۱۸ پاسخ

من اوایل بارداریم. شغلم رو رها کردم توی بخش هماتولوژی بیمارستان کار میکردم، اما تا اخر بارداریم میرفتم دانشگاه به سختی، با زایمانم. یک ترم نرفتم ،از ترم بعدش میرم دو روز دانشگاه برای کارای پروپزالم،و اعتقادم اینه که به قول کوثر یاوری روانشناس اگر خود مادر با چیزی کنار مادری کردنش خوشحاله باید انجام بده اگر نه باید بگه من تا فلان موقع به این جندتا دلیل نمیتونم کاری بکنم غیر از مادری کردن پس پروندشو توی ذهنم میبندم و بچمو مقصر. شرایطم نمیبینم

من قبل بارداری کار میکردم بعد زایمان فقط سه هفته بیکار بودم

من آموزش آنلاین دارم آموزش طراحی از وقتی باردار شدم دیگه فعالیتم تو اینستا رو درست حسابی ادامه ندارم الان باز شروع کردم ولی خب زمان میبره تا پیجم درست شه البته که مثل قبل نمیتونم زمان بزارم ولی استقلال مالیو دوست دارم میخوام باز کارم راه بیوفته

من شاغل بودم تنها چیزی که آرامش میداد بهم بعد نماز شغلم بود ولی دیگه نمیشه بری

بنظر من فعلا شروع دوباره کار سخته با بچه کوچیک بخصوص که میگن همین که فکرشم اومده سراغتون باعث شده خواب اینا تعطیل شه
یکم فرصت بدین به خودتون پسرتون بزرگتر شه دوره اضطراب جداییش اینا بگذره بعد با خیال راحتتر به کارتون ادامه میدین

بیخیال شو . زنان کشش کار رو ندارن. انجام میدنا اما باعث از بین رفتن خود آدم میشه. کاز کن بچه داری کن خانه داری کن .
مردا کار بیرون میکنن برا کمک خونه داری و بچه داری کم بیارن میگن به من چه اما مادر نمیتونه از خودش میزنه .
من خودم شاغل نبودم اما قبل بچه داری خیلی فعالیت های مختلف داشتم
بعد بچه نمیتونستم فعالیتامو داشته باشم بهم میریختم . دیگه از یه جا به بعد قیدشو زدم گفتم ‌ حالا که شرایط اینه با این شرایط وقف میشم. دیگه فقط وقتمو گذاشتم برا خونه زندگی و بچه و تفریحم

من فعلا زایمان نکردم ولی حس میکنم نرم سر کار از خود واقعیم دور شدم، استقلالم رو از دست دادم،و این حالمو بد میکنه
شاید بعد نظرم عوض شه
نمیدونم
هر کسی باید نگا کنه به خودش و تیپ شخصیتیش به نظرم

من از ۱۸سالگی دارم کارمیکنم

طلا فروشی و لوازم خانگی انلاین دارم بعد از زایمان شروع کردم ولی در کل واسطه خرید فروش موام

من شاغلم و واقعا از الان عزا گرفتم برا مهر ماه و مدرسه با اینکه بچم شیر خشکی ولی گفتم با خودم ببرمش تنها شانسی که دارم این مدیرم و تدریس ندارم برا همین میتونم با خودم ببرمش ولی باز سخته و بین سرکار رفتن و خونه موندن درگیرم
این چندماه که خونه بودم افسردگی گرفتم کامل😞چون از ۱۶ سالگی کار میکردم اصلا تو خونه نمینشستم ولی ۷ ماه بارداری +۷ ماه بچه داری قشنگ ۱۴ ماه خونه نشینم حتی رنگ بازار به چشم ندیدم

من معلمم
ولی ترجیح میدم نرم سرکار

منم آموزشگاه موسیقی و نقاشی دارم هر روز عصرا میرم ولی خیلی سختمه می‌خوام هفته‌ای سه روز کنم‌ بچم اذیت می‌کنه مامانمو

بچه داری و خونه داری اینقدر انرژی از زن میگیره ک توان بیرون کار کردن نمیمونه

من کارمندم و الان دو ماهه برگشتم سرکار.ولی چون پسرم خیلی وابسته است و گریه میکنه و شیشه نمیگیره و مجبورم خودم شیر بدم همش استرس دارم.خیلی حس بدیه خیلی.بین کارمو پسرم موندم

شغلتون قبل بارداری چی بود عزیزم❤

منم این چند وقت خیلی ذهنم درگیره مهر داره نزدیک میشه و استرسم بیشتر برای دانشگاه
اون موقع رستا۹ماهش میشه و شیر مادر میخوره
دانشگاهمم یه شهر دیگه بخوام حساب کنم صبح ساعت۵ باید برم تا بیام غروب ۸به بعد میشه
از طرفیم نمیتونم ب کسی اعتماد بکنم رستا بزارم پیشش شوهرمم شاغله تا بعدظهر سرکاره
بنظرت انصراف بدم؟

