کانال ماما دیدم که ماما بهش میگفت این دفعه حتی بخیه و برش هم نخوردی اره میگفت اره و آنقدر زایمانش راخت بود که تو گروه نوشته بود کاش ما میزاییدیم یکی دیگه بزرگ میکرد حالا برعکس حرف من که میگم کاش یکی دیگه میزایید ما بزرگ میکردیم
ادامه کامنت
زایمان اول منم خیلی عذاب کشیدم اول که هی میرفتم معاینه مبگفتن هنوز دهانه رحم باز نشده جا داری تا ۴۱ هفته م پر شد بازم نمیخواستن بستری کنن با اصرار خودم قبول کردن ، آمپول فشار زدن ۱۵ ساعت درد کشیدم ولی دهانه رحمم بیشتر از ۴ سانت باز نشد که یهو ضربان قلب دخترم افت کرد و اورژانسی بردن اتاق عمل اونجا هم که منو سلاخی کردن هنوز بی حس نشده بودم که شکممو بریدن ینی تا مغز استخونم سوخت جیغ کشیدم داشتم میمردم چه زجری کشیدم که یه آمپول بهم زدن درجا بیهوش شدم وقتی هم بهوش اومدم شکممو فشار میدادن و من مثل چی میلرزیدم دندونام جوری به هم میخورد میگفتم الانه که بشکنه ، چقدرم ازم خون رفت ، بچمم انقد تو آب مونده بود تمام دست و پاهاش چروک بود و جون نداشت گریه کنه خلاصه که دستی دستی من و بچمو داشتن به کشتن میدادن ، اولین زایمانم خاطره بدی بود سر دومی هم خیلی وحشت داشتم تو اتاق عمل همش التماس میکردم بیهوشم کنن دکتر بیهوشیم یه پیرمرده بود تا لحظه اخری که ملکا رو بیارن بغلم کنارم موند که نترسم خدا خیرش بده
منم این تعریفا رو کم و بیش شنیده بودم. آدم مکه تو عمرش چند بار میخواد زایمان کنه؟ همون چند بارو بره بیمارستان خوب جونشو به خطر نندازه.
سختیه زایمان من فقط اونجایی بود ک قل دختر سرزایمان مرد و من با دستای بسته به تخت اتاق عمل سرمو میکوبیدم به تخت و عر میزدم پسرم زود در اوردن گذاشتن رو صورتم ولی انقدر بد عر میزدم چشام پر اشک بود پسرمو نتونستم ببینم نفس پسرم رفت بردن احیا کردن اوتجایی ک پشت در اتاق عمل اوردن منو بیرون شوهرم تا منو دید زد تو سرش هنوز ک هنوزه دلم پیشه دخترمه 😭
منم خیلیییییی زایمانم سخت بود. دقیقا مثل شما مینالیدم زیاد یا میگفتم چی میشد یه دلیل بیاره ک سز کنن و این حرفا
ولی منم پسرم چون سرش بزرگ بود سرش داخل واژن گیر کرده بود و کامل پاره کردن ک تونستن بچه رو نجات بدن و دقیق یادمه وسط اون همه درد پسرم بدون نفس اومد و یهو نفس بالا اومد زدن پشتش و رفت زیر اکسیژن
بماند ک تا یه ماه تمام نتونستم بشینم و از درد پا ب خاطر پوزیشن زایمان چقدر زار زدم
یه بار با خودم گفتم چرا ب جای این همه اما و اگر و ناله نمیگم خدایاشکرت ک پسرم سالم و سلامت بهم دادی
حالا 20 تا بخیه بیشتر از عادی چند ساعت بیشتر درد کشیدن میارزه ب داشتن بچه سالم و سلامت
زایمانت چجوری بود
عزیزم زایمان طبیعی بخدا یه کابوسی بیش نیست و واقعا راسته بعصیا خوش زا هستن بعضیام ن.. من از زن داداشم شنیدم که میگفت اصلا نفهمیدم چطور بچه اومد انگار از آستینم دراومد ولی من خودم تجربه طبیعی و سزارین هردو دارم ولی امان از طبیعی ک چقد سخت زاییدم بخدا مرگ رو چشیدم خیلی خیلی وحشتناکه مطمعنم عذاب قبر که میگن راحتتر از اینه.. ولی سز بخدا شرف داره خیلی خوبه خیلی خیلی خوبه بعدش درد داری ولی با دارو کنترل میشه خوبه همچی وای وای عزیزم من میدونم چی میگی
منم زایمانم مثل کابوس بود برام .الانم متنفرم از زایمان و واقعا اینقدر اذیت شدم حتی از بچه دار شدن هم متنفرم
مگه زایمانت چطور بود؟
الان دیگه به این فکر کن ک اون همه سختی تموم شد و الان فرشته کوچولوت تو بغلته
وایییی چقدر باید سنگ دل باشن اخه 🥺🥺🥺
زایمانت چطور بوده مگه؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.