حالا شما اینجوری هستید با شوهراتون دعواتون میشه میگید خونه ننه بابامون سگ شرف داشت ب ازدواج میخواین اون لحظه اصلا اون مرد وجود نداشته باشه
نه من دلم برای اینکه برگردم اونجا تنگ نمیشه نمیگم خیلی جهنم بوده ولی برام سخت گذشته🙃
دعوا هم بکنم خونه خودمو ترجیح میدم
من خونه شوهرم هررررچقدم بهم سخت گذشته حتی شده شبا تا صبح گریه کردم اماهیچوقت دلم برای خراب شده بابام تنگ نشد
عزیزم من با این که هفت ساله عروسی کردم وبچه دومم رو باردارم از اول زندگیمم رفتم شهر غریب ومثل شما سریعم باردار شدم خیلی دلمم تنگ میشه برا مامان وبابام به قول مادر شوهرم میگه هنوز دلت اونجاست مامان وبابام میان خونمونمون اینقدر بهشون میچسبم که شوهرم میگه خجالت بکش ولی خونه بابا ومامان یه چیز دیگه است من که هنوز خونه مادر شوهرم راحت نیستم وخواهم بود دعواهامونم سر این که همش شوهرم میگفت زود بچه دار شیم اصلاا نفهمیدم وخوشی نکردم 😐
منم دقیقا تو همین اوضاعم تازه عروس و باردار🤣تازه همش فک میکنم که نونم کم بود آبم کم بود ازدواج کردنم چی بود،بعد که حالم خوب میشه میگم خدایا ببخشیدا هورمونای بارداریم بود اون حرفارو زد🤣🤣
من همیشه
نه والا خونه بابام وضعیت بدتره اینجا بیشتر خوش میگذره😂😂😂
😂😂همه اولش همینن عادت میکنی من هرشب گریه میکردم بی دلیل دل تنگ زندگی قبلیم یعنی همون خونه بابا مامانم بودم
اوایلش اینجوری،ماک دیشب اینقدر بد دعواکردیم شوهرم قهر کرده تازه جاشو هم برده اتاق
منم مثل شما امسال عروسیم بود و باردارم آره منم همینم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.