چه کاری انجام میدادین مگه ؟

من بودم بازم انجام میدادم پولامو پس انداز میکردم

سوال های مرتبط

مامان پارسا 🫀🤱🐣🍼 مامان پارسا 🫀🤱🐣🍼 ۱۰ ماهگی
در ادامه تاپیک قبلی....
همون روز که عمل کردم 🍑 دوروز رفتم خونه مامانم اینا و پسرمو خداییش مامانم و خواهرم نگه داشتن . خب سخت بود دست پام بسته بود . اما دوروز صحبا اصلا نمی‌فهمیدم بچم کی بیدار شده
مامانم برش می‌داشت از کنارم و می‌رفتند تا ظهر سرشو گرم میکردن. وای اینقدر استراحت و خواب چسبید که نگو .....
درد هم داشتم تا روز ۴ ام و اینا ولی خب شیاف میزاشتم . اگه خیلی راه میرفتم یا پسرم لگد میزد تو شکمم دردم می‌گرفت و در حد چند تا قطره خون از بخیه هام میومد . هی باید شسوار و پانسمان و یخ میزاشتم‌. ایناش به کنار . نمیتونی صاف بشینی 🤣🤣
دیگه مجبور شدیم به بابام و پدر شوهرم بگیم ی کیست داشتم در آوردم و بخیه دارم 🤣🤣
شیاف دیکلوفناک که میزاشتم تازه اسهال و دل‌پیچه می‌گرفتم . اصلا برا زایمانم این علایم رو با شیاف نداشتم . سفکسیم هم تا می‌خوردم فشارم میوفتاد و دستام می‌لرزید . خلاصه که امروز روز ششمه و من فقط شبا یکم خارش دارم . سختیش تموم شد ولی خب آسونه آسون نبود سخت سخت هم نبود ‌ . الان راضیم که انجام دادم . آخه تا چندسال صبر میکردم بچم بزرگ شه . بچه که همیشه دردسر داره تو هر دوره ای . باید از اطرافیان کمک گرفت تا بگذره بره .
الان دعا میکنم به شوهرم که منو مجبور کرد . الان نگید خودش می‌خواسته و هول بوده و از این حرفا . من خودم اعتماد به نفس نداشتم و ارزوم بود برم انجام بدم 🤣 الآنم از ظاهر نتیجه خیلی راضیم 😁

بارداری سونوگرافی تب سنج واکسن فرزندپروری پوشک
مامان آراد🤍😍 مامان آراد🤍😍 ۱۲ ماهگی
سلام صبح تون بخیر



من همیشه خداروشکر میکنم واسه آراد قشنگم واسع نعمتی که خدا بهم داده منو لایق مادر شدن کرده
ولی واقعااااا یه چند روزیه میگم برم پیش خدا لپشو ببوسم بهش بگم مرسی که یه پسر دسته گل بهم دادی مرسی که هوام داشتی
مرسی که بارداری پرخطری نداشتم همه چی‌ همون جوری عالیی پیش رفت مرسی که بچممم هیچ مشکلی نداشت
مرسی بابت خوشگل بودن پسرممم 🤭😁مرسی از اینکه منو بنده لایق دونستی یکم تو سختی قرارم دادی میدونم اونم حتما حکمتیه
مرسی که بهو این شانسو دادی که دست تنها تو شهر غریب تونستم از پس بچم بربیام همیشه با خودم میگفتم وای من نمیتونم از مامانم جدا شممم وای بقیه چجوری میرن وای چجوری بچه بزرگ‌ میکنن ولی سرنوشت یع جوری رقم خورد و خدا کاری‌کرد که من به خودم افتخار کنم شاید به نظر شما بگید که خب مگه چیه ؟ دیگ یه بچس بزرگ کردی خیلیا همینن ولی نهههه خواهرر دست تنها بودن از صبح تا شب با یه بچه سخته خیلی وقتا کم میارم ها ولی هیچوقت ناشکری نکردمم و ناشکری نمیکنممم من باید سجده شکر بخاطر سالم بودن .خندیدن . خوابیدن و..... بچم بع جا بیارممم

خدایا شکرتتتتت بخاطر نعمت قشنگت 🥹🥹♥️
مامان 🌿تیانا و آرتین مامان 🌿تیانا و آرتین ۱ سالگی
سلام دخترا خوبین
من از تماس تلفنی بشدت بدم میاد
ینی اگر تایم مکالمه یکم بیشتر بشه فقط حرص میخورم و دوس دارم سریع قطع کنم


از اونجایی که خواهرام خیلی پسرمو دوس دارن
از همون زایمانم تا الان هر روز تماس تصویری میگیرن تا ببیننش.

نتیجه ش شده چی؟

اینکه اراین وابسته گوشی شده و برا گوشی گرفتن گریه میکنه و لج میکیره
۲ روزه کلا دوتا گوشیمو سایلنت میکنم و جلوش دست نمیگیرم که بهونه نگیره
هر کسی هم زنگ زده اعتنایی نکردم .

یکی از خواهرام که کلا منتظر من تو گروه بگم سلام

فورا میپرسه که ارتین خوابه یا بیداره و سریع تصویری زنگ میزنه

امروز دیگه خودم زنگش زدم ،میگه بزار تصویری بزنگم تا ببینمش
بهش گفتم تلویزیون و گوشی تو خونه ما قدغن شده
چون ارتین داره وابسته میشه و گوشی رو ازم میگیره ،خودم ازش عکس و فیلم میگیرم وقتی حواسش نیست ،میفرستم براتون


گفت خوبکاری میکنی ،الهی سالم باشه .


از یطرف خوشحالم که گفتم
از یطرف میترسم ناراحت شده باشه




نظر شما چیه ؟
کارم درست بوده یا اشتباه ؟