولی خانواده همسرم و فامیلای خودم و همسرم و کلی دوست و آشنا شیراز دارم ولی در اصل انگار هیچکسی ندارم، بعد از بچه دار شدن ناراحت میشدم بابت بی مهری بقیه ولی بخودم گفتم فکر کن هیچکس رو تو این شهر نمیشناسی رفتم کلاسایی که دوست داشتم اگه هزینه اش برات مشکلی نیست برو کلاسای مادر و فرزند هم بچه ات با بچه اا بازی میکنه هم خودت دوست پیدا میکنی و سرگرم میشی

سلام عزیزم، گاهی آدم فکر میکنه اگه دور و برش شلوغ بود براش بهتره اما شاید اگه توی شهر خودت هم بودی حالت همینجور بود، بنظرم این روزا حرف از غربت زدن یه کم بی انصافیه، غربت برای زمانی بود که این همه وسایل ارتباطی نبود این همه سرگرمی نبود، الان شما راحت میتونی هرموقع خواستی با هر کدوم از عزیزانت هرجای دنیا تماس تصویری داشته باشی، البته که این جای حضور فیزیکی و کمک اونارو نمیگیره اما بازم خوبه
با تاکید و اصرار روی اینکه غریبم و... حال خودتو بدتر میکنی. بازم میگم همه ما دوست داریم کنار مامانامون باشیم و حمایت های اونارو داشته باشیم، ولی وقتی انتخاب کردی بیای شهر دیگه زندگی کنی به جنبه های مثبت دیگش فکر کن تا حال خودتو بد نکنی

من بچه ام کوچیکه فعلا خودم کلاس میرم کلاسام تموم بشه میبرمش، آره کندو رو من شنیدم خیلی کلاس برگزار میکنه این اسکرین از استوری پیجشون هست برو پیجشونو ببین کلاسای زیادی دارن

تصویر

حتما برو دکتر واسه افسرگیت دارو بگیر

عزیزم منم تو مرودشت هزار تا رو دارم ولی تو دوران بارداریم که انگار تو یه شهر دور بودم با وجود بدحالی هیچ کس رو نداشتم که بگه حداقل امروز رو بیا خونه ما برا شام یا ناهار یا حداقل یه بشقاب غذا بیاره بگه امروز رو بخور.با حال بد فقط یه پلو زور زوری میپختم همسرم میرفت خورشتی جوجه ای میخرید میومد میخوردم.جاریم چهار پنج تا کوچه باهامون فاصله داشت خدا نکنه یبار یه غذایی بپزه

خوشحال میشم باهم اشنا بشیم منم شیرازم دخترام هم همسن گل پسرت هستن

عزیزممم چقد حرف دل منو زدی منم غریبم😢۴ساله اومدیم شیراز . یه پسر یکساله دارم . منم افسردگی بعد زایمان گرفتم . من همدانی ام . اگ دوست داشته باشی باهم دوست بشیم .

منم کسی ندارم غریبم نه کمکی دارم نه آشنا چند سال افسردگی دارم الان تو بارداری بدتر شدم یه هفتس بخاطر طول کم سرویکس بیرون نرفتم بدتر شدم

غریبی واقعا سخته. منم غریبم توی شیراز🥲

حیف شد منم شرایط مثل توعه ولی فیروز ابادم 😢

از کجا اومدی؟

کجای شیرازی

خوده شیرازی یا شهرستان هاش؟

سوال های مرتبط

مامان پارسا مامان پارسا ۹ ماهگی
داستان زایمان پارت ۱
من و همسرم تو یه شهر کوچیک زندگی میکنیم که اینجا فقط یه بیمارستان دولتی داره
۶ سال از ازدواج مون می‌گذشت که تصمیم گرفتیم بچه دار بشیم سن مون هم دیگه کم نبود من ۳۰ سالم بود و همسرم ۳۵
با سومین اقدام پریود من عقب افتاد وقتی بی بی چک زدم با اینکه دو روز از موعدم میگذشت سریع دوتا خط پررنگ افتاد باورم نمیشد خنده و گریه قاطی شده بود دو روز بعد رفتم آزمایش و بتا خیلی بالا بود میگفتن ممکنه دو قلو باشه یا خدایی نکرده مشکلی باشه خلاصه اولین سونو رو ۶ هفته رفتم اما فقط ساک و کیسه زرده بود و گفتن جنین نیس دو هفته بعد بیا دفعه دوم که رفتم هم جنین تشکیل شده بود هم قلبش میزد اما من حالم خوب نبود احساس میکردم حس خاصی به بچم ندارم و این منو میترسوند حالت تهوع شدیدم داشتم و همش گریه میکردم اما یه مدت که گذشت حالت تهوع تموم شد و حال روحیمم خیلی بهتر شد و دوران خوش حاملگی واسه من شروع شد وقتی تکون هاشو حس میکردم قند تو دلم آب میشد.....