۹ پاسخ

یه حس خیلی نابه.همه وجودت میشه اون بچه.
مخصوصا وقتی بغلش میگیری و بهش شیر میدید
به قد و بالاش نگاه می‌کنی به دست و پاهایش
اصلا یه چیز وصف ناپذیر هست

آره من اوایل حسی نداشتم بهش همش پیش خودم میگفتم خب که چی یکمی افسردگی گرفته بودم ولی بعد چنوقت دیگ عاشقش شدم هرروزم این حس بیشتر میشه

من قبل حامله شدن فک میکردم ازش متنفر میشم چون بخاطرش درد کشیدم و اضافه وزن اوردم ولی الان نیومده همه ی دنیام شده هروقت میبینم اضافه کردم به یه ورمم نیس فقط میگم بچم سالم باشه یه ساعت تکون نخوره کل وجودم میشه نگرانی حاضرم همه چیو تحمل کنم تا اخرش بتونم بغلش کنم

عزیزم من یکم افسردگی گرفته بودم نسبت به بچه اولم حسم قوی نبود
ولی رفته رفته بهترشد

بعضی وقتا برای یه عده ای که دچار افسردگی هستن هضم اون کوچولو و‌ وجودش سخت میشه و تا قبول کنن زمان میبره. اما خب با گذشت زمان درست میشه و مهر بچه به دلشون میافته.

همین که به دنیا میاد میزارنش رو صورتت انگار قلبت داره بیرون تنت میزنه
البته کاملا طبیعیه روزای اول به خاطر دردایی که کشیدی حسی نداشته باشی بهش و اصلا عذاب وجدان نداشته باش عشقت بهش ذره ذره زیاد میشه

منم موقعی که بچه اولم رو باردار بودم به این چیزا خیلی فکر کردم ولی لحظه ای که به دنیا اومد و گذاشتنش رو قفسه سینه ام تازه فهمیدم امکان نداره مادر بچش رو دوست نداشته باشه انگار قلباتون همون لحظه بهم پیوند میخوره. شما هم حتما این حس شیرین رو تجربه میکنی عزیزم

اگر افسردگی پیدا کنید ممکنه حسی نداشته باشید وگرنه نه این حالت طبیعی نیست،اطرافیان من یه نفر افسردگی گرفته بود تا یه مدت خواهرش بچه رو نگه داشت

اره میشه، افسردگی بعد از زایمان اگر بگیری دوسش نداری

سوال های مرتبط