مامانا من دخترم خیلی حساسه ، اکر دستبه دستبشه زود بالا میاره، گریه میکنه، نا اروم میشه، جیغ میکشه
دختر عموهام خیلی دخترمو دوست دارن ‌حتی مثلا شده راه نیم ساعته رو میان تا فقط دخترموببینن و برن
وقتی میان خونه مامانم خیلی دخترمو بغل میکنن باهاش بازی میکنن و در کل خیلی دوسش دارن
دختر منم بغل اونا همش بالا میاره و گریه میکنه و اکرم خوتبش بیاد نمیخوابه اصلا
منم روم نمیشه بهشون بگم اینکارو نکنین یا بغلش نکنید یا در حالت بازی تکونش ندید برای همین دخترم همش اذیت میشه وقتی اینا میان....
تو دلم میگم پاشوبچه تو بگیردمثلا مادری، بچه داره اذیت میشه بلند شو...
یه چند باری هم از دستشون میگیرم به بهونه پوشک و شیر دادن... ولی باز بچه رو میگیرن
این موضوع خیلی داره آذارم میده احساس میکنم این کار تجاوز به احساسات کودکه، بچه که نمیتونه حرف بزنه بگه حالم پیش فلانی خوب نیست ولی من که مادرشم اینو میفهمم و نمیتونم کاری کنم....
چیکار باید بکنم؟🥲

۸ پاسخ

بگو بردم دکتر برا بالا اوردنش و اینا گفته بچه رو خیلی بغل نکنید تکونش ندید
بزارید دراز کش باشه باهاش بازی کنید
عزیزم روو شدن نداره قربونت برم همه باید درک کنن مادرارو

هروقت دیدی خیلی بالا پایینش میکنن محترمانه و کانلا صنیمی بالبخند ولی قاطعانه بگو که ماام اینجور میکنین بابامیاره بردیم دکتر توصیه کرده به هیچ وجه دست ب دست نکنیم و ....

چند باری خاستن بیان بگو خونه نیستم
چند باری بگو دارم میرم جایی
چند باری هم بگو برقامون میره اون ساعتی که میخاید بیاید
چند بار اینجوری بپیچون باز بچه یه کم آرامش داشته باشه

درکت نمیکنم چطوری روت نمیشه؟
بالا میاره و گریه میکنه بعد هیچی نمیگی؟
کاری نداره ک
تا گریه کرد برو از دستشون بگیر تا بالا آورد بگو انقدر تکونش دادید بالا آورد تکون ندید
چیز بدی ک نمیخوای بگی

خونه مامانت که میری بسپر بهشون که نگن شما اونجایی.چند باری اینجوری بپیچون به نظرم .سری های بعد هم که دیدیشون بهشون بگو که بچه تو بغل اذیت میشه می‌خواید بازی کنید باهاش رو زمین بازی کنید بغل نگیرید تا کلافه نشه

دختر منم همینطور بود
خیلی رک به مادرشوهرم گفتم ۲۰ دقیقه بعد از غذا و شیر اصلا تکونش ندید
خیلی راحت گفتم
با اینکه رومنمیشه
اصلا نمیتونم ببینم دخترم اذیته

بگو دکترش گفته

من میگم اما محترمانه
بگو دکترش گغته بخاطر رفلاکس زیاد تکون نخوره

سوال های مرتبط

مامان دیاکو مامان دیاکو ۵ ماهگی
مامانا یه سوال نمیدونم من خیلی حساسم یا شمام اینجوری هستین؟
من از وقتی بچه دار شدم اصلا دوست ندارم برم سمت خانواده شوهرم چون مثلا بچه بغلمه یهو میان‌میگیرینش گریش در میاد بعد گریه میکنه بزور باید بگیرم ازشون میگن بذار بغل ما باشه عادت کنه😐😐ساعت خوابش باشه نمیذارن بخوابه
من جون میدم میخوابونمش بیدارش میکنن میگن بازی کنه باهامون
یا مادرشوهرم اینو میخواد بزور راه ببره میگم بابا لگنش آسیب میبینه حالیش نیست
بچه دوست داره رو زمین غلت بزنه مادرشوهرم نمیذاره میگه شکم درد میشه به پشتم نمیذاره بخوابه میگه کمر درد میشه فقط بچه رو بغل میکنه اینم بدش میاد گریه میکنه یا بچه خواهرشوهرم کوچیکه میده دست اون اونم هی راه میبره میگم بشینه بغلش کنه میگه نه بلده یا همش میخوان یه چی بدن بچه بخوره و خیلی چیزای دیگه که میرم تو جمعشون اشکم میخواد دربیاد
حالا همیشه سمت فامیلای خودم میرم اونا بی اجازه اصلا بچه رو بغل نمیکنن گریه کنه میدنش به خودم نمیگن بهش غذا بده و... کلا شرایطمو درک میکنن
نمیدونم چرا این قوم شوهر اینجورین
مامانم میگه وابده بچه رو دوست دارن بخاطر اونه حساس نشو برای خودت نذار ولی مگه میشه ؟؟
خونواده منم بچمو دوست دارن ولی چرا اونا رعایت میکنن اینا نه😬😬😬
مامان مهدی مامان مهدی ۲ سالگی
خانما خیلی دلم گرفته الهی بمیرم برای پسربزرگم فقط چهارسالشه از وقتی داداشش اومده خیلی اذییت میشه یعنی مارو خیلی اذییت میکنه وخودشم خیلی غصه میخوره تختشو از خودم جدا کردم البته تو یه اتاقیم شبا برای خوابیدنش خیلی اذییت میکنه نمیره سرجاش و کلا حرف میزنه خیلی منم میخام اون یکی پسرمو بخوابونم وشوهرمم حوصلشو نداره که براش وقت بذاره.
تو خونه سه تاییم باهم از صبح شوهرم نیست تاشب.
وکلا خیلی بهونه گیری میکنه بداخلاق ودروغگو شده مدام کاری که بهش میگم نکن رو انجام میده و بعددروغ میگه که من نکردم وقتی هم که میگم چرا اینکارارو میکنی میزنه زیر گریه کلا همش گریه میکنه وغصه میخوره خیلی شیطون وبازیگوشه
نمیدونم چیکار کنم که از این فضا که همش گریه میکنه دربیاد باهاش بازی میکنم بعضی وقتا بازیو درست نمیتونه انجام بده یا میبازه گریه میکنه فقط .باهمبازی هاش هم همش باگریه و جیغ وداد کارشو پیش میبره برای همین هیچکس باهاش بازی نمیکنه همش غصه میخوره بچم