من اوایل بارداریم. شغلم رو رها کردم توی بخش هماتولوژی بیمارستان کار میکردم، اما تا اخر بارداریم میرفتم دانشگاه به سختی، با زایمانم. یک ترم نرفتم ،از ترم بعدش میرم دو روز دانشگاه برای کارای پروپزالم،و اعتقادم اینه که به قول کوثر یاوری روانشناس اگر خود مادر با چیزی کنار مادری کردنش خوشحاله باید انجام بده اگر نه باید بگه من تا فلان موقع به این جندتا دلیل نمیتونم کاری بکنم غیر از مادری کردن پس پروندشو توی ذهنم میبندم و بچمو مقصر. شرایطم نمیبینم
من قبل بارداری کار میکردم بعد زایمان فقط سه هفته بیکار بودم
من آموزش آنلاین دارم آموزش طراحی از وقتی باردار شدم دیگه فعالیتم تو اینستا رو درست حسابی ادامه ندارم الان باز شروع کردم ولی خب زمان میبره تا پیجم درست شه البته که مثل قبل نمیتونم زمان بزارم ولی استقلال مالیو دوست دارم میخوام باز کارم راه بیوفته
من شاغل بودم تنها چیزی که آرامش میداد بهم بعد نماز شغلم بود ولی دیگه نمیشه بری
بنظر من فعلا شروع دوباره کار سخته با بچه کوچیک بخصوص که میگن همین که فکرشم اومده سراغتون باعث شده خواب اینا تعطیل شه
یکم فرصت بدین به خودتون پسرتون بزرگتر شه دوره اضطراب جداییش اینا بگذره بعد با خیال راحتتر به کارتون ادامه میدین
بیخیال شو . زنان کشش کار رو ندارن. انجام میدنا اما باعث از بین رفتن خود آدم میشه. کاز کن بچه داری کن خانه داری کن .
مردا کار بیرون میکنن برا کمک خونه داری و بچه داری کم بیارن میگن به من چه اما مادر نمیتونه از خودش میزنه .
من خودم شاغل نبودم اما قبل بچه داری خیلی فعالیت های مختلف داشتم
بعد بچه نمیتونستم فعالیتامو داشته باشم بهم میریختم . دیگه از یه جا به بعد قیدشو زدم گفتم حالا که شرایط اینه با این شرایط وقف میشم. دیگه فقط وقتمو گذاشتم برا خونه زندگی و بچه و تفریحم
من فعلا زایمان نکردم ولی حس میکنم نرم سر کار از خود واقعیم دور شدم، استقلالم رو از دست دادم،و این حالمو بد میکنه
شاید بعد نظرم عوض شه
نمیدونم
هر کسی باید نگا کنه به خودش و تیپ شخصیتیش به نظرم
من از ۱۸سالگی دارم کارمیکنم
طلا فروشی و لوازم خانگی انلاین دارم بعد از زایمان شروع کردم ولی در کل واسطه خرید فروش موام
من شاغلم و واقعا از الان عزا گرفتم برا مهر ماه و مدرسه با اینکه بچم شیر خشکی ولی گفتم با خودم ببرمش تنها شانسی که دارم این مدیرم و تدریس ندارم برا همین میتونم با خودم ببرمش ولی باز سخته و بین سرکار رفتن و خونه موندن درگیرم
این چندماه که خونه بودم افسردگی گرفتم کامل😞چون از ۱۶ سالگی کار میکردم اصلا تو خونه نمینشستم ولی ۷ ماه بارداری +۷ ماه بچه داری قشنگ ۱۴ ماه خونه نشینم حتی رنگ بازار به چشم ندیدم
من معلمم
ولی ترجیح میدم نرم سرکار
منم آموزشگاه موسیقی و نقاشی دارم هر روز عصرا میرم ولی خیلی سختمه میخوام هفتهای سه روز کنم بچم اذیت میکنه مامانمو
بچه داری و خونه داری اینقدر انرژی از زن میگیره ک توان بیرون کار کردن نمیمونه
من کارمندم و الان دو ماهه برگشتم سرکار.ولی چون پسرم خیلی وابسته است و گریه میکنه و شیشه نمیگیره و مجبورم خودم شیر بدم همش استرس دارم.خیلی حس بدیه خیلی.بین کارمو پسرم موندم
شغلتون قبل بارداری چی بود عزیزم❤
منم این چند وقت خیلی ذهنم درگیره مهر داره نزدیک میشه و استرسم بیشتر برای دانشگاه
اون موقع رستا۹ماهش میشه و شیر مادر میخوره
دانشگاهمم یه شهر دیگه بخوام حساب کنم صبح ساعت۵ باید برم تا بیام غروب ۸به بعد میشه
از طرفیم نمیتونم ب کسی اعتماد بکنم رستا بزارم پیشش شوهرمم شاغله تا بعدظهر سرکاره
بنظرت انصراف بدم؟
چه کاری انجام میدادین مگه ؟
من بودم بازم انجام میدادم پولامو پس انداز میکردم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.