۶ پاسخ

سیسمونی به اندازه بخرم و همه چی نخرم بزارم دنیا بیاد ببینم حساسیت به مارک پوشک خاصی داره یا نه و مثلاً اگه شیر داشتم شیردوش بخرم و تا میتونم آرامش داشته باشم تو بارداری چون هرچی روحیه بهتر رشد جنین و در آینده آروم تر و بدون استرس میشه ،هرروز آب به اندازه کافی بخورم و هروقت گشنه شدم چیزی بخورم چون سر بچه اول هیچکدوم و رعایت نکردم و بچه کم وزن دنیا اومد و کلی سختی کشیدیم
و اینکه خبر بارداری رو تا جایی که میشه دیرتر به همه بگم و جنسیت رو هنوزم نگفتم ببینم تا کی میشه نگفت چون نه کمکم میکنن و نه دلسوزن حتی زنگ نمیزنن احوال بپرسن سرزدن پیشکش چون استراحتی ام فقط مامانم کمکم داد که به اون همه چی گفتم و مثل بار اول ذوقمو به هیچکه نشون ندادم چون از حسودی یا اتفاقی میفتاد یا اعصابمو بهم می‌ریختن و تو ذوق میزدن اینبار خیلی خنثی بودم و هیچ حرفی نمیزدم و میپیچوندم و خیلی آروم تر بودم

فقط میتونم بگم بچه های اول خیلی مظلومن چون مامانا نمی‌دونن چیکار کنن بلاخره دارن ی موجودی رو بزرگ میکنندک با هیچیش آشنایی ندارنولی بچه دوم مادر پر از تجربه میشه پر از آرامش میشه برعکس بچه اول

خیلی چیزها بلد نبودم مثلا چک کردن پوشک شیر دادن دل درد و گریه هاش خوابش و حتی از شیر و پوشک گرفتن واقعا برا دومی خیلی تجربه بیشتر داشتم

فقط اینکه تا خوابید بذارمش تو گهواره یا پایین نذارم بمونه تو بغلم
و اینکه خیلی روش حساس نباشم نه اینکه بهش اهمیت ندم اینکه اجازه بدم بقیه هم بغلش کنن کمکم بگیرنش یا وقتی خوابم میاد بدم دست کسی بگم یکم بگیرش تا بخوابم
سر پسر اولم حاضر نبود واسه یک ثانیه هم از خودم جداش کنم مثل خوابم میومد نمیذاشتم کسی بگیرش تا بخوابم همش فک میکردم میخوان ازم بگیرنش خاک تو سرم ایقد خنگ بودم

سر دخترم یه مقاومت مزخرفی در مقابل شیر خشک داشتم میفهمیدم اوایل شیرم کمه بچه سیر نمیشه ولی دلم نمیخواست بگم شیرم کمه و بهش شیر خشک بدم. شیر میدادم حدود ۴۰ دیقه یکساعت کل بدنم خشک میشد بچه رو میزاشتم زمین ۵ دیقه بعد بیدار میشد. وقتی شیر خشک میدادم شبو تا صبح میخوابید.

به قنداق عادت داشت قنداق رو یهویی ازش گرفتم خواب شبش خراب شد

ننو نداشتم هی میگفتم بیخیال دیگه بزرگ شد نخرم دخترم عادت داشت به تکون دادن میزاشتم رو پا ساعتها تکون میدادم


الان دیگه نه در مقابل شیر خشک مقاومت میکنم(با شیشه نمیدم بهش)
نه قنداقو اینجوری ازش میگیرم
ننو هم امروز فردا میخرم براش

اروغ گرفتنش خیلی سخت بود برام اصلا نمیزد ی روش یاد گرفتم ساده تر😅و اینکه همش یادم میرفت باید پوشک بچه تند تند چک کنم

سوال های مرتبط

مامان آریا🤰🏻👶🏻🧸 مامان آریا🤰🏻👶🏻🧸 روزهای ابتدایی تولد
مامان دخملی🎀💓 مامان دخملی🎀💓 هفته سی‌وپنجم بارداری